ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

رنگ در تاریخ

این روزها در جریان فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری اتفاقی خاص افتاده است: روز پنج شنبه گذشته که برای شنیدن سخنرانی آقای مهندس موسوی به سالن شهید بهشتی مشهد رفته بودم مشاهده کردم در چند نقطه، پارچه های نازک سبز رنگی توزیع می شود و تعدادی از شرکت کنندگان بخصوص جوانان این نوارهای سبز را به دستان خود می بستند. روز بعد اعلام شد ستاد آقای مهندس موسوی رنگ سبز را به عنوان نماد خود برگزیده است. بلافاصله در یکی از روزنامه ها مطلبی نوشته شد و این کار با انقلاب های مخملی رنگی رخ داده در بعضی کشورها مقایسه شد. از آن طرف یکی از اعضای ستاد مهندس موسوی نیز این نماد را « نه مخملی بلکه مذهبی » معرفی کرد. به نظرم رسید بد نباشد در این باره نگاهی به تاریخ بیندازیم:


واقعیت این است که در تاریخ، گروه ها، فرق و دولت های مختلفی بوده اند که رنگی را به عنوان نماد خود برگزیده اند. در تاریخ اسلام ظاهرا اولین بار عباسیان به این کار دست زدند. آنان به گفته خود به پیروی از پیامبر (ص) رنگ سیاه را برای پرچم خود برگزیدند و حتی لباس سیاه پوشیدند. تمامی کسانی که همراه ابومسلم قیام خود را از روستای سفیدنج مرو علیه امویان آغاز کردند، لباس و پرچم های سیاه داشتند. بر همین اساس آنان را مسوّده (سیاه جامگان) نامیدند. این رنگ تا پایان کار عباسیان یعنی سال ۶۵۶ق رنگ و شعار اختصاصی آنان بود. چند سال بعد، وقتی ابومسلم به دست منصور عباسی به قتل رسید، افراد و گروه های متعددی در خراسان و بعضی نقاط دیگر ایران به خونخواهی او قیام کردند. (اسحاق ترک، عبدالجبار بن عبدالرحمن، سنباد و... ). نکته جالب اینکه خونخواهان ابومسلم نیز هوشمندانه رنگی را به عنوان نماد خود برگزیدند. آنان در برابر رنگ سیاه عباسیان، رنگ متضاد آن یعنی سفید را انتخاب کردند. لباس سفید پوشیدند و پرچم سفید برداشتند و به مبیّضه (سپید جامگان) مشهور شدند و اینگونه به صورت سمبلیک نیز تقابل و تضاد آشکار خود را با سیاه جامگان عباسی آشکار کردند. می دانیم که نماد علویان در اواخر سده دوم هجری رنگ سبز بود. چنان که وقتی امام علی بن موسی الرضا (ع) توسط مأمون به ولیعهدی برگزیده شد، خلیفه دستور داد رنگ سبز جایگزین رنگ سیاه گردد. رسمیت رنگ سبز در قلمرو عباسیان دو سال ادامه داشت، ولی وقتی امام به شهادت رسید و مأمون در پی به دست آوردن دل خویشان خود برآمد، دستور داد رنگ سیاه دوباره جایگزین رنگ سبز شود. در همین دوره ها علویان در مواردی رنگ سفید را به عنوان علامت خود انتخاب می کردند. مقارن همین سال ها خرم دینان را در بعضی مناطق دنیای اسلام محمّره می گفتند چون رنگ پرچم آنان سرخ بود. در دوره های اخیر نیز معمولا دولت ها، گروه ها و احزاب از رنگ های مختلف به عنوان نماد خود سود برده اند. اصولا رنگ یا رنگ های تشکیل دهنده پرچم کشورها نماد و سمبل آن کشور به شمار می آیند. به عنوان نمونه رنگ پرچم شوروی سابق قرمز بود و حتی ارتش این کشور، ارتش سرخ نامیده می شد. در کشور ما سادات روحانی عمامه سیاه بر سر می گذارند و سادات غیر روحانی گاه از شال یا کلاه سبز استفاده می کنند. روحانیون غیر سید نیز با عمامه سفید خود شناخته می شوند. بر این اساس انتخاب رنگ سبز از طرف یک شخص (اتفاقا سید) یا حامیان او و یا هر رنگی دیگر از طرف هر فرد، گروه یا حزبی، سابقه ای دیرینه در تاریخ ما دارد و نباید آن را به اتفاقاتی جدید همچون انقلاب های رنگی نسبت داد.   

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : نقد و نظر