وظیفه مورخ

وظیفه مورخ نه عشق ورزیدن به گذشته است و نه رها ساختن خود از گذشته، بلکه باید درک و احاطه به گذشته را کلید فهم حال بپندارد.

 

تاریخ چیست؟، ئی. ایچ.کار، ترجمه حسن کامشاد، ص ۵۴

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
دوست

خانم«الیزابت کاستووا» یک کتاب ۶۴۲ صفحه ای باعنوان «مورخ» تالیف کرده است.الیزابت در این کتاب از مورخان خواسته است که کار خود را منحصر به یافتن اسناد گذشته نکنند و به وظیفه اصلی باز گردند که دادن پند و اندرز است که آنها را از بررسی ضعف ها و قوت های گذشتگان و کارهای درست و یا نادرست آنها به دست آورده اند تا اشتباهات تکرار نشوند.[قهر]

[قلب]

1/89

هنرمند (شما بخوانید مورخ!) آن نیست که فقط از واقعیت سخن بگوید، بلکه کسی است که واقعیتی را بگوید که اکنون باید گفت. "برشت"

طاها

بله کاملا درسته موافقم [دست]

دوست

وظیفه مورخ در تمام این روزهای آشوب و ناامنی کشورم بارها به این موضوع فکر کردم که من به عنوان دانشجوی تاریخ گوشه ای از آنچه را که اتفاق افتاده بنویسم ولی همیشه از خود سوال کردم که آیا می توانم مورخ عصر خود باشم ؟ من از کم و کیف قضایای اتفاق افتاده واقعا باخبر هستم ؟ من به عنوان طرفدار یکی از نامزدهای انتخاباتی قطعا مغرضانه با قضایا برخورد خواهم کرد و تمام مطالبی را که به نفع نامزد انتخاباتی است ، حقایق امروز کشورم و مسائل مربوط به رقیب نامزد انتخاباتی را به عنوان مطالب کذب ودروغ معرفی خواهم کرد . در ضمن آیا من مطالب و اطلاعات پشت پرده بین این دو نامزد انتخاباتی را می دانم؟ قطعا جمع آوری اسناد و عکس و فیلم هم کمک چندانی نمی کند چرا که هر نامزد انتخاباتی گروه تبلیغات و رسانه های طرفدار خود را دارند که همگی منعکس کننده دیدگاه های خاص خودشان هستند پس فقط می توانم گوشه کوچکی از آنچه را که در کشورم می بینم و با عقل ومنطق خود می سنجم، بیان کنم و با جمع آوری اسنادی که شاید حقایقی را در بر داشته باشند وقایع را بنویسم. به نظر باز می توان مورخ عصر خود بود؟ [وحشتناک]

سارا

جمله خیلی قشنگیه. ادم را به فکر وادار می کنه

محمدحسن جمشیدپور

بادرود و عرض ادب خدمت دکتر قنواتی در بحث تاریخ‌باوری یا همان historicism که از آن می‌توان به عنوان نوع افراطی نگاه به تاریخ یادکرد، تاریخ‌باوران، تاریخ را دارای هویت مستقلی می‌دانند که فراتر از زمان گذشته کاربرد می‌یابد. یعنی ضمن علیت و عینیت‌ای که برای تاریخ قائل هستند، آن را قابل تعمیم‌دهی برای حال و اکنون در نظر می‌گیرند و قوانین و هنجارهای اجتماعی را وابسته به قوانین و هنجارهای تاریخی می‌دانند. چیزی که بسیاری از فیلسوفان به آن معتقد بودند و با یک دتیرمینیسیم تاریخی، تاریخ را دارای هویتی فرازمانی می‌دیدند. استاد به نظر شما آیا واقعاً گذشته می‌تواند کاربرد فرازمانی داشته باشد و کلید فهم حال و حتی آینده گردد؟ با این نقل قول داغ دل مرا تازه کردید چون هم‌چنان پرسش‌هایم از سوی شما بی‌باسخ ماند!