ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

«...طرحی نو دراندازیم»

گاهی که فرصتی دست می دهد و برای بیان تاریخ در جمع همکاران دانشگاهی که در رشته های دیگر به فعالیت مشغول اند حاضر می شوم و یا احیانا برای انجام سخنرانی های عمومی به جایی می روم، از علاقه شگفت مخاطبان به تاریخ شگفت زده می شوم. آنچه قابل تشخیص است این است که مخاطبان عمومی یا متخصصان غیر تاریخی، علاقه ای بسیار بیشتر از دانشجویان تاریخ به این مباحث نشان می دهند. در بحث شرکت می کنند، نقد می کنند، نظر می دهند. بحث ها بالا می گیرد و انسان از بودن در چنین فضایی لذت می برد. این وضعیت اصلا قابل مقایسه با کلاس های سوت و کور تاریخ در دانشگاه ها نیست. کلاس هایی که دانشجویان آن را باید به زور حضور و غیاب و نمره و این جور چیزها سر کلاس ها آورد و نتیجه اش هم تربیت کسانی است که بعد از چند سال همان چیزهایی را که خوانده اند و امتحان داده اند، به یاد نمی آورند.

عوامل و دلایل این موضوع بسیار است و فعلا مورد بحث ما نیست. اما مهم یادآوری این نکته به اساتید و پژوهشگران تاریخ است که این ظرفیت و قابلیت مخاطبان عمومی را نادیده گرفته و کار خود را منحصر به  کلاس هایی کرده اند که نتیجه بخشی آنها بسیار کمتر از انتظار است.

به نظرم وقت آن رسیده که مورخان و اساتید و پژوهشگران تاریخ به این ظرفیت عظیم توجه کنند و برای آموزش تاریخ به مخاطبان عمومی اندیشه کنند و طرحی دراندازند. تاریخ دانشگاهی در همه جای دنیا رشته ای بسیار مهم و فاخر در محیط های آکادمیک است و در کشور ما همین نیز گونه است، اما هر جامعه نیازها و اقتضائات خاص خویش را دارد که نباید آن را نادیده گرفت. فراموش نکنیم که اگر پاسخ مناسبی توسط اساتید و پژوهشگران متخصص در تاریخ به این نیازها داده نشود، افراد غیرمتخصص این فرصت را پیدا می کنند که با سخنانی سطحی و گزاره هایی نادرست و مبالغه آمیز - در باره همه چیز و همه کس - پاسخ کاذبی به این نیازها بدهند. همان که امروز در جامعه ما به وفور دیده و شنیده می شود.

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥
تگ ها :