ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

« تاریخ هم شد رشته ؟ »

برای انجام کاری به یک همشهری نسبتا عالی رتبه مراجعه کرده بودم. بار اول بود که ایشان را می دیدم. رشته و کارش ربطی به تاریخ نداشت. رفته بودم تا وساطت کند و مشکلی حل شود. در دفتر بزرگش از من پذیرایی کرد و گفت برایم چای آوردند. بعد پرسید: رشته شما چیست؟ گفتم: تاریخ. خیلی رک و صریح گفت: تاریخ هم شد رشته؟ به چه درد می خورد؟ چیزی نگفتم. چای را که آوردند، تا از گرما بیفتد و آن را بنوشیم، بهانه ای جور کردم و برایش از گذشته و مفاخر شهرمان حرف زدم. بیست دقیقه ای طول کشید. سراپا گوش شده بود. حرفهایم که تمام شد، گفت: خیلی جالب بود. شما بنشینید همین حرف ها را بنویسید. من هزینه چاپ آنها را تقبل می کنم. گفتم: همین ها که گفتم و شما خوش تان آمد، تاریخ بود. هنگام خداحافظی از من خواست مقاله ای را که در این باره نوشته بودم، در اختیارش قرار دهم. چند روز بعد آن را برایش فرستادم.

این خاطره را نوشتم چون می دانم اهل تاریخ مرتب با این سوال روبرو هستند که تاریخ به چه دردی می خورد؟ واقعیت این است که این سؤال معمولا مسبوق به تحلیل و نقد و نظر علمی و ناشی از بررسی در فلسفه انتقادی  و تحلیلی تاریخ نیست. بنابراین راه مواجهه با آن هم وارد شدن به مجادلات علمی و اندر فواید تاریخ استدلال کردن نیست. در هنگام قرار گرفتن در معرض این سؤال بهتر است ببینید سؤال کننده از چه و کجا و کِی خوشش می آید، تاریخ همان را برایش بگویید. علاقمند خواهد شد.

واقعیت این است که ممکن و لازم نیست همه آدم ها به همه شخصیت ها و دوره ها و آثار و اماکن تاریخی علاقمند باشند. بگذارید هر کس از هر چه خوشش می آید، تاریخ همان را بخواند و بداند. البته یک چیز هست که همگان از آن خوششان می آید؛ تاریخ شهر و زادگاه آدمی (حبّ الوطّن). این موضوع را دست کم نگیرید. گفتن و نوشتن تاریخ های محلی (تاریخ نگاری محلی) یکی از راههای مهم پیوند دادن افراد با تاریخ است. امتحان کنید.

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :