زنان و تاریخ

در این پست می خواهم به نکته ای دیگر در این باره اشاره کنم و این سؤال را مطرح کنم که آیا نمی توان دایره این مشکل را وسیع تر دید و آیا این نظر ما را به مشکلی دیگر در عرصه تاریخ نگاری و تدریس تاریخ رهنمون نمی سازد؟ در توضیح این مطلب باید اشاره کنم که - خوب یا بد - بیشتر کنشگران حوادث تاریخی را مردان تشکیل می دهند و کتاب های تاریخی عمدتا به ذکر اعمال و رفتار آنان اختصاص دارد. این موضوع تا بدان اندازه جدی است که برخی از اصطلاح «تاریخ مذکر» استفاده کرده اند. اثبات این ادعا چندان دشوار نیست؛ کافی است چند کتاب تاریخی را به صورت تصادفی انتخاب کنید و در فهرست اعلام آنها، نسبت اسامی مردان و زنان را با هم مقایسه نمایید تا تفاوت شگفتی که در این زمینه وجود دارد، آشکار گردد. واقعیت این است که تعداد زنان سرشناس و فعالی که در طول تاریخ منشأ اعمالی بوده اند که مورخان لازم دانسته اند نام ایشان را در آثار خود ثبت کنند، به نسبت مردان چندان زیاد نیست (ما را در این نوشته با علت ها و دلایل این وضع و موافقان و مخالفان آن کاری نیست). حال بر این اساس و نیز با توجه به تفاوت های منطقی، احساسی و رفتاری مردان و زنان، ظاهرا بتوان مشکلی را که استنفورد برای تدریس تاریخ به کودکان و نوجوانان مطرح کرده، به تدریس تاریخ به دختران و اصولا زنان تعمیم داد و این نظر را مطرح کرد که « زنان به دلیل ذهنیت و رفتار متفاوت خود نسبت به مردان، علی القاعده نباید علاقه چندانی به خواندن متون «تاریخ مذکر» داشته باشند».

بسیار مایلم که مراجعه کنندگان محترم بخصوص خانم ها، نظرات خود را در این باره مطرح کنند. شاید در حل بعضی از مشکلات تحصیل، تدریس و مطالعه آثار تاریخی تاریخ مؤثر باشد.    

 

/ 32 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاینده حقیقی

با سلام خدمت دوست عزیز جناب پاینده کرمانی.اعتراف می‌کنم که به نقطه جوش رسیده بودم.از اینکه عیب بنده را گوشزد کردید سپاسگذارم و سعی می‌کنم عجولانه قضاوت نکنم.. ای خدا از تو می‌خواهم که دلم را زنده نگه داری و سینه‌ام را گشایش بخشی: آمین.باتشکر و در پناه حق.

پاینده

دروغ.فکر نکنم استاد هم باورش شده باشه حرفای شما رو.

"زن‌ها قبل از هرچیزی دنبال مرد قدرتمند هستند. قدرت حتی مهم‌تر از قیافه و خیلی چیزهای دیگر است . آدم‌های معروف را می‌بینی؟ هر زنی را که اراده کنند می‌توانند رام کنند. فکر می‌کنی چرا؟ چون قدرت دارند. معروفیت نوعی قدرت است. زن از اینکه در رقابت با دیگران توانسته کسی را که خیلی‌ها آرزویش را دارند به دست آورد، احساس لذت می‌کند" . دو قدم این‌ور خط/ احمد پوری

89

سلام استاد احساس میکنم آقای پوری و دوست عزیزی که جملات ایشان را نوشتند به تازگی جایی خواستگاری رفتند و جواب منفی شنیدند ! آرزو میکنم که دفعه بعد خواستگاری موفقی داشته باشند البته امیدوارم دختر خانمی که به خواستگاریش میروندو مادر گرانقدرش جمله"هر زنی را که اراده کنند می‌توانند رام کنند."را نخوانده باشند . اما اگر خوانده باشند ....[وحشتناک] استاد! این بحث جدی جدی خطرناک شده [اضطراب]

89 عزیز اشتباه حدس زده اند. من یک زنم.

