دانشگاه مشهد؛ چهل سال پیش

«سال تحصیلی 49-48 از سالهای برکت خیز دانشگاه مشهد بوده است. دو کنگره در یک سال ترتیب دادند که کنگره شیخ طوسی در ایام عید و همین کنگره بیهقی در پایان تابستان بوده باشد. حدود صد و پنجاه و هفت ملیون ریال بودجه سال گذشته دانشگاه برای بیش از 3054 تن دانشجو مصرف شده است. بدین معنی که طرح ساختمان بیمارستان و طرح نگاهداری پلی کلینک و حقوق مدرسین و تهیه لوازم دانشگاهی و ساختمان خانه دانشجو و شروع ساختمان دانشکده الهیات و توسعه چاپخانه دانشگاه در جزء کارهای قابل اعتنا حساب می شود.

خوابگاهی که ما در آن بیتوته می کردیم ساختمان 5 طبقه ای است و گنجایش 360 دانشجو دارد و همه را می تواند شام و نهار «سلف سرویس» یا به تعبیر من « بردار و بخور» بدهد.

مؤسسات وابسته به دانشکده بدینگونه کار می کنند:

-                     دانشکده پزشکی دارای 27 استاد، 36 دانشیار، 23 استادیار و 5 دبیر و معلم و 62 دستیار و 524 دانشجوست.

-                     دانشکده الهیات و معارف اسلامی با 5 استاد و 2 دانشیار و 3 استادیار و یک تن دانشیار افتخاری، 258 دانشجو را اداره می کند.

-                     دانشکده علوم با 31 استادیار و مدرس و معلم و 33 کارشناس آزمایشگاهی، 613 تن دانشجو را رهبر است.

-                     - دانشکده دندانپزشکی با یک استاد و 4 استادیار و 8 دستیار و مدرس 313 تن دانشجو دارد.

و بالاخره دانشکده ادبیات و علوم انسانی دارای 7 استاد و یک دانشیار و 8 استادیار و 3 مدرس و 5 دبیر است و 996 تن دانشجو».

 

 

از پاریز تا پاریس، چاپ نهم، ص 440-439

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی

احتمال می دهم استاد.اون زمان همین تعداد کم دانشجویان و اساتید با هم تعامل داشتند.پشت سر هم دیگه صحبت نمی کردند.اومده بودن برا کسب علم.ولی الان از همه استاد و استاد بودن فقط کلاس کاریش مونده.فقط فقط.یه متن انگلیسی ساده رو برا یکی از اساتید می بری.والله نمی تونه ترجمه کنه.تو اتاق استاد نمیری مگر این که استاده منتظر بهونه است که استاد همکارشو خراب کنه.دوست دارین این کامنتو بذارین یا نذارین.فرقی نمی کنه.ولی واقعیت دانشکده ما اینه.

دانشجوي قديمي

دوره راهنمايي اين كتاب را خواندم.اصطلاح "بردار و بخور "را هنوز يادم است و ديگر هيچ. خداوند استاد را در سلامت نگاه دارد.ارديبهشت 81 در همايش بزرگداشت آنماري شيمل(باغ مصفاي دانشگاه الزهرا ) استاد را ديدم. از ايشان مشتاقانه پرسيدم شعر "ياد آن شب كه صبا بر سر ما گل مي ريخت" را براي كي سروديد؟

شاکی شاکی

واقعا استاد هم اساتید قدیم! اساتید وقتی کم می‌آورند از دانشجویان بنده خدا مایه می‌گذارند.نمی‌توانند بگویند در حد توان ما نیست می‌گویند در حد توان دانشجو نیست( عجب روزگاریست ).اساتید گرامی: از ما که گذشت خداوکیلی با آیندگان این چنین نکنید[ساکت]

شاکی شاکی

با سلام شاکی هستم ورودی86

شاکی شاکی

سلام:گاهی اوقات نیاز به تجربه مستقیم نیست و ما می توانیم از تجربیات و خاطرات و شنیده های گذشتگان بهره بریم کسانی که محضراساتید منصف و مدرک را درک کرده،حال چه دراین دانشگاه چه در سایر دانشگاهها. فقط می خواستم بگویم این تنها،سخن من نسیت و به قول معروف آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است ....والسلام

