تمایل به « بیش از حد تاریخ داشتن »

مشهور است که در در دوران جاهلیت رسم بود که قبایل عرب با هم به مفاخره می پرداختند و برای به رخ کشیدن برتری خود،‌ هر آنچه را که داشتند ( اعم از ثروت، حسب، نسب و...) عرضه می کردند. اما این رقابت و مفاخره گاه به مرحله عجیبی می رسید و دو طرف برای اثبات برتری خود، بعد از معرفی و به رخ کشیدن آنچه موجود داشتند،‌ بر سر قبور مردگان خود می رفتند و آنها را می شمردند و با هم مقایسه می کردند تا اثبات شود که کدام یک از طرفین بیشتر و برتر از رقیب هستند. قرآن کریم  این کار را تکاثر ( زیاده طلبی ) خوانده و با لحنی سرزنش آمیز این افراد و اقوام را مخاطب قرار داده است:

الهیکم التّکاثر (تفاخر به بیشتر داشتن ، شما را غافل کرد).

حتی زُرتم المقابر (تا بر سر قبرها رفتید ).

کلّا سوف تعلمون ( نه چنین است، بزودی خواهید دانست ) (سوره تکاثر،‌آیات 3-1).

البته باید گفت که این رسم اختصاص به اعراب دوران جاهلیت نداشته و ندارد و در طول تاریخ اقوام و افرادی دیگر نیز بوده اند که برای اثبات برتری خود،‌ به چنین شیوه هایی دست زده اند، و با افراط در این کار، گاهی به جعل و تحریف نیز پرداخته اند. یعنی با بافتن دروغها  و ترتیب دادن جعلیاتی، برای خود و قوم خود « تاریخ سازی» کرده اند.

« تاریخ سازی » معمولا به دو دلیل و انگیزه صورت می گیرد:

الف. کسب افتخار

ب. کسب مشروعیت و مقبولیت سیاسی و اجتماعی

به عنوان مثال؛ کوشش برای ربودن افتخارات و رجال و شخصیت های یک ملت و نسبت دادن آنها به خود،‌ نمونه ای از تاریخ سازی برای کسب افتخار است. هم اکنون بر سر انتساب بسیاری از شخصیت های برجسته تاریخی میان مردمان فرهنگ ها، کشورها و شهرهای مختلف منازعاتی در جریان است. مثلا بر سر انتساب مولوی بلخی، میان ما، افغان ها و ترکان ترکیه اختلاف است. حافظ شیرازی را بعضی اصفهانی می دانند،‌ ابن سینا را عرب ها، عرب و ما فارس می دانیم و... .

گاه نیز هدف از این تاریخ سازی ها، کسب مقبولیت و مشروعیت سیاسی و اجتماعی بوده است: مثلا شماری از سلسله های ایرانی در دوره اسلامی، سلسله نسب خود را به پادشاهان قدیم ایران می رساندند تا در چشم مردمی که به هر حال با سلطه سیاسی اعراب مشکل داشتند، وجاهتی به دست آورند. از آن جمله اند آل بویه که خود را به بهرام چوبین منسوب می کردند. یکی از جالبترین این موارد، سلسله سیادتی است که صفویان برای خود ساختند. آنان که در آغازین سالهای سده 10 ق بر سر کار آمدند و شاهد گسترش قابل توجه تشیع امامی در گوشه و کنار ایران بودند، برای کنترل این وضع و مسلط شدن بر اوضاع، خود را سید خواندند و با سلسله نسبی جعلی، خود را اولاد امام موسی بن جعفر(ع) معرفی کردند.

بر این اساس یکی از مهم ترین کارهای محققان تاریخ آن است که به چنین تاریخ سازی هایی دقیقا توجه داشته باشند. شناخت این موارد اگر همراه با شناخت زمینه ها و عوامل و دلایل آن باشد، اطلاعات ارزشمندی را در باره روحیات فردی و نیز جریانات و مناسبات سیاسی و اجتماعی در اختیار مطالعه کنندگان تاریخ قرار خواهد داد.

/ 8 نظر / 8 بازدید

استاد آیا ارتباطی میان این موضوع و انگیزه های تاریخنگاری محلی وجود دارد؟

بابائی

سلام استاد مفید بود. پیروز باشید.

اندیشمند

با سلام و احترام استاد عزیز امیدوارم همیشه سالم و سرافراز باشید.مطلب بسیار جالب و مفیدی بود. باتشکر مرکز مطالعاتی و پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن ملل اسلامی

مهرداد صدقی

مطلب مفیدی منتشر کردید. عجیب است که این دغدغه حالتی فراگیر دارد. در آنکارا دیدم در جلوی بیمارستانی به نام ابو علی سینا مجسمه این دانشمند را نصب کرده بودند و زیر آن نوشته بودند پزشک ترک! جالب است در ایران هم تا حدودی همین استراتژی در دستور کار بسیاری از مطالعات و تحقیقات دانشگاهی قرار گرفته است. یکی از کلاس های دوره دکتری پژوهش هنر دستور کارش این بود که هنر کشوری را طوری بررسی کنیم که نشان داده شود از هنر ایران سرچشمه گرفته و اصل آن ایرانی بوده است. اتفاقا معلوم بود استاد مربوطه آگاهانه چنین طرحی را به دانشجویان داده است چون بعدا متوجه شدیم که بیشتر مقالات علمی پژوهشی که از دانشجویان چاپ شده مربوط به همین درس بوده است. این استراتژی دقیقا مورد علاقه بسیاری از مجلات علمی پژوهشی هم هست و متاسفانه دانشجویان و استادان که به انتشار مقالات علمی پژوهشی نیازمندند مجبورند در این تاریخ سازی شرکت داشته باشند. البته شاید اقتضا دوران حاضر همین باشد و ایران هم برای محافظت از خود چنین کاری می کند.

خورشید

سلام استاد. به نظرتان برای جلوگیری از این تاریخ سازی ها چه می توان کرد. در پستی که در وبلاگم گذاشته ام به نوعی به وجود این مشکل و بحث ها وجدل هایی که دانشجویان در خوابگاه از نژادهای مختلف در اثر این تاریخ سازی ها با هم می کنند که بعضا به مشاجره منجر می شود ، اشاره ی کرده ام. به نظرتان راه حل این مشکل چه می تواند باشد؟

خلیل محمدی

استاد ارجمند جناب آقای دکتر قنوات سلام علیکم ارادت هزارباره مرا بپذیرید.

باز بگویید چرا همه اش می گوییم اسپانیا! کدام کشور را می شناسید که مردم آن پس از پیروزی تیم ملی فوتبالش، همگی به زیارت اهل قبورشان بروند تا آنها را هم در شادی شان شریک کنند! شاید بتوان بعضی از رفتارهای اجتماعی اهالی اسپانیا را به تاریخ منحصر به فردشان در دوره ی اسلامی مربوط دانست، شاید هم نه. به هر حال این کشور تاریخ اجتماعی احساسی زیبا و بسیار قابل تاملی دارد.

دانش آموز

ممنون از یادداشت خوب و مفید شما