تغافل

دیروز، پنج شنبه، فرصتی دست داد و سری به انتشارات امام زدم. یک ساعتی کتاب ها را برانداز کردم و چند کتاب خریدم و برگشتم. دقایقی را هم با کتابفروش محترم و معتبر شهر که خود مردی عالم و اهل قلم است، گفتگو کردم. از ایشان در باره وضعیت بازار کتاب پرسیدم. بجز افزایش قیمت ها به نکته ای دیگر اشاره کرد و آن کاهش تیرا‍ژ کتاب های منتشره بود. می گفت: حتی انتشاراتی های معتبری که قبلا کتب خود را در تیراژ پنج و سه هزار منتشر می کردند، اخیرا تیراژ کتابهایشان به زیر هزار و تنها چند صد نسخه سقوط کرده است.

فکر که کردم دیدم ما در بازار کتابمان با یک دوگانگی روبرو هستیم: از یک سو آمار عناوین کتب منتشره مدام در حال افزایش است. آخرین آماری که به خاطر دارم متعلق به دو سه سال پیش است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آمار عناوین کتب منتشره در یک سال را بالای 60 هزار عنوان اعلام کرده بود. اما از سوی دیگر، بر اساس آمار تیراژ کتب، شمار کتابخوانان ما نه تنها افزایشی نیافته بلکه احتمالا کاهش هم پیدا کرده است. بر این اساس در حالی که در طی سالهای اخیر آمار گروه فرهیخته نویسنده و مترجم افزایش یافته، آمار کتابخوانان کاهش یافته است و اگر کتابخوانی را مقدمه کتابنویسی بدانیم، احتمالا در آینده، شاهد کاهش آمار نسبی کتابنویسان و افت آمار عناوین کتب منتشره در کشور نیز خواهیم بود.

فکر که کردم دیدم بهانه هایی مثل گسترش اینترنت و ماهواره علت های قابل قبولی برای این وضع نیستند، زیرا اگر بودند، در مهد این صنایع و تکنولوژی ها یعنی مغرب زمین هم باید این اتفاق می افتاد که نیفتاده است. دیدم حتی این وضع را به گرانی و شرایط بد اقتصادی هم نمی توان نسبت داد زیرا هنوز هم در بازار نشر ما، کتاب – در مقایسه با کالاهای دیگر - ارزان است. بیشتر که فکر کردم دیدم این کار تنها نشانه یک تغافل فرهنگی و بی مسؤولیتی در برابر وظیفه آموزش و تربیت خود و دیگران است. به حال این غفلت باید چاره ای اندیشید.

 

/ 7 نظر / 23 بازدید

گل گفتی دکی جون

احمد

به جنبه بستگي داره كه ما ايراني ها نداريم، تكنولوژي، شبكه هاي اجتماعي و امكاناتي مثل لاين و واتس آپ و ويچت و ... جنبه ميخاد كه متأسفانه نداريم . من خودم به شخصه حداقل هفته اي يك كتاب در موضوعات مختلف ميخونم با آنكه ديگه دانشجو هم نيستم و از درس و فضاي علم دور شده ام.اميدوارم با فرهنگ سازي فضاي كتاب و كتاب خواني در جامعه ي ما تغيير كند

ابراهیمی

سلام جناب استاد همانطور که می دانید بنده تقریبا از قشر کتابخوان هستم اما با هر کدام از همکاران و دوستان که صحبت می کنم میگویند با این همه مشغله کاری و گرفتاری اقتصادی دیگر فرصت کافی و تمرکز لازم نداریم اوقات فراغت اندکی که داریم هم بیشتر با تلویزیون و مهمانی می گذرد چون خانواده از ما توقعات خود را دارند و دیگر جایی برای کتاب در زندگی نیست ...!

خطّۀ فريومد / فرومد

سلام دلايل شخصي من براي كاهش خريد كتاب ـ بالا بودن قيمتها ـ زياد شدن كتابها در قفسه و كمبودِ جا ( گاهي كتابي را خوانده ام و بعد خريده ام چون نياز مجدّد به آن پيدا مي شود . ) ـ استفاده از نرم افزار ( دو مشكل گفته شده را حلّ مي كند . گر چه راحتي مطالعه كتاب را ندارد امّا براي كار تحقيقي [ جستجو و نوشتن ] بسيار مناسب است . )

امید

متاسفانه یکی از مسائلی که بر کاهش افراد کتابخوان موثر بوده کمبود وقت می باشد من حود را مثال میزنم روزگاری اکثر مطبوعات مورد علاقه را مطالعه می کردم وکتب تخصصی رشته ام را مطالعه می کردم ولی امروزه با کمبود وقت مواجه شده ام با وجود اینکه دانشجوی ارشد هستم مشغله کاری وقتم را گرفته افراد بی کفایتی در سازمان ما استخدام شده اند که ندانم کاری آنهاباعث فشار کاری شده است تصمیمات غلط گذشته باعث شده نتوانم به عنوان یک مسلمان وقتم را به چهار بخش تقسیم کنم براستی مقصر کیست من یا آنانی که شرایطی فراهم می کنند که ایام تعطیل را هم سرکار بروم

راحیل

استاد عزیز این روزها قیمت کتاب هایی بشود خواند آنقدر بالا هست که من دانشجو فقط ب خواندن چند صفحه ی عجولانه در کتابفروشی بسنده کنم....گاهی دلم از نتوانستن خرید کتابی میگیرد....

امید

کتاب خواندن سه مقدمه نیاز دارد اول احساس تشنگی علمی و دوم فایده مند بودن ان برای زندگی و سوم ارامش روحی . مردم ما به بیماری استغنای علمی و توهم دانایی دچارشدندو و گمان میکنن خیلی چیز ها را میدانند و ان چیز ها را هم که نمیدانند بدرد زندگیشان نمیخورد و بقولی نون و ابدارنیست. نکته بعدی اینکه علم در قدیم با جدید کارکردش فرق کرده الان کارکرد علم فقط شده پول دراوردن .