ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

شئونات انسانی

رفته بودم تهران. با هواپیمای شرکت ایران ایرتور برگشتم. هواپیما اوراق بود، بخصوص  فاصله صندلی های هواپیما بسیار کم بود و نشستن دشوار. ردیف صندلی ها را به هم زده بودند که مسافر بیشتری سوار کنند. نشستن برای آدم هایی با قد و قامت معمول هم بسیار دشوار بود تا چه رسد به کسانی که وزنی بیش از حد معمول داشتند یا پاهایی بلندتر. قبل از پرواز سرمیهماندار به فارسی و انلگیسی به مسافران توصیه هایی کرد؛ از جمله آن که موبایل خود را خاموش کنند، سیگار نکشند، این کار و آن کار را نکنند و سرانجام این که شؤونات دینی را رعایت کنند.

هر جوری بود، با سختی و مرارت یک ساعت پرواز و مقدمات و مؤخرات آن را تاب آوردم. وقتی می خواستم پیاده شوم، بالای پله ها آقای سرمیهماندار ایستاده بود و با لبخند مسافران را بدرقه می کرد. ایستادم. از او تشکر کردم و گفتم: شما بدرستی به رعایت شئونات دینی توصیه کردید، اما ای کاش خودتان شئونات انسانی را هم رعایت می کردید. گفت چطور؟ گفتم: این وضع صندلی های شما حتی از اتوبوس های 40 – 50 سال پیش هم بدتر است. گفت دیگران هم در این باره تذکراتی داده اند و ما به مقامات بالاتر منعکس کرده ایم و ...

از پله ها که پایین می آمدم، فکر کردم راستی اگر رقابتی بود و مشتری عملا حق انتخاب داشت، چندتن از این مسافران چنین هواپیمایی را برای سفر انتخاب می کردند؟

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤
تگ ها :