ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

تازه چه خوانده ای؟

همه آمارها نشان می دهند میزان خرید کتاب نزد ما ایرانیان پایین است. به علاوه ما روزانه دقایق بسیار اندکی را به مطالعه اختصاص می دهیم.


سخن گفتن در باره فواید مطالعه و ضررهای ترک آن ضرورتی ندارد؛ همگان بر آن واقف هستند و نیازی به تکرار نیست. مهم این است که به دنبال راهی برای رفع این مشکل بگردیم. البته کتاب نخوانی ما مشکلی مهم و بنیادین است و راه حل آن نیز چندان آسان نیست. اما شاید رواج سخنی که یکی از دوستان قدیمی من هر وقت مرا می دید بر زبان می آورد، به حل بخشی از این مشکل کمکی رساند. سال ها پیش دوست جوانی داشتم که معمولا هفته ای یک بار در مرکزی فرهنگی همدیگر را می دیدیم و در باره تاریخ و فرهنگ و فلسفه و سیاست با هم حرف می زدیم. او به محض اینکه مرا می دید، می پرسید: « تازه چه خوانده ای؟ » و من همیشه مجبور بودم چیز تازه ای خوانده باشم تا سؤال او را بی پاسخ نگذارم. البته من هم بلافاصله همین سؤال را از او می کردم و او هم ناچار باید پاسخی می داد. بدیهی بود که زمینه ای برای دروغ گفتن و لاف زدن هم وجود نداشت. از طرف دیگر ممکن بود یک بار در جواب همدیگر بگوییم: « چیز تازه ای نخوانده ام »، ولی تکرار این پاسخ در دیدار بعدی خوش آیند نبود. به هر حال، این پرسش ساده کمک می کرد که ما مرتب چیزی بخوانیم و به همدیگر گزارش آن را بدهیم. حالا فکرش را بکنید اگر در میان مردم یا حداقل اهل فرهنگ و تحصیل کردگان رسم شود که در هر دیداری، بعد از سلام و احوالپرسی، از همدیگر بپرسند: « تازه چه خوانده ای؟ » آیا این کمکی – هر چند اندک - به بهبود وضعیت کتاب خوانی در میان ما نخواهد کرد؟ راستی دوست عزیز شما « تازه چه خوانده ای؟ ».

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :