ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

چند روزی تبریز

برای شرکت در جلساتی با حضور همکاران دانشگاه پیام نور تبریز از 19 تا 25 مرداد به شهر تبریز سفر کردم. تبریز مثل همیشه پر جنب و جوش بود و تبریزیان میهمان نواز و مؤدب و صمیمی.  حاصل جلسات بحث و گفتگو بسیار خوب بود؛ هم عقلانی و هم دلچسب. دم غروب که از درس و بحث فارغ می شدم، با دوستان قدیم و جدید تبریزی به گشت و گلا می رفتم. یعنی آنها لطف می کردند و مرا با خود می بردند. در این سفر کمتر فرصت کردم به دیدار بناهای تاریخی بروم؛ تا غروب و سرشب می رسیدیم، تعطیل شده بودند. با وجود این بعضی جاها از جمله یکی از قبرستان های قدیمی تبریز را که مدفن شماری از مشاهیر این شهر است، دیدم و متوجه شدم قبر کمال الدین بهزاد، نقاش مشهور عصر تیموری و صفوی، در تبریز است. دانشگاه هنر اسلامی را هم دیدم که در ساختمانهای زیبای یکی از کارخانه های قدیمی تبریز مستقر است. متاسفانه به دلیل پر بودن برنامه ام (از صبح تا غروب) فرصت نشد به آن سری بزنم. برای خرید کفش و سوغاتی به بازار تبریز هم رفتم. بازاریان تبریز خوشخوی و مؤدبند. هیچ وقت در آنجا بد خلقی ندیده ام؛ همچنان از این که به مغازه آنان رفته ای و احیانا چیزی خریده ای تشکر می کننند. ایام اقامت در تبریز خوش گذشت. هوای تبریز البته در این یک هفته ای که آنجا بودم، گرم بود. بسیار گرم. ولی شب و روز آخر با وزش نسیم خنکی که وزیدن گرفت، هوا عالی شد. با تقدیم احترام به تبریز و تبریزیان.

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ امرداد ۱۳٩٥
تگ ها :