نوروز نامه

 

کنار سبو سبزۀ عید و سین های دیگر

چه می شد گَرَت بود، سینِ سرودی

که هفتاد سین گر تو را هست و آن نه

همان هیمۀ خشکِ پاری که بودی.

 

کنار سبو سبزۀ عید و سین های دیگر

بدین عذرِ لنگت چه کوشی که گویی:

« سرودِ من اینجا،

نسیمی ست،

که از بندِ رختی، گذر می کند، روی بامی

و می داند آنجا

در آن جامه ها، هیچ جان و دلی نیست

که از نام و پیغامِ او شاد گردند» و

آهسته مویی:

« چه شعر و سرودی؟ چه گفت و شنودی؟»

 

در آن سوی این هستیِ هیمه وارِ تو، گیتی

بر آیین ِ آیینه وارش

سروده ست و بر نغمۀ خود فزوده ست

 چه هوهوی باران، چه هیهای رودی.

 

ولی تو،

همانی که پارینه بودی

نه شعری شکفتت

نه بر منظری تازه چشمی گشودی.

 

درین آبیِ آبیِ آفتابی

کنار سبو سبزۀ عید و سین های دیگر

چه می شد گرت بود سینِ سرودی؟

 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

 

/ 8 نظر / 8 بازدید

استااااااااود چرا غنگناک نوشتی یه؟ ابله! سال نو شدیه تو هنووووز نو نشدی یه؟ بیاااااو یک چپقی بزنی ییم با هم حالی بکنی ییم دلموان تازه شوی ید گوگوریه مگوریه بیا

صدقی

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باشد

اندیشمند

سلام سال نو مبارک

89

سلام استاد سال نو بر شما مبارک از خداوند بهترینها را برای شما و خانواده محترمتان خوهانم [گل]

اشکواری

سلام استاد. از هوای مه آلود و بارانی تنکابن سال نو را به شما و خانواده محترم تبریک می گویم. با آرزوی بهترینها برای شما

علومی

سلام: عیدتان مبارک وسلامتی تان برقرار

سلام. حالتان خوب است استاد؟

محمدحسن جمشیدپور

درود و عرض ادب آقای دکتر در پست پیشین کامنت تبریک نوروز ارسال کردم که منتشر نشد، یا هم اینکه ممکن است ارسال نشده باشد. وظیفه دانستم دو مرتبه جشن نوروز را به شما یار فرهیخته شادباش بگویم. امیدوارم سالی پربار و پربرکت داشته باشید. ضمناً چند روز پیش ایمیلی حاوی چند پرسش خدمتتان ارسال کردم. می خواستم ببینم به دست شما رسیده است یا خیر. بامهر