ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

شریعتی و تاریخ اسلام

چند سال پیش، در سالگرد دکتر شریعتی، خبرنگار خبرگزاری ایسنا تماس گرفت و درخواست کرد که به سوالاتی در باره آثار و اندیشه های او پاسخ دهم. شش سوال را مطرح کرد که به سه تا از آنها که به اندیشه ها و آثار تاریخی دکتر شریعتی اختصاص داشت جواب دادم. فکر کردم این روزها که سالگرد اوست آنها را به عنوان یک پست در ماهروز بگذارم.  


جایگاه دکتر شریعتی در مطالعات تاریخ اسلام چیست؟

دکتر شریعتی تحصیلات آکادمیک در تاریخ اسلام نداشت، اما عواملی متعدد توجه او را به این تاریخ جلب کرده بود و بر همین اساس، وی مطالعات گسترده ای در تاریخ اسلام و بخصوص زندگانی شخصیت های بزرگ و مقدس آن صورت داده بود. با وجود این نباید او را یک مورخ به معنی آکادمیک آن قلمداد کرد. به این دلیل که آثار تاریخی او از این منظر، قابل نقد هستند. رویکرد شریعتی به تاریخ اسلام رویکردی ایدئولوژیک و به تبع آن گزینشی بود. ضمنا او بیشتر اهل تاریخ به معنی تحلیلی آن بود تا تاریخ نقلی.

به نظر من شریعتی دو تأثیر عمده بر نویسندگان تاریخ اسلام در دوره معاصر داشته است: نخست: ایجاد تمایل به تحلیل این تاریخ به جای نقل صرف آن (که این جریان توسط بعضی کسانی که سعی کرده اند پا جای پای شریعتی بگذارند، گاه به افراط کشیده است)، دوم: استفاده از ادبیات و زبانی تازه در گزارش تاریخ اسلام و بخصوص تاریخ تشیع. زبان و ادبیات دکتر شریعتی در این زمینه به شکل گسترده ای مورد تقلید قرار گرفت ولی به مرور زمان از این دامنه این تقلید کاسته شد.

 

چهره هایی همانند پیامبر اکرم، امام حسین بن علی، حضرت زهرا (س) و... پیش از شریعتی هم در جامعه ما شناخته شده بودند. معرفی او از این شخصیت ها چه تفاوتی با کار دیگران داشت که اینچنین مقبول افتاد؟

به گمان من، شریعتی وجوه مغفولی از ابعاد شخصیتی این افراد را احیا کرد و با نگاهی نو و توسل به ادبیاتی امروزی و زبان و قلمی مسحور کننده، در این کار آنچنان پیش رفت که بعضی از این اشخاص گویی حیاتی تازه از سر گرفتند. به عنوان مثال، سیمایی که او از ابوذر ترسیم کرد، بی سابقه بود. جامعه دینی و مذهبی ما پیش از شریعتی نیز زینب را می شناخت، ولی آن زینب گریان و نالان و ستم کشی که پیشتر مطرح می شد، توسط شریعتی به شیرزنی ظلم ستیز و پیام آور خون شهیدان کربلا تبدیل شد. به نظر من آنچه او در باره حُر گفته است، درتاریخ اسلام و تشیع بی سابقه است. همیچنین است مفاهیم متعددی که در باره امام علی (ع) طرح کرده است. فارغ از هر نوع داوری در باره آنچه شریعتی در باره این شخصیت ها گفته و نوشته است، باید گفت ترسیم سیمایی تازه از شخصیت های دینی و مذهبی در اذهان مخاطبان، یکی از موفق ترین کارهای دکتر شریعتی بوده است.

 

کتاب اسلام شناسی (درسهای دکتر شریعتی در دانشگاه مشهد) چه ویژگی هایی دارد که آنچنان مورد استقبال قرار گرفت.

در توجه اذهان به این کتاب نیز چند عامل مؤثر بودند: نخست طرح مطالبی که مورد اقبال مخاطبان در آن دوران بود. شریعتی در این کتاب از منظری تاریخی و اجتماعی به اسلام نگریسته است و این نوع نگاه در سالهای پایانی دهه 40 و اوایل دهه 50 شمسی در جامعه ما خریدار بسیار داشت. به عنوان مثال آنچه وی در تحلیل جامعه شناسانه ماجرای سقیفه بنی ساعده آورده، تحلیلی نو و ابتکاری است.  نکته دوم، زبان جذاب و مسحور کننده شریعتی در این کتاب بود که هنوز هم بی بدیل مانده است. به نظر من – به عنوان یک فرد علاقمند به ادبیات- هیچ خواننده ای نمی تواند خود را از تأثیر شدیدی که این متن بر روی او می گذارد، دور نگه دارد. گزارش دکتر شریعتی از بعضی صحنه های جنگ (مثلا نبرد حنین) و یا درگذشت پیامبر به نحوی خارق العاده زیبا و تأثیر گذار هستند. به نظر می رسد بخشی از موفقیت کتاب اسلام شناسی را نیز باید مرهون مخالفان دکتر شریعتی دانست که با طرد و تکفیر و نقدهای ناشیانه، این کتاب را به جامعه غیردانشگاهی نیز معرفی کردند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :