گفتگو در وبلاگ

من شخصا از دریافت نظرات خوانندگان محترم در باره مطالبی که می نویسم بسیار خرسند می شوم و تمامی آنها را جدی می گیرم و در حد امکان به آنها پاسخ هایی نیز می دهم. اما در این مسیر کم و بیش مشکلاتی نیز وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنم: 

١. بعضی از مراجعه کنندگان محترم حرف ها و نظراتی دارند که ممکن است مربوط به محتوای مطالب نویسنده وبلاگ نباشد اما اصرار دارند که حتما آنها را به عنوان کامنت پای مطالب بگذارند. این یعنی بی توجهی به مبانی گفتگو. مثل این می ماند که کسی دارد در باره جنگل حرف می زند، ولی در پایان حرف های او، یکی از شنوندگان به طرح مطالبی در باره مشکلات پزشکی یک جامعه بپردازد. ممکن است تمام حرف هایی که این فرد مطرح می کند درست باشد، اما واقعیت این است که که مقام آن سخن اینجا نیست، که گفته اند: « هر سخن جایی و هر نکته مکانی (یا مقامی ) دارد ».

٢. بعضی ها اصولا در گفتگو رعایت حرمت و ادب را نمی کنند. هر چه را بر زبانشان بیاید یا بر قلم شان، بلافاصله منتشر می کنند. حتی یک بار دیگر و قبل از ارسال آن، بر نمی گردند و کلام خود را مرور نمی کنند. لذا گاهی پیام هایی می رسد که نمی توان آنها را منتشر کرد. در اینجا تعارض حق فرد و جمع پیش می آید؛ حق هر فردی است که سخنش منتشر شود، اما شایسته نیست که هر سخنی با هر درجه ای از ادب و نزاکت به میان جمع برده شود. 

٣. بعضی در نوشتن و ارسال نظر خود، به مطلب کاری ندارند بلکه با نویسنده کار دارند. از دست او ناراحت اند یا از قیافه او خوششان نمی آید و بر همین اساس به جای نقد مطلب، نویسنده را مورد هجوم و حمله قرار می دهند و می کوشند با زدن نیش و کنایه و توهین های ضمنی و صریح به او، به مقصود خود برسند. 

۴. طرح سخنان و سؤالات کلی نیز یکی دیگر از مشکلات پیام هایی است که در ذیل مطالب وبلاگ می رسد. گاهی بعضی از مراجعه کنندگان محترم سؤالی می پرسند که پاسخ آن محتاج مطالعه چند کتاب و مقاله و نوشتن چند صفحه مطلب است. متاسفانه باید گفت طرح اینگونه سؤالات که بدترین نوع سؤالات هستند، در میان ما بسیار رواج دارد. اینکه کسی سؤالی کوتاه بپرسد که پاسخ دهنده مجبور باشد روزها به دنبال یافتن پاسخ آن و نوشتن جواب بگذراند، به هیچ وجه کاری علمی نیست. من البته به بسیاری از سؤالاتی که دوستان مطرح می کنند پاسخ می دهم و حتی در جستجو برای یافتن پاسخ مورد نظر، گاه مطالب تازه ای می آموزم و از این بابت از آنان سپاسگزارم، ولی حدیث بعضی پرسش های کلی، فراتر از این حرف هاست.

۵. بعضی مراجعه کنندگان محترم از اسامی مستعار استفاده می کنند. این کار به دلیل بعضی ویژگی های جامعه ما چندان عجیب نیست. اما عجیب آن است که بعضی ها استفاده از نام مستعار را تبدیل به پوشش و وسیله ای برای بیرون ریختن خشم و عصبانیت خود و توهین به نویسنده یا دیگران می کنند. جالب است که این افراد در حالی که حاضر نیستند حداقل مشخصات خود، یعنی نام و فامیل شان را به خوانندگان اعلام کنند، عدم انتشار بعضی نوشته های نه چندان مناسب خود را در وبلاگ کسی دیگر، بر نمی تابند و این کار را بر او خورده می گیرند. 

