باغ آفت زده

 در حین قدم زدن در باغ، در باره راه افتادن رشته باستانشناسی در دانشگاه کاشان سخن می گفتیم. یکی از همراهان ابراز داشت که تا پیش از انقلاب، باستاشناسانی که در ایران به انجام کاوش مشغول بودند، به این رشته و متخصصان داخلی آن اجازه رشد نمی دادند، به این دلیل که قصد داشتند کار کاوش در محوطه های باستانی ایران را خود انجام دهند و آثار به دست آمده را نیز به کشورهای خود منتقل نمایند. من گفتم: باید به آن باستانشناسان خارجی آفرین گفت که آمدند در کشور ما کاوش کردند و بسیاری از آثار ما را نیز با خود بردند. اگر آنان این کار را نمی کردند، امروز، همان آثاری هم که از ایران خارج شده و در موزه ها و مجموعه های خارج از کشور موجود است، به دست ما از بین رفته بود. اکنون این سخن خود را تکرار و با ذکر یک نمونه تکمیل می کنم:

گفتم که ما در حال قدم زدن در باغ فین، با هم از این سخنان می گفتیم. سرنوشت این باغ خود نمونه ای از برخورد ناشیانه و مخرب ما با آثار و اماکن تاریخی است. باغ فین یکی از مهم ترین و مشهورترین اماکن تاریخی کاشان است. فین نام یکی از روستاهای بزرگ کاشان است که در دامنه کرکس کوه واقع شده است. از دل کوه کرکس چشمه پرآبی فوران می کند به نام چشمه سلیمانیه. باغ مشهور فین در دوره شاه عباس صفوی در قریه فین و با استفاده از آب سرشار این چشمه احداث شده است. باغ و بناهای آن در دوره زندیه و نیز قاجاریه مرمت و تکمیل شده اند و در حال حاضر از دوره این سه حکومت و حکام آنها، آثار و ابنیه ای در باغ فین موجود است که بعضی از آنها نیز به سختی آسیب دیده اند. یکی از مشهورترین بناهای این باغ، حمام کوچک آن است که در سال 1268ق/1852م حاج علی خان فراش باشی (اعتمادالسلطنه)، میرزا محمد تقی خان امیر کبیر را به دستور ناصرالدین شاه در آن رگ زد.

باغ فین در طول سال بازدید کنندگانی دارد که کثرت آنها در اردی بهشت ماه که ایام گلاب گیران است، به نهایت می رسد. یکی از عوامل زیبایی و جذابیت باغ فین، سروهای بلند، قطور و کهن سال این باغ است. فین دارای سروهایی است که بیش از صد سال از عمر آنها می گذرد. نهرهای جاری در زیر این درختان کهنسال در بهار و تابستان و پاییز و زمستان زییا و دیدنی است. من خود چند سال پیش که مدتی را در دانشکده ادبیات دانشگاه کاشان تدریس می کردم، این فرصت را داشتم تا گاه و بیگاه، در روزهای معتدل پاییز کاشان، به باغ فین که معمولا در چنین ایامی خلوت است، سر بزنم و دقایق و گاه ساعاتی را در کنار این سروها و نهر آب چشمه سلیمانیه بگذرانم. بعد از آن نیز بارها به کاشان و باغ فین سر زده ام. اما این بار دیدار از فین نه تنها خوش نگذشت و لذتی نداشت بلکه موجب دلتنگی و ملالت شد. به این خاطر که تقریبا تمام آن سروهای صد ساله و سرسبز و زیبای فین خشکیده اند. من مدتی قبل خبر خشک شدن سروها را شنیده بودم، اما تصور نمی کردم تعداد درختان خشکیده این قدر زیاد باشد. قبلا در گزارشی خوانده بودم که دلیل خشک شدن این درختان کهنسال، خاک دهی نامناسب بوده است؛ آمده اند و چند متری پای درختان را کنده اند تا خاک آنها را تعویض کنند، ولی به دلیل ریختن خاک نامناسب در پای درختان، موجب خشک شدن آنها شده اند. البته میزبان محترم ما گناه خشک شدن سروها را به سرمای سخت دو سه سال گذشته نسبت می داد. اما ایشان خود به مشکل دیگری هم اشاره می کردند و آن اینکه نهرهای آب جاری در فین که با موزاییک فرش شده اند، در طول سال جرم می گیرند، آن وقت حضرات آمده اند و برای تمییز کردن جرم ها، آهک – یا به قولی مواد شوینده شیمیایی – در نهرها ریخته اند. به هر حال هر چه بوده و هر چه شده نتیجه اش خشکیدن درختان صد ساله فین بوده است.

حالا اگر چه خنده دار است، اما آیا جای آن ندارد که آدمی بگوید: چه خوب می شد اگر گیرشمن فرانسوی که هشتاد سال پیش تپه های تاریخی سیلک را در یکی دو کیلومتری فین کاوش کرده و حتما چیزهایی را هم با خود به فرانسه برده، می توانست همین باغ فین را هم بار بزند و ببرد در گوشه ای از خاک فرانسه قرارش دهد؟ به نظر شما اگر این اتفاق می افتاد، امروز سروهای سرسبز صدساله فین اینچنین به چوب خشک تبدیل می شدند؟  

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه شاکی دیگه

سلام دکترجون برای تنوع هم که شده عکستو عوض کن . مقسی

پاینده(نجف آباد)

با سلام و احترام: بله استاد، جای تاسف است، من خودم، شخصا شاهد ویرانی دو خانه تاریخی( مربوط به دوره قاجار) در نجف آباد بودم و خیلی غصه خوردم. یکی از این خانه دقیقا در مرکز شهر ودر کنار خانه ما بود که اکنون به یک مرکز تجاری تبدیل شده و اگر به آن رسیدگی میشد واقعا برای شهرمایه افتخار و ترقی بود. جدیدا خبری شنیده ام که مرا بیشتر غصه دار کرده است: حمامی در نزدیکی خانه ما هست معروف به اخوت مربوط به دوره پهلوی اول، این حمام بعد ازپیگیریهای بسیار مردم نجف آباد مورد بازسازی قرار گرفت، این اقدام مدتها طول کشید و کسی نمیدانست که در داخل این حمام نگون بخت چه می گذرد، همه در این فکر بودند که این حمام پس از رسیدگی مورد بازدید عموم قرار گیرد،حتی جز آثار میراث فرهنگی هم ثبت شده بود،ولی اکنون شنیده ام که این حمام پس از دگرگونی بسیار و تغییر فاحش در ساختمان داخلی به کتابخانه ای تبدیل شده است.خیلی غصه خوردم شما بگوید من چه باید بکنم؟ فقط غصه بخورم؟!!!!!!!!!!!![ناراحت]

توت

سلام استاد خسته نباشید انشالله از این به بعد که رفتید جاهای دیدنی کمتر از از این چیزا ببینید و ناراحت بشید من یه استاد داشتم که ما رو تشویق به چیزی نشنیدن و جائی ندیدن میکرد میگفت آدمای این سیستمی از دنیا فارغ اند هیچ وقت ناراحت و درگیر هم نمیشن خدایی راست میگفت ها.

89/1

در میان این همه نابخردی شاید راحت ترین کار، ندیدن و نشنیدن و نیاندیشیدن باشد. بیچاره آنکسی که گرفتار عقل شد / خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت

جسارتا هواپیمای شخصی دارین؟یا با ارواح امثال ابن بطوطه سفر می کنین؟یا با قالی سلیمان؟آخه شما که همیشه دانشکده اید.

مهرداد صدقی

نکنه دیگری که درباره آفت زدگی باغ فین باید گفت نوشتن یادگاری های متعددی بازدید کنندگان است که متاسفانه نمای معماری این باغ را به طرز جدی تخریب کرده است. این موضوع هم بر می گردد به نداشتن فرهنگ حفاظت و احترام به دارایی ها و ثروت های ملی. تعداد زیاد افرادی که این خودنمایی های محقرانه را انجام داده اند نشان از گستردگی فقر فرهنگی دارد که پشت خودستایی هایی مثل "هنر نزد ایرانیان است و بس" یا "فرهنگ درخشان ایران زمین" استتار شده است.

مسافر

کامنت دکتر صدقی مرا به یاد یک نکته ی جالبی انداخت در تخت جمشید. بر روی دیوار بی نقش و بزرگ رو به روی موزه ی داخل تخت جمشید اگر کمی بیشتر دقت کنید نوشته های کوچک پراکنده ای خواهید دید که چند سال پیش در بررسی های دقیقی متوجه شدند جز نام ها و گاه چند کلمه ی پراکنده ی همراه آن و با دستخط های متفاوت و غیر رسمی نیست و به قول یکی از استادان راهنمای مجموعه همان یادگاری نوشتن های مردم همان روزگار است! گویا ایرانیان این ویژگی نادرست را از نیاکان به ارث برده اند!

آخه مدتی که نبودید.دوری تونو احساس نکردم و این خیلی برام عجیب بود.اصلا متوجه نشدم کی رفتین.آخه دوری استادهای خوب رو از دانشکده آدم احساس می کنه.[قلب]

اخیرا باستان شناسان بر این عقیده اند که یادگارها یا به عبارت بهتر دست نوشته ها روی آثار تاریخی در نوع خود سندی ارزشمند محسوب می شوند.البته ذکر این نکته الزامی است که این دست نوشته ها نباید روی نقاط حساس آثار باستانی نوشته یا حک شوند.به طور مثال جهانگردان و باستان شناسان غربی در بازدید از آثار باستانی نکات جالب توجهی را از خود به یادگار گذاشته اند که قابل بررسی است.(ببخشید کامنت فاقد علائم ویرایش است.آخه صفحه کلیدم درست نبود.)

مهدی رجایی

استاد ! در اصفهان ما که با لجبازی شهرداری مترو از زیر سی و سه پل گذشت و حرف ها نشنیده انگاشته شد اکنون اثرات مخرب آن تصمیم غلط دارد خودش را نشان می دهد... ولی بدی کار اینجاست که مردم ما دیگر به این تخریب ها بی تفاوت شده اند عزت زیاد