ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

عاشورا: واقعه و فرهنگ

این روزها قصد داشتم مطلبی به مناسبت ماه محرم و سالگرد واقعه عاشورا بنویسم و در وبلاگ بگذارم، اما هرچه فکر کردم دیدم حرف تازه ای ندارم. حرف همان است که محرم دو سال پیش در جمعی دانشجویی گفتم و سپس آن را نوشتم و به عنوان پستی در وبلاگ گذاشتم. تصمیم گرفتم آن پست را عینا در اینجا تکرار کنم.

 

هفته گذشته دانشجویان گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دعوت کرده بودند تا در جلسه ای، در باره عاشورا با آنها سخن بگویم. این جلسه چند سالی است که در ایام محرم در دانشکده ادبیات برگزار می شود. معمولا دو یا سه نفر، هریک حدود نیم ساعت سخنرانی می کنند و بعد سؤال و جواب صورت می گیرد. من در این جلسه که هفته گذشته روز دوشنبه 11 آذر [1392] ساعت 3 تا 5 بعداز ظهر در سالن رجایی بخارایی دانشکده ادبیات برگزار شد، در ذیل عنوان «عاشورا: واقعه و فرهنگ» مطالبی را مطرح کردم که در این پست فرم مکتوب آن را عرضه می کنم.

عاشورا در درجه اول یک واقعه تاریخی است. حادثه ای است که در زمان و مکانی خاص توسط کنش گرانی خاص رقم خورده است. اما به عنوان یک فرهنگ، مجموعه ای از ذهنیات و رفتارهای ما در ارتباط با این واقعه است.
عاشورا به عنوان یک فرهنگ شامل دو بخش است:
الف. ذهنیات و باورهای ما
ب‌. رفتارهای ما
این رفتارها را می توان به سه جزء تقسیم کرد:
- انجام مراسم و مناسک. مثل برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری، نذر و اطعام و...
- خلق آثار هنری. مانند کشیدن تابلوهای نقاشی، نگارش کتیبه ها و لوحه ها، سرودن شعر و...
- نگارش آثار علمی درباره این واقعه. مانند تالیف کتب و مقالات با رعایت استانداردهای علمی.
دو جزء اول و دوم یعنی انجام مراسم و مناسک و خلق آثار هنری، بیشتر با احساسات مجریان، خالقان و مخاطبان ارتباط دارد. اصولا انجام مراسم عزاداری، سینه زنی، زنجیرزنی و این قبیل برنامه ها و نیز خلق آثار هنری تحت تاثیر احساسات است و بر احساسات مخاطبان نیز تآثیر می گذارد. اما در جزء سوم یعنی نگارش مکتوبات جدی، هم خالق و هم مخاطب چندان درگیر احساسات خود نیستند و بیشتر با اندیشه و تعقل علمی سر و کار دارند.
در خصوص عاشورا به مثابه یک فرهنگ و عناصر و اجزای آن چند نکته قابل ذکر است:
الف. این باورها و رفتارها عصری و عرضی است و می تواند از جایی به جایی و زمانی به زمانی دیگر متفاوت باشد.
ب.عاشورا به عنوان یک واقعه، سیره و فعل امام معصوم است، اما عاشورا به عنوان یک فرهنگ، اندیشه و عمل امام معصوم نیست، بلکه اندیشه و رفتار انسان هایی غیرمعصوم است. بر این اساس، آمیخته با قوت و ضعف است و باز هم بر این اساس، قابل نقد و ارزیابی است.
ج. یکی از مشکلات موجود در عرصه فرهنگ عاشورا، بر هم خوردن تناسب اجزای مختلف این فرهنگ است. ایده آل آن است که در مجموعه یک فرهنگ، میان عناصر و اجزای آن نوعی تناسب (و نه ضرورتا تساوی) برقرار باشد. اما آنچه اکنون احساس می شود این است که در عرصه رفتارهای ما (به عنوان جزئی از فرهنگ عاشورا) دو بخش انجام مناسک و خلق آثار هنری، بر خلق و مطالعه مکتوبات علمی غلبه یافته است.
این که انتظار داشته باشیم آمار آثار مکتوب جدی در باره عاشورا به اندازه آثار هنری و یا به تعداد مراسم عزاداری و شرکت کنندگان در آن باشد، انتظاری واقعی نیست. اما کسادی بازار خلق آثار مکتوب علمی در باره عاشورا، تا به این اندازه که اکنون به چشم می خورد، نیز پذیرفتنی نیست. بر این اساس باید به بازسازی تناسب از بین رفته در عرصه این فرهنگ پرداخت.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٤
تگ ها :