ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

لحن مورخان

یکی از تفاوت های مورخان با یکدیگر، لحنی است که هنگام گزارش وقایع تاریخی به کار می برند. مورخان بسیاری بوده و هستند که با لحنی قطعی به گزارش حوادث تاریخی می پردازند. آنان آسوده خاطر و با تکیه بر روایاتی که به صورت کتبی یا شفاهی به دست آنان رسیده، همه کلیات و جزئیات آن روایات را قطعی قلمداد کرده، بدون «اما» و «اگر» به گزارش تاریخ می پردازند و از گذشته چنان سخن می گویند که گویی آن وقایع هم اکنون در جلو چشم آنان در حال وقوع است.

این خطای معرفتی ناشی از عدم درک مسائل فلسفه نقدی و تحلیلی تاریخ نزد این مورخان است. آنان نه ماهیت حوادث گذشته را می شناسند، نه به محدود و مخدوش بودن اسناد و منابع تاریخی توجه دارند، نه درک درستی از پژوهش تاریخی دارند و نه عنصر زمان برایشان مفهومی دارد. در آن سو البته مورخان کمتری هستند که با درک درست این مسائل، به خود اجازه نمی دهند از گزاره های تاریخی با لحنی قاطع سخن بگویند. مبنای کار ایشان درک درست آنان از ماهیت پژوهش تاریخی است:

این دسته از مورخان می دانند که میان حوادث گذشته و آنان، به عنوان پژوهشگر تاریخ، شکافی بزرگ به نام زمان وجود دارد. دره ای عریض و عمیق که گذشتن از آن ممکن نیست مگر آن که بتوان بر روی آن پلی بست. مصالح و مواد پلی که می توان بر دره زمان بست و با آن به گذشته رفت، چیزی نیست جز اسناد و منابع و شواهد تاریخی، اما در این میان مشکلاتی مهم وجود دارد:

آنچه ما منابع تاریخی می نامیم، از دو مشکل اساسی رنج می برند:

الف. ناکافی بودن. واقعیت این است که آنچه از منابع گذشته به جا مانده و به دست ما رسیده، به هیچ وجه کامل و بیانگر تمامی کلیات و جزئیات حوادث مورد نظر نیست.

ب. عدم اطمینان به صحت و اتقان این منابع. واقعیت این است که درستی و استحکام این منابع همواره می تواند با شک تردید روبرو شود. چه کسی می تواند تضمین کند؛ آنچه در فلان کتاب نوشته شده، یا در فلان شعر آمده، یا در سندی درج شده، راست و درست است و در هنگام ثبت و ضبط اولیه آن یا در گذر از خلال دهه ها و سده ها سالم مانده و مخدوش نشده است؟

نتیجه این که ما مصالح کافی و مستحکمی برای پل زدن بر روی شکاف زمان در اختیار نداریم، بنابراین هیچ گاه نمی توانیم پلی کامل و مقاوم بر فراز دره زمان بزنیم و به گذشته برویم. توجه و یا عدم توجه به این دو مشکل، دو گونه رویکرد را در گزارش حوادث و وقایع رقم می زند:

در رویکرد اول همه چیز و واضح و روشن است. بنابراین با لحنی قطعی نیز گزارش می شود. اما در رویکرد دوم، به جز واقعیت های کلی و وقوع حوادث بزرگ (مثل جنگ جهانی اول، حمله مغول به ایران، وجود دولت صفوی، وقوع انقلاب کبیر فرانسه و...) چیزی قطعی نیست و همه چیز با نوعی تردید و تشکیک منطقی روبرو و حاصل کار نیز با لحنی نسبی و احتیاط آمیز بیان می شود.

ختم کلام این که باید توجه داشت: لحن قطعی نشانه بزرگی و عظمت کار مورخان نیست، بلکه با احتیاط سخن گفتن و گزاره های تاریخی را با «اما» و «اگر» بیان کردن نشانگر دقت علمی و شیوه درست پژوهش تاریخی است.       

  
نویسنده : ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :