دانش اضافی

در پست گذشته به مناسبت اشاره کرده بودیم که دانشجویان تاریخ از «دانش اضافی» اندک و ناچیزی برخوردارند. اکنون در این پست در باره این مفهوم سخن می گوییم.

«دانش اضافی» آن دسته از دانسته ها و اطلاعاتی است که به کمک آنها فهم بهتری از یک متن تاریخی کسب می کنیم. این دانسته ها و معلومات می تواند دانسته هایی در حوزه جغرافیا، زبان و ادبیات، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، روانشناسی، ریاضیات، باستانشناسی و هرگونه اطلاعات و دانش دیگری باشد که خواننده یک متن تاریخی، قبلا کسب کرده است و در هنگام مطالعه، با استفاده از آنها متن را بهتر می فهمد. مثلا فرض کنید خواننده در یک اثر تاریخی این خبر را بخواند که «رضا شاه به دلیل مخالفت های مکرر سید حسن مدرس او را به خواف تبعید کرد». خواننده این خبر اگر دانش اضافی مناسبی در باره خواف داشته باشد، ماهیت و معنی عمل رضاشاه را بهتر درک می کند. اگر او در جغرافیا خوانده باشد که خواف یکی از شهرهای دورافتاده شرق کشور، از توابع خراسان (در نزدیکی مرز افغانستان) بوده و دارای آب و هوایی گرم و خشک است، پی می برد که رضا شاه با این کار نه تنها مدرس را از پایتخت دور کرده، بلکه رفت و آمدهای او با رجال،  سیاسیون و علمای مرکز و حتی خراسان را تقریبا به صفر رسانده است و علاوه بر این، با فرستادن او به نقطه ای گرم و خشک و کویری، به لحاظ روحی و جسمی نیز او را تحت فشار قرار داده است. حال اگر خواننده این خبر، سفری نیز به خواف داشته باشد و آنچه را در کتب در باره این شهر خوانده، با دیده های خود ترکیب کند، بیشتر و بهتر به ماهیت رفتار رضا شاه پی می برد. طبیعتا کسی که فاقد اطلاعات فوق در باره این شهر باشد، برداشتی ناقص، محدود و گاه مخدوش از این خبر پیدا می کند.

کسب دانش اضافی منبع واحدی ندارد و آن را می توان از طریق مطالعه کتب و آثار تخصصی، مطالعه مجلات و روزنامه ها، شرکت در سمینارها و کنفرانس های علمی، دیدن فیلم، مشاهده تئاتر، خواندن رمان و شعر، گفتگو با اهل علم و ادب و فرهنگ و... به دست آورد.

اگرچه آمار دقیقی از کسب این قبیل اطلاعات توسط دانشجویان با مراجعه به منابع مذکور در دست نیست، ولی شواهد و نشانه ها حاکی از این است که در کل «دانش اضافی» آنان در سطح نازلی قرار دارد. به عنوان مثال سطح اطلاعات تخصصی و حتی عمومی جغرافیایی - که نقشی بسیار مهم در فهم متون تاریخی دارد - در میان دانشجویان ناچیز و گاه ناامید کننده است. سطح آگاهی های سیاسی، اجتماعی، ادبی، اقتصادی، آماری و عددی نیز اگر بیشتر از آگاهی های جغرافیایی نباشد، از آن بیشتر نیست. در چنین وضعیتی یکی از راههای تقویت سطح علمی دانشجویان تاریخ، دامن زدن به مطالعه مکتوبات، و مشاهده سوژه هایی است که بر میزان «دانش اضافی» آنان بیفزاید. برای این کار، باید نشست های کتابخوانی، برگزاری جلسات نمایش فیلم، تشویق به خواندن مقالات تخصصی وعمومی غیر درسی، سفرهای علمی و... را دامن زد و اینچنین آنان را تشویق کرد که به دنیاهایی دیگر – بجز کلاس و متون درسی – سری بزنند. یکی از راههای جبران این نقص، آموختن روش «مطالعه فعال» است. امیدوارم فرصتی پیش بیاید و در آینده در باره «مطالعه فعال» سخن بگوییم.

