« بیش از حد تاریخ داشتن »!

یعنی یکی از اموری که تأثیری گسترده بر افکار و اعمال ما باقی می گذارد، تاریخ ماست. این تاریخ هم می تواند « تاریخ به معنی وقایع گذشته » باشد و هم « تاریخ به معنی گزارش های این وقایع ». یعنی هم حوادث تاریخی و هم آثار و کتب تاریخی، هر دو در شکل دادن به افکار و اعمال ما نقش دارند. این نقش البته می تواند مثبت و یا منفی باشد. به هر حال واقعه و یا مجموعه ای از وقایع تاریخی مناسب، و نیز گزارش های تاریخی درست و صحیح، می توانند تأثیری درست بر اندیشه و اعمال آدمیان باقی بگذارند و از آن سو وقایع ناگوار و یا آثار تاریخی نادرست نیز می تواند منجر به شکل گیری افکار و رفتار نامناسب در میان افراد و اجتماعات گردد.

به نظر می رسد یکی از مشکلاتی که گاه در این مسیر بروز می کند، « بیش از حد تاریخ داشتن » است. بیش از حد تاریخ داشتن، یعنی فرد یا قوم و گروهی که دارای تاریخی عظیم و گسترده باشد، گاهی در مواجهه با آن، در آن غرق می شود، و حیران و سرگردان باقی می ماند. باز هم از این نظر فرقی میان « تاریخ به عنوان واقعه » و « تاریخ به عنوان روایت » وجود ندارد؛ ملتی که هزاران سال تاریخ دارد و هزاران کتاب تاریخی، علاوه بر اینکه شخصیت و روش و منش او، خود به خود محصول و نتیجه این تاریخ است،‌ بخش عمده ای از ذهن و ضمیر و وقت و انرژی خود را نیز صرف مراجعه به آن می کند،‌ و این فی نفسه می تواند، او را از حال و روز خود، غافل کند. اگر بر این وضعیت، احساس خودشیفتگی تاریخی را و تفاخر به هر آنچه متعلق به گذشته است، بیفزاییم، نتیجه بسیار هولناک خواهد بود؛ مردمی را تصور کنید که مرتب به گذشته خود چشم داشته باشند و تمامی این گذشته را نیز تقدیس و به آن افتخار کنند. حدس زدن سرنوشت این قوم، به نظر کاری دشوار نمی آید. چنین مردمی بخش عمده ای از وقت و انرژی خود را صرف گذشته می کنند، عمده فکر و اندیشه شان را با نگاه به گذشته کسب می کنند و ایده و توش و توان چندانی برای تدبیر مناسب امور جاری، برایشان باقی نخواهد ماند.

ممکن است گفته شود؛ در قبال صرف این نیرو، تجارب و عبرت هایی به دست این قوم خواهد افتاد که برای امروز و آینده آنان مفید و مؤثر است. در درستی این ادعا تردیدی نیست و هیچ فرد یا قومی نیست که از  خواندن و شناخت تاریخ خود و حتی اقوام دیگر درسی نیاموزد و بهره ای نبرد،‌ اما در این باره نکاتی دیگر نیز وجود دارد و نظرات یکسان نیست: گروهی معتقدند؛ تاریخ بشر نشان داده است که آدمیان از گذشته، چندان درس و عبرتی نمی گیرند، یا اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم، درس ها و عبرت هایی می آموزند اما آنها را در عمل به کار نمی بندند. شاهد این ادعا آنکه انسانها در طول تاریخ با وجود علم و آگاهی نسبت به تبعات زیانبار بسیاری از وقایع، از تکرار آنها خودداری نکرده اند. ثانیا باید توجه داشت که بسیاری از این درس ها و عبرت ها را با مدد جستن از عقل و نگاه عمیق به حوادث جاری نیز می توان گرفت. بر اساس چنین دیدگاهی، بیش از حد تاریخ داشتن و مراجعه مکرر به آثار تاریخی، گاه نه تنها مفید نیست، بلکه از این نظر که آدمی و یا یک قوم و جامعه را از حال و آینده خود غافل می کند، می تواند یک آسیب نیز تلقی گردد.

سعی خواهم کرد در پست های آینده در باره مواجهه معقول با تاریخ مطالبی بنویسم.

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وجه تسمیه قم(6)

در روایت است چون پیامبر (ص) هنگام معراج، شیطان را در این مکان دیدند، به او فرمودند: "قُم یا ملعون". از آن پس این شهر را "قم" نامیدند.

خورشید

سلام استاد به نظر شما می شود گفت در تمدنهای در حال افول این نوع نگرش به گذشته بیشتراست؟ و یا اینکه تمدنی که در حال افول است برای بازگشت به دوران طلایی اش تلاش می کند با یاد آوری موفقیتهای گذشته ی جامعه آن ها را به رفتن به همان سمت ترغیب کند و به دلیل بیش از حد توجه به گذشته دچار غفلت از حال و آینده اش می شود؟

طحان زاده

سلام.وقتتون بخیر.البته حق با شماست/من خواسته نا بجایی از شما داشتم اونم تو این بحبوحه ی امتحانات.چون خودم امتحان نداشتم اصلا یادم رفته بود از فصل امتحانات.استاد سوال های امروز فلسفه ی تاریختون خیلی عالی بوده.واقعا حساب شده آورده بودین.بیش از این مزاحم وقتتون نمی شم.پیروز و پاینده باشین.

قاسمیان

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن....فردا که نیامده است فریاد مکن بر آمده و نامده بنیاد مکن....حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

طحا نزاده

سلام استاد خسته نباشید.بابت وجه تسمیه ی قم کمال تشکر را از شما دارم.

کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند . آبراهام لینکلن

طحان زاده

از سر عادت امروز هم اومدم تاریخچه.عرض خاصی نداشتم.فقط غرض احوال پرسی و صبح بخیر گفتن بود.موفق باشید.

sangi

باعرض سلام وادب!گفتم شاید کامنتی که برایتان در پست قبلی گذاشتم مربوط به مطالب ان نمیشد ان را بی جواب گذاشتید!!! البته من اصراری هم در پاسخ گویی ندارم!حدآقل مخاتفتتان رابا ان ابراز میکردید!احساس بنده این است که اگرکامنتی را جواب نمیدهید برایتان خوشایند نبوده اگر ان مطالب باعث رنجش شما شده خیلی عذرخواهم!قصدم تنها نقد تاریخ بود!مرا ببخشید...

sangi

حق با شماست استاد من سو’ال خاصی را مطرح نکرده بودم!دلایل گفتن این مطالب هم به شما این بود که در هنگام پرسشهای کلاسی مایل بودید که دلایل درس نخواندن بعضی دانشجویان را بدانید!ونظر بنده این بود!البته تصور نمیکنم دلایل این نوع نگرش من به تاریخ ضعف در حافظه و یا بی علاقگی من به تاریخ باشد!به نظر من هر کس در هر رشته ای که تحصیل میکندباید هدف وغایت ان را بداند واگر نداند...به همین دلیل هم به دنبال پاسخ گویی به این سو’الات بودم و برای پاسخ گویی به ان فردی اصلح تر از شما پیدا نکردم!به هر حال بابت نظرتان سپاسگذارم!!!

زهرا نوروزی

سلام.مگلب جالبی بود.موفق باشید