ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

و ما ادراک ما البانک ؟

دو سه روز پیش رفتم بانک ملی از حسابم پول بردارم. بعد ازین که مسوول باجه پول را تحویلم داد، گفت: 600 تومان پول خرد دارید به من بدهید؟ گفتم بله. یک هزار تومانی به او دادم. بعد یک باره برایم این سوال پیش آمد که ماجرای این 600 تومان چیست؟ به مسوول باجه گفتم: ببخشید ممکن است بفرمایید ماجرای این 600 تومان چیست؟ گفت: به دلیل این که کارت بانکی خود را از یک شعبه بانک ملی دریافت کرده اید، هربار که در شعب دیگر از حسابتان پول بردارید، بابت این کار باید 600 تومان بپردازید. خنده ام گرفت و گفتم: آقا! بهتر نیست بانک ها برای گرفتن پول از مردم راه های آبرومندانه تری پیدا کنند. کارمند بانک هم که دلش پر بود، شروع کرد به دردل کردن که آقا این کار را فقط بانک ملی آن هم در مشهد انجام می دهد و هیچ کجای ایران و استان هم رواج ندارد و بانک به حرف ما هم گوش نمی دهد و. . .

با مسوول باجه گفتیم و شنیدیم و بعد از بانک آمدم بیرون. وسط راه که برمی گشتم یک دفعه دقت کردم، دیدم یادم رفته از مسؤول باجه 400 تومان باقی مانده پولم را بگیرم. او هم فراموش کرده بود پولم را پس بدهد. برایم درسی شد که ازین پس در برابر ظلم بانک سکوت کنم و چیزی نگویم وگرنه بقیه پولم هم خواهد رفت.

ولی از اینها گذشته این بانک ها را مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی بهتر از همه شناخته بود که در آستانه راه افتادن بانک در ایران، در نامه ای به یکی از علما (گویا میرزای شیرازی) در باره این مؤسسه مالی نوشته بود: و ما ادراک ما البانک ( تو چه دانی که این بانک چیست ؟)

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ امرداد ۱۳٩٥
تگ ها :