ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

کجاوه ناهم لِنگ

کجاوه ناهم لِنگ عنوان یکی از آخرین کتاب های دکتر باستانی پاریزی است که در سال 1390 منتشر شده است. از تعطیلات سه روزه آخر هفته استفاده کردم و نشستم و آن را خواندم. کجاوه ناهم لنگ مثل اغلب آثار دکتر باستانی شامل چند مقاله کوتاه و بلند است. بلندترین این مقالات (ص 126-210) که عنوان کتاب هم از نام آن گرفته شده، به معرفی متن سفرنامه خانمی کرمانی اختصاص دارد که در سال 1309 قمری/ 1892م، چهارسال پیش از قتل ناصرالدین شاه، به حج رفته و سفرنامه ای نوشته خواندنی. این خانم که نامش معلوم نیست، از کرمان به بندرعباس رفته و از آنجا با کشتی رهسپار بمبئی شده است. از بمبئی از راه دریای عمان و دریای سرخ به جدّه رفته و از جدّه به مکه و مدینه مشرّف و سپس راهی عراق شده و پس از آن، از راه کرمانشاه به تهران رفته و پس از حدود یک سال اقامت در تهران، از راه قم و کاشان و یزد به کرمان برگشته است.

فارغ از جزئیات خواندنی این سفر، باید به اهمیت سفرنامه ها اشاره کرد که معمولا حاوی اطلاعات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فراوانی هستند. ما ایرانی ها اصولا در این خصوص کم کاری می کنیم؛ از میان دهها هزار حاجی که سالیانه راهی سفر حج می شوند، یا میلیونها زائری که به مشهد و عتبات می روند و جمعیت قابل توجهی که به شرق و غرب و شمال و جنوب کشور و عالم سفر می کنند، شمار بسیار اندکی به نوشتن خاطرات سفر خود مبادرت می کنند. تصور کنید؛ از میلیونها مسافری که از گذشته های دور تا به امروز به سفرهای مختلف رفته و می روند، فقط ده درصد آنان سفرنامه می نوشتند. آن موقع ما چه اطلاعاتی از دوره ها، شهرها و آدم های مختلف داشتیم.

من در کلاس همیشه به دانشجویان می گویم: برای تمرین نویسندگی، خاطرات بنویسید. سفرنامه نویسی همان خاطره نویسی است در سفر. و چه خوب است که تحصیل کرده ها و قلم به دست ها خود را به این کار ملزم کنند. البته نباید انتظار داشت که هر سفرنامه ای بلافاصله چاپ و منتشر شود. اگر سفرنامه خوبی باشد و حتی نویسنده آن خانمی گمنام باشد، 120 سال هم از نگارش آن بگذرد، باز کسانی پیدا می شوند که آن را تصحیح و چاپ کنند و درباره آن مقاله بنویسند. من خود سفرنامه های منتشر نشده ای دارم که عمر بعضی شان به بیش از سی سال می رسد. از آن جمله سفرنامه حجّ (حجّ ناتمام) که از نگارش آن ده سالی گذشته ولی فرصت چاپ پیدا نکرده است. من دلم را خوش کرده ام که اگر صد سال بعد هم نسخه ای از آن به دست کسی بیفتد و آن را بخواند و چیزی به دست آورد، بازهم غنیمت است. این طور نیست؟

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :