در باره سختی کار مورخان

برنامه نود هفته پیش فیلمی از ایشان را در حال زدن حرف هایی دور از ادب و نزاکت آن هم با صدایی گوشخراش خطاب به یکی از بازیکنان تیمش نشان داده بود و جناب مربی برآشفته از این واقع نمایی، اکنون حکم می داد تا محکوم نشود. او به جای اینکه به خود بنگرد و کار خود را نوعی حاشیه سازی تلقی کند و از این بابت از آن بازیکن و بینندگان عذرخواهی کند، برنامه نود را که فیلم این حادثه را نشان داده بود، در جایگاه متهم و حتی محکوم نشانده بود و حکم به تحریم آن می داد.

البته این اتفاقات در فوتبال پرحاشیه و نابهنجار ما کم نیستند، اما من با دیدن این صحنه ها و حرف ها به یاد ماجرای مورخان و رجال و شخصیت های تاریخی افتادم. کنش گران حوادث و وقایع تاریخی اعمالی را از خود بروز می دهند و مورخان وظیفه خود می دانند این رفتارها را ثبت و ضبط کنند. اما در این مسیر با عکس العمل های عاملان حوادث تاریخی و گاه هواداران آنها روبرو می شوند. کنش گران تاریخی خوشحال می شوند اگر مورخان آن دسته از رفتار آنان را که موجب خوشنامی ایشان می گردد، ثبت و به معاصران و آیندگان عرضه کنند، اما نسبت به ثبت آن دسته از اعمال و رفتار خود که مخل سیمای روشن خویش می دانند، به هیچ وجه روی خوش نشان نمی دهند. آنان همانند این مربی، به جای اینکه در خویش و رفتار خویش بنگرند و در این باره منصفانه داوری کنند و اشتباهات خود را بپذیرند، به دست و پای مورخان می پیچند که چرا در باره من چنین و چنان نوشتید؟ به بیان دیگر، آنان به جای خودشکنی، آیینه را سنگ می زنند و تنها وقتی راضی می شوند که آیینه همان را نشان دهد که آنان می خواهند. در تاریخ یک از سلسله ها می خواندم  که سلطان وقت آن، مورخی را صدا زد که بیا و بنشین و تاریخ خاندان ما را بنویس. مورخ چیزهایی نوشت و بر سلطان عرضه کرد. سلطان گفت اینجا و آنجا را قلم بگیر. مورخ رفت و چیزهایی دیگر نوشت و باز آورد و جناب سلطان باز درآمد که اینجا و آنجا را قلم بگیر. این کار چند بار تکرار شد تا اینکه سرانجام مورخ بیچاره دست خالی به محضر سلطان رسید. سلطان پرسید پس چرا چیزی ننوشته و نیاورده ای؟ مورخ گفت: قربان لطف کنید و شما بفرمایید تا بنده تحریر کنم. آری چنین اشخاصی تنها وقتی راضی می شوند که مورخان، نویسندگان سفارشات آنان باشند.

وجه دیگری از این قضیه عملکرد هواداران این شخصیت های تاریخی است. معمولا پیروان و دوستداران رجال و شخصیت های تاریخی نیز بر مورخان نمی بخشند اگر آنان نکته یا روایتی را ثبت کنند که با آنچه ایشان می پسندند، یکسان نباشد. راست و دروغ روایت تفاوتی ندارد، آنان در هر حال نمی پذیرند که مورخی روایتی را ثبت و عرضه کند که با آنچه در باره شخصیت مقبول ایشان بر سر زبانهاست، اختلافی داشته باشد. من خود یک بار در نوشتن شرح حال یک دانشمند ایرانی پس از ذکر مزایا و محاسن او، با لحنی ملایم و محترمانه از وجود نکاتی منفی در زندگی او سخن گفته بودم و تا مدتها مورد اعتراض دوستداران او واقع می شدم و حال آنکه این اعمال و رفتار را آن دانشمند مرتکب شده بود و من تنها از آن گزارش داده بودم. اینچنین، گویی مورخ مسؤول رفتار و اعمال منفی شخصیت های تاریخی شناخته می شود و به جای آنان، او باید جوابگو باشد. این تنها یکی از سختی های کار مورخان است.

/ 7 نظر / 39 بازدید
اندیشمند

یا سلام طاعات قبول حقیقت گویی همیشه کار سختی بوده و از طرف آنهای که حقیقت گویی به نفعشان نیست ,فردحقیقت گو مورد مزمت قرار می گیرد.

مصطفی طباطبایی

البته در این آشفته بازار که هرکسی سعی دارد از حرفی که می زند سکه ای بسازد و درجیب اندازد. مورخان منصف به ندرت یافت می شود و از طرفی هجوم انبوهی از اطلاعات در فضای اطلاعاتی جامعه باعث سردرگمی حقیقت جویان و کناره گیری حقیقت گویان است.

مصطفی طباطبایی

نمایشگاه اسناد خسارات جنگ جهانی بلوار سجاد- حامد شمالی - پلاک 8

مورخان هم تاریخ را به حاشیه برده اند. آن هم تاریخ ژر حادثه و حاشیه ی این مملکت!!!!

هاتف

ما اهل ایران قطعا عقل‌مان از عقل فرنگی‌ها کمتر نیست ولیکن این تقصیر بزرگ را داریم که هنوز فرق عقل و علم را نفهمیده‌ایم... نامه‌های میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله/ به اهتمام علی‌اصغر حقدار/ نشر چشمه

بله منظور پرحادثه بود.

روشن

سلام استاد با آرزوی قبولی طاعات، عید فطر را به شما تبریک میگویم. التماس دعا