حکایت امیرحسین

ما در خانواده یک امیر حسین داریم. امیر حسین دیپلم که گرفت سراغ کنکور و دانشگاه نرفت. گفت می خواهم کار کنم. تحت فشار خانواده یک فوق دیپلم تاسیسات گرفت و رفت سربازی. همان موقع که درس می خواند کار هم می کرد. بعد هم که از سربازی برگشت تن به کار زد. من همیشه می گفتم او زودتر از دیگر جوانهای فامیل سر و سامان خواهد گرفت. امیر حسین حالایک کار غیردولتی آبرومندی دارد. درآمد مناسبی دارد. ازدواج کرده. یک آپارتمان کوچک دارد و یک ماشین ریو. سرو سامانی به زندگی خودش داده است. او اخیرا و در این ایام برگزاری کنکور مطلبی نوشته و برای من فرستاده. آن را بخوانید. حاصل تجربه اوست.

 

" برای از بین بردن غول کنکور دانشگاه های زیادی ساختند که مردم مدرک بگیرند

مدرک بدون کارایی

مدرک بدون کار

مدرک بدون علم

مدرک با پول گزاف

به واسطه شغلم چند سالی هست دائما با جوانان جویای کار و گاها مسن تر از خودم در ارتباط هستم

بهتر بود مراکز فنی حرفه ای جدی و کارامد توسعه پیدا کند تا بعد از این همه سال به جای این تعداد جوان تحصیل کرده و عمدتا بیش از حد مدعی، جوانانی کارامد می داشتیم

چند مهندس معمار، کامپیوتر، حسابداری... می خواهیم؟

چند تحصیل کرده در دروس پایه می خواهیم؟

جوانان را تشویق به صرفا درس خواندن نکنیم

هزاران ساعت و سالها از بهترین سالهای جوانانمان در تلاش برای گرفتن مدرک و نه یادگیری علم گذشته است

جوانی با مدرک دیپلم ولی با مهارت و سابقه حتی ۱ ساله نسبت به یک تحصیل کرده مقاطع بالا ولی بی کار و مدعی که دولت چرا برایم کاری ایجاد نمیکند چندین برابر ارزش دارد.

با سراب زیبای مدرک، جوانیِ جوان را کوتاه نکنیم.

ا. ح. ق  "

/ 4 نظر / 22 بازدید

عالی بود .انشالله سرمشق همه جوانان بشه و همین طور مدیران کشوری که فکری به حال جوانان مدرک به دست و بی کار و البته بدون مهارت کنند .

عاطفه

سلام و عرض ادب.دقیقا همینه خیلی از افراد هستند و سطح علمی بالایی برخوردارند اما متاسفانه...

احمد

یاد نواب صفوی افتادم که البته خودش هم فارغ التحصیل دبیرستان صنعتی آلمانی ها بوده، نواب معتقد بود یکی از مهمترین علل بیکاری در جامعه ضعف نظام آموزشی است و می گفت: برنامه درس را طوری منظم کنند که تا اختتام دوره دبیرستان اگر محصل به دانشگاه نرفت یک فن مستقلی را آموخته باشد و بتواند نتیجه تحصیلش را به معرض عمل گذاشته و احتیاجات خود و جامعه را در حدود استعداد و معلوماتش برآورد.» (فدائیان در آئینه اسناد، ج3: ص2312) یک چند باری ماشینم خراب شد و گشتم دنبال یک آدم تحصیلکرده فنی که ماشین رو تعمیر کنه به نظرم باید این جوان ها رو حمایت کرد.. توی مشهد چند مهندس جوان پیدا کردم که مکانیکی زده بودن پول زیادی هم واسه تعمیر گرفتن اما مشکل ماشین حل نشد و مجبور شدم به سراغ همون بازاری های سنتی برم.

محدثه پاینده

سلام استاد گرامی. ایام به کام واقعا. بسیار آموزنده بود. سلامت باشید و در پناه حق