/ 10 نظر / 24 بازدید
شاگرد

سلام استاد محترم همه فرمایشات شما صحیح ولی دوره دبیرستان که محدود به کتب درسی است وقتی هم وارد دانشگاه شدیم که یک شبه جمع کردن این اطلاعات مقدور نیست یکی از راهای جمع کردن اطلاعات عمومی برگزاری اردو است که به نظر من ماندگاری ان در ذهن بهتر از مطالعه است ولی چرا شما استاد تاریخ در طول 4سال تحصیلی ان هم رشته تاریخ یکبار هم اردو برگزار نکردید یه مقدار هم پای خودتون در این ماجرا گیره پس باز هم از ماست که بر ماست

سلام استاد یاد نشست های کتابخوانی بخیر و جای دوستان خالی ولی افسوس که آن دوران طلایی تمام شد [افسوس] ای کاش دوباره این نشستها برگزار می شد. هنوز من مشتاقانه و بی صبرانه منتظر شروع دوباره شان هستم.

دانشجو

متسفانه حق با شماست ولی مختص دانشجویان تاریخ و تمدن نیست، شما یک سر به کلاس های دانشکده ادبیات بزنید متوجه می شوید،.

یه دانجّو

سلام، به نظرم میتونید تعبیر درست تری رو جایگزین "دانش اضافی" کنید؛ اضافی در فرهنگ عمید، به معنای "بیش از میزان مورد نیاز" و "زائد" نیز آمده است. شاید تعبیز دانش جانبی بدک نباشه، اگه برابر نهاد فارسی شو پیدا کنیم و بپسندیم چه بهتر! [من نبودم]

امید

دانش اضافه نه درتاریخ که دربیشتر رشته های علوم انسانی لازم است مانند مدیریت حسابداری واقتصاد

هادی

السلام علیک ایها الاستاذ؛ علم الاضافی من المفروضات لطلبه العلم.[تایید]

صدقی

داشتن معلومات عمومی درباره موضوعات مختلف امروزه کمی با گذشته فرق کرده است. به این معنی که به دلیل گستردگی مفاهیم امکان انباشتن اطلاعات مختلف در زمینه های مختلف برای افراد بین 18 تا 22 یا 22 تا 24 کمی مشگل شده است. به عبارت دیگر فرصت و توان برای بررسی اطلاعات کلی در حوزه های مختلف به دلیل حجم عظیم اطلاعات کم شده است. شاید اگر در دوره های آموزش دبیرستان و اوایل دانشگاه روش مدیریت و دستیابی به اطلاعات آموزش داده شود بهتر باشد.

علی ایمانی

سلام اقای دکتر . اخیرا در جریان مذاکرات 5 +1 بحث مذاکره امام حسین با عمر بن سعد و حتی با یزید را مطرح می کنند . ایا واقعا این مذاکرات برای صلح وجود داشته ؟ اگر لطف کنید در این موضوع صحبت کنید که این مذاکرات چگونه بوده است . با تشکر

علی.ن

جناب استاد، بنده به عنوان ارادتمند شما (به عنوان استادی با دانش اضافی خوب) عرض می کنم که دانش اضافی اساتید هم دچار افت شده است. از رمان و تئاتر و فیلم سخن نمی گویم، چون به نظرم تماشای پیگیرانه آن ها هنوز جزئی از فرهنگ ما نشده است. اما استادی که زبان دان باشد، یا استادی که تاریخ (حتی تاریخ تخصص رشته تحصیلی خود) و فقه و فلسفه را به خوبی بداند، به چه تعداد پیدا می شود؟ کجایند فروزانفر ها و همایی ها و زرین کوب ها؟ بگذارید مثال از دانشکده الهیات بزنم... کجایند آشتیانی ها و دینانی ها و ضیاء شهابی ها؟

دانشجو ترم اولي

بهتر نيست شما هم خودتون براي اينكه دانش اضافي دانشجوهاتونو بالا ببريد كاري بكنيد!!!درسته كه دانشجو هم بايد بخواد ولي به جاي تدريس كتاب مباني علم تاريخ براي دانشجويان ترم اولي،در جلسات كلاس به مطالب تاريخي بيشتري بپردازيد وحتي با دانشجوهاتون به نقد اونا بپردازيد.اينطوري بيشتر يادشون ميمونه