ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

خیام؛ خفته در زیر گُل

نظامی عروضی سمرقندی، نویسنده کتاب مشهور و بحث برانگیز چهارمقاله، در باره حکیم خیام نیشابوری حکایتی آورده است خواندنی:

«در سنه ستّ و خمسمائه [(506 هجری قمری)] بشهر بلخ در کوی برده فروشان در سرای امیرابوسعد جره، خواجه امام عمر خیامی و خواجه امام مظفر اسفزاری نزول کرده بودند و من بدان خدمت پیوسته بودم. در میان مجلس عشرت از حجه الحق عمر شنیدم که او گفت: «گور من در موضعی باشد که هر بهاری، [باد] شمال بر من گُل افشان میکند». مرا این سخن مستحیل نمود و دانستم که چنوئی گزاف نگوید. چون در سنه ثلثین [530 هجری قمری] بنشابور رسیدم، چهارسال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود و عالم سفلی ازو یتیم مانده و او را بر من حق استادی بود. آدینۀ بزیارت او رفتم و یکی را با خود ببردم که خاک او را بمن نماید. مرا بگورستان حیره بیرون آورد و بر دست چپ گشتم در پایین دیوار باغی خاک او دیدم نهاده و درختان امرود و زردآلو سر از آن باغ بیرون کرده و چندان برگ شکوفه بر خاک او ریخته بود که خاک او در زیر گُل پنهان شده بود و مرا یاد آمد آن حکایت که بشهر بلخ ازو شنیده بودم گریه بر من افتاد که در بسیط عالم و اقطار ربع مسکون او را هیچ جای نظیری نمیدیدم. ایزد تبارک و تعالی جای او را در جنان کناد بمنّه و کرمه».

 

چهار مقاله، چاپ قزوینی، ص 102

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
تگ ها :