فرهنگ شفاهی ما

١. بجز این دوست مورد نظر، هیچ کدام از مراجعه کنندگان محترم، اخیرا کتابی نخوانده اند. بنابراین پاسخی به این سؤال که « تازه چه خوانده ای ؟ » نداشته اند که آن را ثبت کنند.

من خود این احتمال را نمی پذیرم و با شناختی که از بسیاری از این دوستان دارم، اطمینان دارم که کم یا زیاد اهل کتاب و مطالعه هستند.

2. بر این اساس می توان پرسید که پس چرا این دوستان اهل کتاب، پاسخی به این سؤال نداده اند؟ این پاسخ ندادن می تواند علت های گوناگونی داشته باشد، اما در هر صورت ناشی از یک مشکل دیگر فرهنگی در جامعه ماست و آن اینکه اگر چه تعداد کمی از افراد جامعه ما اهل خواندن و مطالعه اند، شمار اندک تری اهل نوشتن هستند. به بیان دیگر، در جامعه ما شمار « اهل قلم » از شمار اندک « اهل کتاب » نیز کمتر است.

3. این دو مشکل، خود بخود منجر به بروز مشکلی دیگر در میان ما گردیده است و آن شکل گیری یک فرهنگ شفاهی است. فرهنگ شفاهی فرهنگی است که در آن گفتن و شنیدن بیشتر از خواندن و نوشتن رواج و اهمیت دارد. بر این اساس ما جامعه ای هستیم که بیش از آنکه بخوانیم و بنویسیم، می گوییم و می شنویم و اهل نظر می دانند که تفاوت این دو از کجا تا به کجاست.

/ 5 نظر / 12 بازدید
صدقی

فکر می کنم این روزها به قدری مسائل سیاسی در کشور توجه ها رو به خود جلب کرده که اهل کتاب و قلم هم کمتر به مطالعه و نگارش می پردازند. شاید در برهه زمانی دیگر استقبال از چنین مطالبی بیشتر باشد.

حسین رهبریان

یکی از مشکلات کتابخوانی عدم وجود کتابخانه ها هستند .

قنواتي

درود بر شما كاش به جاي اينكه مي پرسيديد تازه چه خوانديد،مپرسيديد چرا تنها وتنها علماي تاريخ در مورد حوادث اخير و مساله انتخابات نظري وبيانيه اي ندادند ؟اگر هم واقعا نظري داداند وبيانيه هست خوشحال مي شوم ،مرا هم در جريان قرار دهيد خودم كه چيزي پيدا نكردم.واقعا از استادانم وبقيه كساني كه نمي شناسم گله مندم مخصوصا آنها كه وب لاگ نويسي مي كنند.به هرحال در حال خواندن تاريخ بيداري ايرانيان هستم.البته سالها پيش بايد مي خواندم.سرفراز باشيد

مخاطب

موافق نیستم استاد! اگر سری به وبلاگهایی که از التهاب این روزهای مردمان مادران دانشجویان و... می نویسند بزنید و تعداد کامنتها را ببینید حداقل کمی در تحلیل خود تامل خواهید کرد.

مسافر

نگاه یک مورخ به مسائل سیاسی زمان حاضر سرزمینش همواره با مقایسه هایی همراه است که بسیاری را تاب دریافتن آن باشد تاب پذیرفتن آن نیست. گاهی هم نقش یک مورخ در چنین جریان هایی برای اثر گذاری بیشتر بهتر است اول نباشد.