ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

سفر تبریز

از جمعه تا چهارشنبه گذشته (24-29 مرداد) را همچون سال گذشته تبریز بودم؛ مهمان دانشگاه تبریز. صبح ها تا ظهر درگیر دفتر و درس و کتاب و بعد از ظهرها رها به گشت و گلا. صبح ها با همکاران دانشگاه تبریز از  تاریخ و فرهنگ و جامعه گفتگو می کردیم و بعداز ظهرها تا شب با خانواده راه می افتادیم در شهر و مظاهر فرهنگ و جامعه و آثار تاریخی را می دیدیم. تفریح هم می کردیم.

تبریز شهری است کم عرض و طویل؛ دو رشته کوه آن را از دو سمت محدود می کنند ولی شهر از طول و ارتفاع وسعت یافته است. این را وقتی متوجه شدم که یکی از همکاران  دانشگاه تبریز مرا برداشت و با خود به بالای مرتفع ترین نقطه دانشگاه برد. جایی که طول و عرض شهر را می شد کاملا دید.

دانشگاه تبریز از قدیمی ترین و بزرگترین دانشگاه های کشور است؛ با شمار زیادی دانشکده و پژوهشکده و استاد و دانشجو و کارمند. محوطه دانشگاه که در دامنه کوه های شرقی شهر واقع شده گویا از سال 1345 شمسی مورد بهره برداری قرار گرفته و اکنون در وسط شهر افتاده است؛ اگرچه از پردیس دانشگاه فردوسی کوچکتر است ولی سرسبزتر است و نقشه و ساختمانهایش به قاعده تر. محیطی دلنشین دارد و فضاهایی چشم نواز.

امسال هم به محله سرخاب و خیابان ثقه الاسلام رفتیم و مقبره الشعرا را دیدیم. بنایی که ساخت آن در سال  1350 شمسی توسط انجمن آثار ملی آغاز شد و بعد از چهل و  چند سال هنوز به پایان نرسیده است. یکی از جالب ترین بناهایی که دیدیم ساختمان شهرداری تبریز بود که برج ساعت آن نماد شهر تبریز است. ساختمان شهرداری در فاصله سالهای 1314 تا 1318 ساخته شده و از بناهای دوره پهلوی اول است. ساختمانی سنگی و با شکوه، با معماری زیبا و برجی در میانه آن. در ساختمان شهرداری موزه ای دایمی نیز برپاست که بخش تصاویر و اسناد آن بسیار دیدنی است و گوشه هایی از حیات شهری، اجتماعی و اداری تبریز را در دهه های گذشته نمایش می دهد. پارک ایل گلی را هم دیدیم؛ دریاچه ای بزرگ با بنایی در میان آن و دار و درخت بسیار و انبوه جمعیتی که برای تفریح آمده بودند و این دغدغه در ذهن من که چرا تفریحگاه های ما کفاف جمعیت ما را نمی کند؟

تبریز شهری است زیبا و دیدنی با مردمانی مهربان و مودب که زود صمیمی می شوند، به رغم این، چنان که یکی از همکاران می گفت؛ انسانهایی معقول و آینده نگرند. آرامند و در حضور آنان تو هم احساس آرامش می کنی.

بخشی از تاریخ، فرهنگ و اجتماع ایرانی در تبریز شکل گرفته و استمرار دارد. به همین دلیل هر محقق تاریخ و فرهنگ و جامعه ایرانی حتما باید تبریز را ببیند؛ خوب و با دقت و عمیق هم ببیند. هیچ ایران شناسی بدون شناخت تبریز کامل نیست.   

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳
تگ ها :