ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

در باره ماجرای فرای

ماجرای وصیت ایرانشناس آمریکایی، ریچارد نلسون فرای (1920-2014م)، برای دفن جنازه اش در شهر اصفهان منجر به روی دادن حوادثی شده است تأمل برانگیز.


ابتدا یکی از نمایندگان شهر اصفهان با انجام این کار مخالفت کرد و بعد تقریبا همزمان گروهی از نمایندگان استان اصفهان در این باره نامه نوشتند و چند ده نفرهم  بدون اخذ مجوز، تجمعی برگزار کردند و از در و دیوار مقبره آرتور پوپ و همسرش در کنار پل خواجو بالا رفتند و شعار دادند و بر دیوار قبر پوپ شعار نوشتند که جاسوسان را نباید در شهر اصفهان دفن کرد. در این باره شاید ذکر چند نکته مفید باشد:

الف. آرتور پوپ، ایرانشناس و اصفهان شناس مشهور، پیش از انقلاب درگذشت و بنا به وصیت او، جنازه وی و همسرش را در اتاقکی در کنار پل خواجو دفن کردند. این اتاقک اگرچه بعد از انقلاب رواج و رونقی نداشت و همیشه در آن بسته بود، اما کسی هم متعرض آن نمی شد.

ب. ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس مشهور آمریکایی، از سالیان قبل به ایران رفت و آمد داشت. وی پیش از انقلاب در دانشگاه شیراز تدریس می کرد و بعد از انقلاب هم سفرهایی به ایران داشت. او همسری تاجیک داشت و فامیل خود را – نمی دانم به طور رسمی یا غیر رسمی – ایراندوست نهاده بود.

ج. هفت هشت سال پیش یک بار که فرای به اصفهان آمده بود، گروه تاریخ دانشگاه اصفهان از وی دعوت به عمل آورد. فرای به دانشکده ادبیات آمد و در جلسه ای که در تالار صائب برگزار شد، برای اساتید و دانشجویان حرف زد. من هم در آن جلسه بودم. فرای به رغم پیری، شاداب بود و اگرچه گوشش سنگین بود ولی در جلسه ای یک ساعته در قالب گفتگویی که یکی دو تن از اساتید با او داشتند سخنانی ابراز داشت. به گمانم لوح و هدیه ای هم به او دادند. چند سال بعد بود که اعلام شد رئیس جمهور وقت، آقای احمدی نژاد، یکی از خانه های تاریخی اصفهان را به وی بخشیده است. 

د. فرای وصیت کرده بود تا او را در اصفهان دفن کنند و اکنون که از دنیا رفته است بر سر انجام این کار موافقت ها و مخالفت هایی بروز کرده است. موافق یا مخالف بودن امری طبیعی است، اما این که چند ده نفر خود را نماینده هزاران فرهنگی، دانشگاهی، هنرمند و فرهیخته شهری – آن هم اصفهان - بدانند و برای اعلام مخالفتشان، در رفتاری غیرمتعارف به قبر یک ایرانشناس مشهور اسائه ادب کنند، پذیرفتنی نیست.

ذ. آنچه مخالفان دفن جنازه فرای به عنوان دلیل مخالفت خود ابراز می کنند، از این هم عجیب تر است؛ آنان فرای را جاسوس معرفی می کنند. من واقعا نمی دانم که فرای جاسوس بوده است یا نه، اما واقعیت این است که بر این ادعا دلیلی اقامه نشده است. آنان که فرای را جاسوس می دانند باید برای ادعای خود دلیل و مدرکی ارائه دهند. مطمئنا اگر این کار صورت پذیرد و افکار عمومی این دلیل و مدرک را بپذیرد، مخالفان به هدف خود رسیده اند؛ زیرا مسلما اکثریت مردم به آنان خواهند پیوست و با دفن جنازه یک جاسوس آمریکایی در اصفهان مخالفت خواهند کرد. اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، این ادعا فاقد وجاهت شرعی، قانونی و عرفی است و می توان آن را مصداق تهمت تلقی کرد.

ر. سؤال برانگیز است که چگونه پیشترها که ریچارد فرای به ایران می آمد، به دانشگاه دعوت می شد، سخنرانی می کرد، از او تجلیل می شد، با رئیس جمهور دیدار می کرد و خانه تاریخی به او هدیه می شد، کسی مدعی جاسوسی او نبود، اما اکنون پس از مرگش، عده ای کشف کرده اند که وی جاسوس بوده است؟

ز. نکته مهم این است که تنها نهادها و مراکزی که صلاحیت دارند جاسوس بودن کسی را اعلام کنند، دستگاه های امنیتی و قوه قضائیه کشورند و این دو نهاد تاکنون چنین اتهامی را تأیید نکرده اند. اینچنین این قبیل ماجراها را نیز باید مصداق تندروی هایی دانست که متاسفانه کشور ما تاکنون از بابت آنها هزینه زیادی پرداخته است. تندروی هایی که معمولا در زمینه سیاست بروز می کند، اما این بار عرصه حساس علم و فرهنگ را نشانه گرفته است. 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳
تگ ها :