طنز در تاریخ

محمدباقر خُراسکانی را به تیغ جلاد می سپردند و تیغ جلاد کُند بود و درست نمی بریده است و خُراسکانی با خشم فریاد زده بر سر جلاد که " مردکه پدرسوخته! اول برو تیغ خود را تیز کن و بعد سراغ گردن محکوم بیا ". طنز گویاتر از این در تاریخ دارید؟

 

دکتر باستانی پاریزی، مصاحبه با کیهان فرهنگی

/ 7 نظر / 21 بازدید
تقوی

عالی بود

سما

سلام. به گمانم این طعنه است نه طنز. طنز باید حالتی از خنده را در مخاطب ایجاد کند. هرچند در تعریف طنز، طعنه نیز آمده است اما در بیشتر تعاریف باید حالتی از خنده در مخاطب ایجاد کتد. این نوشته به نظرم طنز نبود.

سما

یک نمونه طنز تاریخی: اعتمادالدوله، صدراعظم آغا محمد خان قاجاردر مدت قدرت خود تقریبا تمام ایالات و ولایات ایران را بین کسان خود تقسیم کرده بود. روزی شخصی به شکایت نزد او آمد و اظهار کرد: حاکم شیراز که از اقوام شماست، با من بدرفتاری می کند. و آنگاه دلایل خود را ذکر نمود. اعتمادالدوله قانع شده، جواب داد: تو را به اصفهان می فرستم. آن شخص گفت: اصفهان هم در اختیار پسر برادر شماست. اعتمادالدوله گفت: پس برو بروجرد. مرد گفت: آنجا هم یکی از اقوام شما حکومت می کند. صدراعظم چند شهر دیگر را نام برد و آن شخص با ذکر نام حاکم، همان ایراد را تکرار کرد. سرانجام اعتمادالدوله متغیر شده، گفت: به جهنم برو. مخاطب جواب داد: آنجا هم مرحوم پدرت هست

سلام استاد نكته جالبي بود. سپاس.

عمو قناد86

بعد از سه ماه فرصت دست داد و سری مجدد به وبلاگتون زدم چکار کنیم دیگه مشغله های کاری فراوان کمبود وقت فکر نکنید فقط شما دکتر ومهندس ها سرتون شلوغه وبه ما دانشجویان میگفتید الان که وقت ندارم سرم شلوغه که ما کارگر ها هم سرمون شلوغه با سپاس فروان

عدالت برای همه

طنز تلخی است که در دوران معاصر هم مصداق دارد . چند وقت پیش می خواندم که در ینگه دنیا اجرای اعدام با تزریق ، با مواد نامناسبی انجام شد و معدوم نگون بخت بعد از سی ثانیه تشنج و زجر کشیدن جان داد.