ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

عبدالمطّلب

هاشم بن عبدمناف، سر سلسله بنی هاشم و مرد با نفوذ مکه، پیش از مرگش، در یثرب با زنی به نام سلمی از قبیله بنی‌عدی بن‌نجار ازدواج کرد و صاحب پسری به نام شیبه شد. اما مرگ ناگهانی او باعث شد که این پسر همراه مادر خود در یثرب باقی بماند. در این هنگام ریاست قریش به دست مطلّب برادر هاشم بود و همو بود که با بعدها با شنیدن اوصاف برادرزاده اش شیبه راهی یثرب شد و او را که نوجوانی بود همراه آورد. روزی که مطّلب و برادرزاده اش وارد مکه شدند، مردم که تا آن موقع شیبه را ندیده بودند، او را با غلام مطّلب اشتباه گرفتند و وی را عبدالمطّلب نامیدند. با توضیحات مطّلب بزودی گمان آنان برطرف شد، ولی این نام برای همیشه براو باقی ماند.


عبدالمطّلب به دلیل نسبتش با رئیس بزرگ قریش یعنی هاشم، حمایت عمویش مطّلب و ویژگی های شخصی اش مانند زیبایی، فصاحت، ذکاوت، سلامت اخلاقی، سخاوت و بخشندگی و داشتن سواد خواندن و نوشتن، شاعری و خطیبی، توانست پس از عمویش، اندک اندک بر مشکلات فائق آید. بر اینها همه باید حمایت خزرجیان یثرب را افزود. مادر عبدالمطّلب از تیره بنی‌عدی ‌بن ‌نجار از قبیله خزرج بود یعنی مهمترین قبیله یثرب و همانان بود که در جریان نزاع او با عمویش، نوفل، از او حمایت کردند: هشتاد جنگجوی یثربی راهی مکه شدند و نوفل را برجای خود نشاندند و این پیام را به تیره های قریش دادند که در هر حادثه ای از عبدالمطلب حمایت خواهند کرد. عبدالمطّلب بر نوفل و پسر عمویش امیة ‌بن‌ عبدشمس پیروز شد و کار ریاست و رهبری قریش را به دست گرفت.

او حدود ۶٠سال بر قریش حکومت کرد و همانند اسلافش در وضع قوم خود تغییراتی داد، اما نکته مهمی که او را از پدرانش ممتاز می کرد، داشتن نوعی نفوذ معنوی ویژه بود که می توان آن را اصطلاحا کاریزما نامید. نویسندگان هریک از رهبران قریش را به صفتی متمایز کرده اند: قصی بن کلاب را مرد جنگ و سیاست، عبدمناف را مرد صلح و سازندگی، هاشم را مرد تجارت و ثروت، ولی عبدالمطلب را مرد دین دانسته اند. از موحد بودن او گزارش داده اند و او را بنیانگزار رسم تحنث معرفی کرده اند. یکی از حوادثی که شخصیت معنوی او را بازتاب می دهد، حفر مجدد زمزم است. او هنگامی که در مکانی مقدس یعنی حجر اسماعیل خفته بود، مأمور شد که چاه را حفر کند. این اتفاق سه بار تکرار شد و حتی جای دقیق چاه به او نشان داده شد. اعراب، زمزم را چاه اسماعیل و معجزه الهی می دانستند لذا این اتفاق در چشم قریش تأکیدی بر صحت انتسابشان به ابراهیم خلیل بود و شأن عبدالمطلب را بالا برد. او در چشم اعراب ساقی بود که حجّاج را از چاه جدش اسماعیل سیراب می کرد. حتی در برخی روایت ها از جوشیدن چاه آبی از زیر پای شتر عبدالمطلب نیز گزارش شده است. قربانی کردن فرزندش عبدالله نیز در خواب به او الهام شد و به رغم اینکه تحقق نیافت، به دنبال آن، قریش عبدالمطلب را « ابراهیم ثانی » لقب دادند. بر اساس روایت ها در سال قحطی گوینده ای غیبی مردم را ندا داد که برای باریدن باران از مردی  با ویژگی هایی خاص مدد بجویند و چون قریش نگریستند آن مرد را عبدالمطلب یافتند. او دعا کرد و باران آمد. قصه شگفت اصحاب فیل نیز بر شأن و منزلت معنوی عبدالمطلب افزود. اینکه گفته اند فیل ابرهه عبدالمطلب را سجده کرد، مسلما افسانه ای بیش نیست، ولی این مسلم است که او به فکر ترتیب دادن مقاومتی در برابر سپاه ابرهه افتاد و با وجودی که موفق به انجام این کار نشد، در حرم ماند و به همین دلیل بود که بعدها او را دفع کننده سپاه فیل از مکه می دانستند. به هرحال او فرمانده قوم پیروز این جنگ بود. آن هم پیروزی که از طریق یک معجزه تحقق یافته بود. اندیشه « نبی منتظَر » از پیش توسط یهود و نصارا در مکه و یثرب معروف بود و گفته اند عبدالمطلب گاه در حق خود چنین گمانی می برد. ظاهرا قریش نیز او را همان رهبر موعود می دانستند. بر همین اساس است که عبدالکریم شهرستانی در کتاب الملل و النحل قدرت و حکومت عبدالمطلب را از برکات نور الهی می داند.

 عبدالمطّلب اینچنین دین و دولت را به هم آمیخت و همزمان دو مقام سادن الکعبه ( پرده داری کعبه ) و سیدالبطحاء ( بزرگ مکه ) را به دست آورد. از قول پیامبر اکرم نیز در حق جدش سخنی است که « خداوند جدم عبدالمطّلب را به صورت امتی یگانه برخواهد انگیخت. در هیأت انبیاء و ظاهر پادشاهان ». 

عبدالمطّلب در سال هشتم عام الفیل ( حدود  ۵٧٨ م ) درگذشت. روز مرگ او مکه سیمایی دیگر به خود گرفت. قریش تاجرپیشه، مرگ رهبر خود را چنان بزرگ داشتند که تا مدتی از کسب و کار دست کشیدند. او را در دو برد یمنی که ١٠٠٠ مثقال طلا ارزش داشت، کفن و جنازه اش را غرق مشک کردند. دفن عبدالمطلب با تأخیر انجام شد زیرا قریش به خاک سپردن او را روا نمی داشتند. مرگ عبدالطلب پایان سیادت دیرپای بنی‌هاشم در مکه بود.

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