ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

دشواری های تاریخنگاری

تاریخنگاری کاری است دشوار. این گزاره شاید در ابتدا عجیب به نظر آید، ولی می توان شواهد و دلایل بسیاری برای اثبات آن یافت. در این نوشته به برخی دشواری های تاریخنگاری  اشاره می کنم:


١. انتظارات غیر واقعی از تاریخ. هنوز در بسیاری از فرهنگ ها حدود و ثغور تاریخ -  به عنوان یک علم - معلوم  و مورد توجه نیست و به روش ها و محدودیت های آن توجه کافی صورت نمی گیرد. گاهی از آن انتظارات دیگری می رود و گاه محدودیت های آن حمل بر موضع تاریخنگار می گردد. این وضعیت کار تاریخنگاران را بسیار دشوار و پیچیده می سازد. مثلا پیش می آید کسی که به عقیده ای خاص باور دارد، وقتی می شنود تاریخنگاری اعلام می کند؛ برای اثبات این عقیده شاهدی در منابع تاریخی وجود ندارد، آن را ناشی از نظر منفی آن مورخ تلقی می کند. حال آنکه تاریخنگار نمی تواند چیزی بر شواهد تاریخی بیفزاید و یا بدون در دست داشتن شاهدی، بر درستی یک گزاره حکم دهد. تخطی از این موضوع یعنی زیر پا نهادن اصول شناخته شده علم تاریخ. 

٢. دخالت افراد غیر متخصص در تاریخنگاری. تاریخ علم پیچیده ای نیست و بزرگترین شاهد اینکه زبان تخصصی و فنی ندارد. شمار واژه های فنی مورد استفاده در تحقیقات تاریخی شاید به زحمت به تعداد انگشتان دو دست برسد. تاریخنگار واژگان خود را از علوم دیگر و موضوعاتی که در باره آنها می نویسد، وام می گیرد. این سادگی زبان، در عین حالی که می تواند بر شمار مخاطبان آثار تاریخی بیفزاید، متأسفانه خود موجب بروز مشکلاتی می گردد که یکی از مهمترین آنها ورود افراد غیر متخصص به این عرصه است. کم نیستند کسانی که بدون تحصیل و مطالعه کافی و روشن مند در تاریخ، در باره موضوعات تاریخی نظر می دهند. ابراز نظرات شفاهی و کتبی چنین افرادی موجب بروز ابهامات و طرح گزاره هایی غیر دقیق می شود و کار را بر تاریخنگاران دشوار می سازد. یکی از بزرگترین مشکلات این وضع، طرح گزاره هایی قطعی در باره اشخاص و رخدادهاست. متأسفانه عموم مردم نیز دوستدار چنین سخنانی هستند و ذهن خود را از چنین گزاره هایی پر می کنند. اکنون بیش از همیشه معلوم شده است که در تاریخنگاری علمی نمی توان گزاره های قطعی چندانی – بخصوص در باره علت و ماهیت رخدادها – مطرح کرد. بر این اساس فرم و محتوای تاریخنگاری علمی  مخاطبان زیادی پیدا نمی کند به این دلیل که اظهار نظرهای قطعی و غیر مستند شبه تاریخنگاران فضای ذهنی مخاطبین را پر کرده است و جایی برای اما و اگرهای محققانه باقی نمی گذارد.

٣. محتوای بخش عمده ای از آثار تاریخنگاری را در هر زبان و فرهنگ، تاریخ های سیاسی یا دینی به خود اختصاص داده اند و این برای تاریخنگار بشدت چالش برانگیز است. طرح و یا اثبات کامل آنچه این دو نهاد و کارگزاران آنها می پسندند، معمولا منجر به تحریف تاریخ می گردد، و اعلام نظراتی متفاوت با نظرات کارگزاران این دو نهاد، تاریخنگار را در معرض مخالفت و فشارهای مؤثر آنان قرار می دهد. برخورداری این کارگزاران از قدرتی قابل توجه، در طول تاریخ دشواری های زیادی برای مورخان پدید آورده است. 

۴. تاریخ گزارش و داوری در باره انسان هایی است با اسم و رسم و مشخصات معین و این در هیچ علم دیگری اتفاق نمی افتد. مورخ بیدار و با وجدان نمی تواند در باره دیگران تنها به این دلیل که دیگر نیستند و نمی توانند مانع او شوند، هرچه خواست بگوید. بر این اساس او تنها باید وقتی در باره کسی داوری کند که همه چیز را –  تا حد ممکن – در باره او بداند و تاریخنگاران می دانند که این کاری است بسیار دشوار اگر نگوییم ناممکن.  

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : نقد و نظر