ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

طنز و تاریخ

یک بار خبرنگاری از آقای دکتر باستانی پاریزی پرسیده بود: شما چرا طنز را وارد تاریخ کرده اید و تاریخ را در قالب طنز بیان می کنید؟ ایشان پاسخ داده بودند که من طنز را وارد تاریخ نکرده ام؛ طنز در تاریخ هست فقط کافی است دقت کنید و آن را کشف کنید.

این سخن دکتر باستانی درست است و واقعیت این است که حوادث تاریخی گاه به شکلی عجیب با طنز آمیخته است. طنزی که خنده ای تلخ را بر لبان خواننده و شنونده می نشاند. مثلا آیا خنده دار نیست که جان موسس پادشاه بزرگ یک سلسله بر سر چند خربزه بر باد برود؟

ترکان دربار عباسی خلیفه را غذای شور می خوراندند، او را در آفتاب گرم بغداد می نشاندند و از رسیدن آب به او خودداری می کردند تا وقتی که از شدت تشنگی جان می داد. آیا وضع چنین خلیفه ای و کار چنان ملازمانی خنده دار نیست؟

احمدشاه کشور را ترک کرده بود، مرحوم مدرس، رحیم زاده صفوی را به پاریس فرستاد که او را به ایران برگرداند. احمدشاه نپذیرفت و گفت آیا درست است که من این باغ و بستانهای زیبا و آواز پرندگان و هوای خوب را رها کنم و بیایم شاه ایران شوم و این طرف با لرها بجنگم و آن طرف با ترک ها ستیز کنم و با ترکمن ها دربیفتم و ... براستی آیا نمی توان به حال این کشور و پادشاهش خنده سر داد؟

در انقلاب کبیر فرانسه به ملکه گفتند مردم شورش کرده اند. گفت چرا؟ گفتند: نان ندارند. گفت: خوب شیرینی بخورند. آیا وقتی این روایت تاریخی را می خوانید، می توانید جلو خنده تلخ خود را بگیرید؟

آیا کار آن شاگرد دکان پارچه فروشی که در بازار قیصریه کار می کرد و برای این که صاحب مغازه متوجه نشود او یک دستمال را گم کرده یا هدیه داده، تمام بازار را به آتش کشید، خنده دار نیست؟

یک نکته خنده دار هم از تاریخ معاصر خودمان بگویم و سخن را تمام کنم. در تمام 8 سال جنگ ما با عراق، در حالی که دو طرف بشدت با هم در نبرد بودند و از زمین و هوا و دریا آتش برسر هم می ریختند، نه کسی به عراق سفر می کرد و نه عراقی به ایران می آمد و نه حتی وساطت دولت ها و سازمانهای جهانی و منطقه ای کارگر می افتاد، آری در همین شرایط، کنسولگری های دو کشور در تهران و بغداد باز بود. البته شاید مقامات سیاسی دو کشور برای این کار توجیهی داشته باشند، ولی در دنیایی که با چند فحش و ناسزا یا حداکثر تهدیدی سفارتخانه های کشوری در کشوری دیگر تعطیل می شود، خنده دار نیست که با وجود جنگی خونین و گسترده، کنسولگری های دو طرف همچنان باز و برقرار باشد؟ ظاهر قضایا که این را می گوید.

بارها شده که حین مطالعه آثار دکتر باستانی پاریزی خندیده ام، گاهی در حد یک لبخند و گاه با صدای بلند. خداوند روح مورخ طنّاز ما را غرق رحمت خود کند.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥
تگ ها :