شاکی شاکی

سلام:این دروسی را که عرض کردید، بنده با نمرات خوب پاس کرده ام. منطق 20و درس ادبیات اینجانب همیشه مابین 19 و 20 بود،جهت اطلاع شما عرض نمودم. هم چنین قابل ذکرست که در کنکورکارشناسی درصد ادبیات بنده 80بود. شما همیشه حق به جانب حرف میزدید حتی اگر حق با شما نبود و به قول خودمان گفتنی همیشه میپیچاندید(به قول فلاسفه مغلطه).چرااز حرف بنده، سفسطه ابهام برداشت کرده اید؟قرارنیست هرکسی که نتوانست از حرفی برداشت واضحی داشته باشد، نتیجه را به نفع خودش تمام کند. با این وجود توصیه شما استاد گرامی را آویزه گوش کرده و کتابهایی در این زمینه بیشتر مطالعه خواهم کرد.بدرود

آن روزها رابطه استاد و دانشجو چه رابطه ای بود!!!!!!!!!!!!دانشجویان به شوق دیدار اساتید چه رنجها را به تن می‌خریدند .امروز اساتید در پناه میزها نگران نام و القاب و احترام خویشندو دانشجویان را پلکان ترقی خود میکنند.چه بر سر دانشگاه و جامعه علمی آمده که همه اینطور از علم گریزان شدند.نمیدانم چقدر انتقاد پذیرید به ظاهر که زیاد ولی در باطن الله اعلم بگذارید صریح بگویم و خودم وشما را گرفتار لفظ پردازی نکنم قدری در خود تامل کنید بنگرید واقعا شما همان چیزی هستید که نشان می‌دهید آیا فکر و عملتان همخوانی دارد ایازمانیکه میگویید دانشجویان در نظر شما برابرند ویااز دیدن دانشجویانی که به دیدنتان می آیند خوشحال میشوید این همه دانشجویان را دربرمیگیرد یا نه اشخاص خاصی را... تبعیض بین دانشجویان آن هم از سوی استادی که اینگونه ادعای روشنفکری و واقع بینی می‌کند!!!!!!!!!!!گزینشی کار کردن و تبعیض تان بسیار ملموس و محسوس است لااقل قدری در لفافه کار کنید بلکه دل دیگران نسبت به شما چرکین نشود دوست خوب آن است که عیب هایمان را به ما گوشزد کند نه آنکه آنها را بپوشاند.

89

سلام استاد صبوری شما در برابر برخی دوستان واقعا ستودنی است [دست] امیدوارم دوستان نیز از حسن خلق شما سواستفاده نکنند

مسافر

زمانی که دانشجو بودم همیشه از دانشجویانی که اغلب حرف هایشان را مستقیما به استاد نمی گفتند که مبادا در نمره یا هر چیز دیگری ضرر کنند پرهیز می کردم. این دانشجوی شاکی شاکی اگر هنوز درسشان تمام نشده سعی کنند جوری مطالعه کنند که نگران نمره و تغییر نگاه استاد نباشند و راحت با ایشان صحبت کنند. اگر هم درس شان تمام شده که دیگر نگران چه هستند که این همه ناز می کنند و پشت حرف های سخت شان پنهان می شوند ایا واقعا فرصت بهتری از این جا نیافته اند؟ در ضمن قدیم ها رابطه ی میان استاد و دانشجو بر محور ادب و مهر و موقع شناسی قرار داشت و دانشجو اغلب موقعیتش را می شناخت نه چون روزگار ما که از استادان بیشتر و پیشتر از خودمان انتظار داریم. در ضمن بنده یکی دو سالی هست که درسم را تمام کرده ام. گفتم تا حمل بر چیز دیگری نشود.

شاکی شاکی

با سلام شاکیم، از همه چیز از همه کس حتی از اشتباه شما. اولا خطاب به شما استاد عزیزچرا فکر کرده اید که بنده این کامنت را گذاشته ام . خواهشا سخنانی را که من نزده ام به من نسبت ندهید خطاب به جناب مسافر:بنده دانشجوی اسبق بوده ام و هر چه نمره کسب نموده ام تلاش خودم بوده و الحمدالله نمراتم خوب بودوهیچگاه به اتاق اساتید برای کسب نمره نرفته ام و هیجگاه نگران تغییر نگاه اساتید نبودم در ضمن رابطه میان ما و استاد گرامی بر محور ادب بوده و توهینی نشده است و شما جناب 89:سواستفاده ای نشده و این تعامل در کمال ادب و احترام بوده است.بدرود.[اوه]