ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

حبّ الوطن و تاریخنگاری

وطن دوستی یکی از عوامل موثر در حرکت ها و فعالیت های فردی و اجتماعی است. به انگیزه دوستداری وطن و تعصب نسبت به زادگاه و محل زندگی، حرکت های کوچک و بزرگ و مثبت و منفی بسیاری در طول تاریخ رقم خورده است. در عرصه تاریخنگاری نیز حبّ الوطن منشأ خلق آثاری بسیار بوده است. شمار زیادی از مورخان در سرزمین های مختلف، به خاطر دوستی و تعلق خاطری که نسبت به شهر و دیار خود داشته اند، دست به قلم برده و آثاری کوچک و بزرگ نوشته اند.

کیفیت این آثار البته یکسان نیست. برخی از آنها که به دست نویسندگانی دانشمند نوشته شده اند، آثاری برجسته به شمار می آیند. به عنوان نمونه می توان به کتب مهمی مانند تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری، تاریخ جرجان سهمی و یا ذکر اخبار اصبهان حافظ ابونعیم اصفهانی اشاره کرد. شمار زیادی از این گونه آثار نیز توسط افرادی که دانشی متوسط و گاه حتی کمتر از آن داشته اند به رشته تحریر درآمده است. گسترش سطح سواد عمومی در دوره های اخیر به تألیف این قبیل آثار به دست نویسندگان محلی که فاقد دانش عمیق تاریخی اند، دامن زده است.

آثاری که این نویسندگان می نویسند البته از نظر گردآوری اطلاعات در باره شهر یا ناحیه مورد نظر مهم و قابل اعتنایند، اما به دلیل این که نویسندگان آنها فاقد دانش کافی هستند و با شیوه های درست تاریخنگاری نیز آشنا نیستند، معمولا آثاری علمی به شمار نمی آیند و از طرف اهل علم چندان مورد توجه قرار نمی گیرند.

این دسته از تاریخ های محلی، از مشکل مهم دیگری نیز رنج می برند و آن تکیه به مشهورات و گاه افسانه ها و اسطوره هاست. البته گردآوری این قبیل مطالب خود کاری ارزشمند است، ولی طرح آنها به عنوان اطلاعات تاریخی و شیوع آنها در میان مردم آن شهر و ناحیه کار نادرستی است و موجب تحریف تاریخ است.

چند سال پیش، در یکی از نشست های تاریخ محلی که در دانشگاه اصفهان برگزار شد، به این نکته اشاره کردم و گفتم: مورخان دانشگاهی نه قادرند مانع کار این گروه شوند و نه این ممانعت کار درستی است. از طرف دیگر بی توجهی به این وضع نیز قابل قبول نیست؛ نمی توان کنار نشست و شاهد بود که هر ماه و سال، آثاری ضعیف – از نظر روش، محتوی و حتی ادبیات-  در باره روستاها، شهرها و نواحی مختلف چاپ و منتشر شود. من در آن نشست پیشنهاد کردم که مورخان دانشگاهی برای این قبیل تاریخنگاران محلی که معمولا تنها انگیزه و حتی سرمایه شان در نوشتن تاریخ محلی شهر و دیار خود، حبّ الوطن است، برنامه هایی تدارک ببینند. به عنوان مثال می توان با هماهنگی مراکز علمی و فرهنگی در استانهای مختلف، برای آنان جلساتی آموزشی و کارگاه هایی کوتاه مدت برگزار کرد، یا نشریه ای ترویجی انتشار داد و در اختیار این نویسندگان محلی گذاشت. به این صورت بدون ممانعت از کار آنان، به آنان کمک می شود تا کیفیت آثار خود را ارتقاء بخشند.

به این تاریخنگاران که وجودشان بسیار مغتنم است، باید گفت که برای نوشتن تاریخ محلی، تنها حبّ الوطن کافی نیست، دانستن روش تحقیق و تألیف تاریخی نیز ضرورت دارد.  تاریخنگاری محلی شاخه ای مهم از تاریخنگاری است که از گستردگی و رواجی قابل توجه برخوردار است. وظیفه تاریخنگاران دانشگاهی این است که برای بالا بردن کمیت و بخصوص کیفیت این رشته کوشش کنند؛ پا از محیط های دانشگاهی بیرون نهند و با تاریخنگاران محلی در روستاها و شهرهای مختلف ارتباط برقرار کنند. براستی در عرصه تاریخ و تاریخ نگاری چه کارها که نمی توان کرد !

  
نویسنده : ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها :