نخستین تاریخ کرمان

این مطلب مختصر را به احترام دکتر باستانی پاریزی نوشتم که سوگند خورده بود؛ هیچ سخنرانی نکند و هیچ مقاله و کتابی ننویسید، مگر این که در آن از کرمان نامی به میان آورد.

 

نویسنده مشهور و شیرین سخن کرمانی، افضل‌الدین ابوحامد احمد بن حامد کرمانی، مشهور به افضل الدین کرمانی (م حدود 615 ق) منشی، ادیب و مورخ سده‌های 6 و 7 هجری، در سال 548ق کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی را نوشت تا تقدیم ملک دینار غُز کند. او در این کتاب مدعی شده است که این کتاب قدیم ترین تاریخ محلی کرمان است، از آنرو که که تا روزگار او «کرمان را تاریخی مفرد نکرده‌اند» (ص 122).

سخن این است که این ادعای افضل چندان دقیق نیست؛ زیرا حدود 350 سال پیش از این تاریخ، ابوالحسن مدائنی (م 225ق) اولین کتاب در باره تاریخ کرمان را به رشته تحریر درآورده بود.

مدائنی که از جمله موالی بود، ظاهرا در بصره به دنیا آمد و همانجا نشو و نما کرد و علم آموخت. سپس راهی بغداد شد و باقی عمر را در بغداد ماند و سرانجام در همین شهر از دنیا رفت. مدائنی را می‌توان بزرگترین اخباری مکتب عراق دانست که تاریخنگاری روزگار خود را ارتقاء بخشید. از مشهورترین اخباریان مکتب عراق می‌توان به عَوانة بن حَکَم کلبی (م 147 ق)،‌ هشام بن محمد کلبی (م 206 ق)، هیثم بن عدی (م 207 یا 209 ق) و بخصوص مدائنی اشاره کرد که کار او نقطه اوج این مکتب بود. او به اعتدال و بی طرفی مشهور است. حجم آثار او نیز قابل توجه است. بنا به چنین دلایلی است که کار مدائنی را مرحله کمال مکتب تاریخنگاری عراق دانسته و او را «شیخ الاخباریین»  لقب داده‌اند.

مدائنی دهها اثر در باره فتح شهرها و نواحی ایران نوشته است که یکی از آنها کتاب کرمان است. ابن ندیم از این کتاب نام برده است (الفهرست، ص 116) و ظاهرا نقل قول هایی مختصر از آن در تاریخ خلیفة بن خیاط (ص 120) و تاریخ طبری (تصحیح ابوالفضل ابراهیم، ج 4، ص 180) موجود است. در این نقل قول‌‌ها به تاریخ فتح کرمان و سیرجان و برخی فرماند‌هان فتوح اسلامی در این منطقه اشاره شده است.

بر این اساس باید نتیجه گرفت که قدیم ترین تاریخ مفرد کرمان نه عقد العلی افضل کرمانی (م ح 615ق) بلکه کتاب کرمان ابوالحسن مدائنی (م 225ق) است. 

 

/ 9 نظر / 28 بازدید

سلام استاد نكته آموزنده اي بود. سپاس. تقريبا يك ماه قبل از عيد در يكي از سايتها خبري مبني بر حمله جوجه تيغي ها به جنگل هاي كرمان منتشر شد. با خواندن آن خبر، به ياد كلاسهاي قرائت متون تاريخي و متن مربوط به عبدالله بن عامر افتادم. با خودم فكر كردم آن خبر و همچنين اين نكته حتما از نگاه دقيق و تيزبين استاد پاريزي دور نمي ماند و چندي بعد در قالب مقاله و يا نكته اي در كتابش از آن ياد مي كند. اما افسوس... روحش شاد...

سلام استاد مطالب اینچنینی شما بسیار مفید است.

خطّه فريومد

از فريومد تا كرمان « علاءالدّین محمّد » و « علاءالدّین هندو » هر دو از خاندانِ زنگی بن طاهر فریومدی ، هر دو وزیر و هر دو ممدوح ابن یمین بوده اند . كه برخي به اشتباه آن دو را يكي پنداشته اند . اطّلاع بعدی ما دربارۀ « علاءالدّین هندو » مربوط است به انتصابِ او به فرمانروایی کرمان و مناطق ساحلی آن در سال 713 ( کاشانی ، 154 ) . از این گزارش می توان دریافت که مدّت وزارتِ او نباید بیش از سه سال بوده باشد . در كتابِ فرماندهان كرمان ، فرمانروايي او سال 716 هجری ـ 1316 میلادی دانسته شده است . ( احمدي كرماني ، ص 268 ) اصل مقاله به تاريخ سه شنبه 11 تيرماه 1392 خورشيدي در وبلاگ « خطّۀ فريومد / فرومد » درج شده است .

فرشته جاودانی

سلام استاد انشالله که سالم و تندرست و شاد باشید ... دلمون واستون تنگ شده بود گفتیم بیایم یه عرض سلامی بکنیم و بریم [گل]

یک دانشجوی تاریخ

وقتی ریچارد فرای را با دکتر باستانی مقایسه می کنم. با وجود علاقه بیشتر به دکتر باستانی نگاه فرای را بیشتر می پسندم. ایرانی نبود و کارهای عظیمی برای ایران کرد. ایران بودند و به کرمان حساسیت بیشتری داشتند چون زادگاهشان بود! من علاقه به وطن را می فهمم اما محدود کردن آن به زادگاه را نه. نمی دانم شاید اشتباه می کنم شاید من هم باید به زادگاهم بیش از بخش های دیگر این سرزمین علاقه داشته باشم.

یک دانشجوی تاریخ

بله نبود اما این حساسیت روی زادگاه را نسبت به سایر مناطق نمی فهمم.[سوال]

بی نام

سلام استاد روزتون مبارک[گل]

راحیل

سلام استاد. در ابتدا روزتان مبارک... و اما بعد...چه می شود که شخصی چون دکتر پاریزی این چنین به تاریخ زادگاهش مباهات می کند که به گفته شما چیزی نمی گفت و نمی نوشت مگر در آن نامی از کرمان به میان بیاید... این همه تعلق خاطر از کسی که تاریخ می نگارد بنابر آن شعار معروف بی طرفی عجیب است...

یک دانشجوی تاریخ

استاد من حساسیت روی زادگاه را می فهمم اما آن را به عنوان یک ارزش و امتیاز نمی فهمم. چیزی که انگار شما هم قبول دارید و دکتر باستانی را بابت آن ستوده اید.