89

سلام استاد اینکه نوشتم بحث خطرناک شده قصد و هدفم خدای ناکرده اهانت ویا تحمیل نظری خاص و جهت دهی غیر مستقیم به این مباحث نبوده است واگر این ذهنیت برای کسی ایجاد شده عذرخواهی می کنم [شرمنده] در ضمن به دوست عزیزو گمنامم به خاطر دیدگاه کاملا متفاوتش در انتخاب جملات تبریک میگویم [لبخند]

سادات نژاد

تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم. شاید همین طوری باشه که شما میفرمایید، من رشته کارشناسیم تاریخ نبوده، زمانی که تو کارشناسی ارشد رشته ام رو عوض کردم، خاطرم هست واکنش یکی از بستگان این بوده که چرا تاریخ؟ تاریخ که مردونه ست! خانم هم بوده کسی که این جمله رو بر زبون آورد. یه نگاهی به علایق و زمینه های مطالعاتی افراد، در سطح غیر آکادمیک البته، هم یه جورایی این نظر رو تأیید میکنه، کتابهای تاریخی تو خانواده ها اغلب از علایق آقایون هستند، درحالیکه ادبیات بخصوص داستان(رمان یا داستان کوتاه ) از علایق خانم ها. (البته این ها یه حکم کلی نیست، با توجه به اطرافیان خودم)

من خودم یک خانومم به نظر من این قضیه اصلا ربطی به بی علاقگی خانومها به تاریخ نداره...

واحدی

باسلام.بعدارمدت ها سری به وبلاگ تان زدم و با این موضوع روبه رو شدم و بسیار ملول از طرز بیان این دانشجویان ولی چون خواستید به عنوان یک خانم نظر بدیم نظر خود را میدهم : کتب تاریخی که در دسترس ماست تاریخ واقعی نیست نه به این دلیل که دروغ باشه به این دلیل که تاریخی دردست ماست غالبا سیاسی و مربوط به طبقه حاکم است و تاریخ اجتماعی را بیا ن نمی کنند مردان نیز در عرصه سیاست فعالیت بیشتری داشته اند تا خانمها واین دلیل کم بودن نام و نقش خانم ها میباشد وشاید این یکی از هزاران دلیل کمتر بودن نقش زنان در تاریخ باشدو دیگر اینکه خانم هایی که در این بخش پیام گذاشته اند باید باور کنند مرد مرد وزن نیز زن است زن نیز به علت عواطف قوی و اثر گذارش همیشه تحت تاثیر محیط بوده و توانایی تصمیم گیری در مواقع بغرنج را نداردپس اجازه دهید حرف آخر را همان مردان به اصطلاح قدرتمند بزنند و ما نیز زندگی خودمان را بکنیم.تاریخ را مازنان گذاشتیم برای همان مذکر ها.

مهدی رجایی

استاد من مطلب مصایب وبلاگ نویسی را خواندم و بعد این مطلب شما و بعد هم همه کامنت ها را خواندم و راستش کمی هم خنده ام گرفت. نمی دانم چرا در سطوح علمی هم وقتی حرف زن و مرد می شود عاقبت کار به مشاجره کشیده می شود. اما راجع به تاریخ باید بگویم آن قسمت های مردانه تاریخ به دست ما رسیده و ما هم به ناچار همان ها را می خوانیم. زن ها هم زیاد زور زدند تا آثار زنانه را در این دفتر کهنه پیدا کنند اما چندان هم موفق نبودند مثل کارهای بنفشه حجازی . حتی مردهای مهربان هم چنین کردند باز هم بیش از یک چلد نشد کتاب گذار زن از گدار تاریخ از دکتر باستانی پاریزی . خوب حالا تکلیف چییست؟ آیا تاریخ را کنار بگذاریم ؟ خود ما مردها هم از این خشکی و صعوبت تاریخ مذکر خوشمان نمی آید و می دانیم جاهای نانوشته تاریخ همان نقش های زنان بوده که نیامده است. حالا شاید مورخ خودش خواهر و مادر داشته است!! با این حال موضوع تاریخ اجتماعی تا حدودی به زندگی آدم های معمولی و زنان نزدیک می شود . کسانی که بدین کار علاقه دارند به سراغ آن بروند. ممنونم