ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

محکمه یا معرکه؟ (در باره فیلم 12 مرد خشمگین)

نمی دانم کجا خوانده بودم که "تاریخ یک محکمه است". منظور گوینده این سخن آن بود که پژوهش و بررسی یک موضوع تاریخی به بررسی یک پرونده در دادگاه شبیه است؛ مورخ در مقام قاضی می نشیند و موضوع پژوهش او به مثابه یک پرونده قضایی است و مورخ باید همانند یک قاضی همه ابعاد پرونده را بررسی کند و تنها در صورتی که ادله کافی در اختیار داشت، حکم صادر کند و حتی گاهی به دلیل نداشتن دلایل و شواهد، پرونده را مختومه اعلام کند.

اخیرا فیلم سینمایی 12 مرد خشمگین را دیدم. ساخته سیدنی لومت (محصول 1957 آمریکا). به نظرم رسید که فیلم شاهکاری است از سینمای متفکر و اندیشمند. داستان فیلم از این قرار است که: دادگاهی است که در آن جوانی به قتل پدرش متهم شده است. قاضی از دوازده تن عضو هیأت منصفه می خواهد که جلسه شور و مشورت تشکیل دهند و در باره گناهکاری یا بی گناهی متهم حکم بدهند. اعضای هیأت منصفه در اتاقی می نشینند (تمام فیلم در همین اتاق می گذرد) و در این باره مذاکره می کنند. در اولین رأی گیری یازده تن حکم به گناهکاری متهم می دهند، اما یک تن رأی مخالف می دهد و چون اعتبار رأی هیأت منصفه به این است که توسط تمامی اعضا تأیید شود، بحث و گفتگو و حتی منازعه در میان اعضای هیأت بالا می گیرد. اندک اندک اوضاع تغییر می کند و یازده تن دیگر، یک به یک تحت تأثیر رأی آن یک تن، نظر خود را تغییر می دهند و سرانجام هر دوازده نفر رأی به بی گناهی متهم  می  دهند.

مجموعه گفتگوهای این جلسه طولانی هیأت منصفه، بسیار دقیق، عمیق و آموزنده است.؛ دلایل بررسی می شود، اعتبار و دقت اظهارت شهود مورد نقد و ارزیابی قرار می گیرد، از اطلاعات عمومی ریاضی و روانشناسی و... استفاده می شود، تردیدهای منطقی جالبی در باره متهم بودن جوان مطرح می شود و آن همه دلایل به ظاهر متقن اولیه یک به یک در برابر منطق قوی آن یک تن رنگ می بازد و در انتهاء همگان به این نتیجه می رسند که دلایل و شواهد محکمی برای گناهکار کردن متهم در دست ندارند (دقت کنید: آنان ادعا نمی کنند که آن جوان حتما بی گناه است بلکه می گویند؛ دلیلی قابل قبول برای اثبات اتهام قتل در دست ندارند) و چون اصل بر برائت است، حکم به محکومیت متهم نمی دهند.

واقعیت این است که شیوه پژوهش درست تاریخی هم همین است؛ چون تاریخ هم یک محکمه است، معرکه نیست که عده ای بگیرند و عده ای بگویند و عده ای دست بزنند و هورا بکشند یا نفرین و آفرین نثار کنند. محقق تاریخ باید همانند یک قاضی بی طرف، قضاوت کند و تنها وقتی محکوم کند که دلایلی متقن و تأیید شده برای اثبات اتهام در اختیار داشته باشد. دلایلی که بتوانند در برابر واقعیت های مسلم و تردیدهای منطقی مقاومت کنند واز اعتبار نیفتند. اگر چنین نبود، نام آن را نباید محکمه تاریخ گذاشت، معرکه ای است که توسط کسی یا گروهی برپا شده و چه فاصله زیادی است میان محکمه و معرکه. راستی چه اندازه از گزارش ها و تحلیل های مطرح شده در آثار تاریخی مصداق محکمه است و چه تعدادی نمونه هایی از معرکه؟

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳
تگ ها :