۶. گاهی بعضی آدمها فضای یک وبلاگ را با جلسه دادگاه اشتباه می گیرند. آنان تصور می کنند یک بحث و نظر را باید تا بدانجا ادامه داد که حتما کسی ( آن هم مخاطب آنان ) محکوم و از صحنه خارج شود. آنان فراموش کرده اند که آنچه در یک وبلاگ جریان دارد، یک گفتگوست نه یک دعوا، و قاضی نیز هیچ یک از طرفین این گفتگو نیستند بلکه تمامی مراجعه کنندگان محترمی هستند که با دقت و انصاف این گفتگو را دنبال می کنند و ممکن است تعداد رأی ها نیز به تعداد مراجعه کنندگان، متنوع و متفاوت باشد.

در ابتدای کار وبلاگ نویسی بخش کامنت ها را باز گذاشته بودم، ولی دریافت بعضی پیام های نامناسب باعث شد که آن را ببندم و پیام ها را پس از دریافت، بررسی و بعد منتشر کنم. خوشبختانه باید بگویم که اکثریت قریب به اتفاق مراجعه کنندگان محترم، آداب گفتگو در این دنیای مجازی را رعایت می کنند و در این مدت شمار پیام هایی که به هر دلیل، مناسب انتشار تشخیص نداده ام بسیار اندک بوده است ولی از آنجایی که بعضی نویسندگان معمولا ناشناس این گونه پیام ها گاهی گله می کنند که چرا مطالبشان منتشر نشده، عرض می کنم که تاریخچه یک وبلاگ شخصی است، بنابراین بنده این حق را برای خود قائلم که هر پیامی را مناسب تشخیص ندهم تأیید نکنم. نویسندگان محترمی که از این کار گله مندند، می توانند شخصا و در طول چند دقیقه و بدون پرداخت هیچ هزینه ای، یک وبلاگ راه اندازی کنند و با اسم یا بی اسم هر چه را مناسب دانستند بنویسند و در آن منتشر کنند. ولی اینکه به جای انجام این کار ساده ، بخواهند در خانه دیگران دعوا به راه بیندازند، به لحاظ اخلاقی کاری پسندیده و شیوه ای مقبول نیست.  

/ 3 نظر / 6 بازدید
یان سباستین

برخی از مواردی که فرمودید در وبلاگ بنده هم مصداق دارد! ولی برخی از این ها هم فقط به وبلاگ شما برمی گردد از این جهت که استاد هستید! همان طور که عرض کردم رعایت برخی مصالح و اطمینان فرد از این که فردی بی ادب است، باعث می شود به صورت ناشناس نظرات بی ادبانه برای شما ارسال شود! سوالات کلی هم به خاطر استاد بودن شماست! برای من هم پیش میاید که وبلاگم را دادگاه می کنند! به هر حال وبلاگ محدوده ای شخصی است. هر چه صلاح می دانید انجام دهید و کسی هم البته حق اعتراض ندارد!

اشکواری

سخن از زبان همه ما وبلاگ نویسان گفتی.سپاس

صدقی

به نکات خوبی اشاره کردید. از قضیه اظهار نظرهای تند و ناشایست که بگذریم که اتفاقا موضوع مهمی در ارتباطات وبلاگی است موضوع پرسش سوالات کلی هم یکی از معضلاتی است که من هم نه در وبلاگ بلکه در کلاس های درس با آن روبرو بوده ام. تصور می کنم پرسیدن هم نیازمند آموزش است و در پرسش باید اصولی را مد نظر قرار داد تا به نتیجه مناسبی از آن برسیم. به نظرم می رسد معمولا باید مفاهیم گنگ را به بخش های کوچک تری تقسیم کنیم و نسبت به بخش هایی که ابهام بیشتری در آن وجود دارد سوالاتی را مطرح کنیم. به این ترتیب شاید سوالات متوجه جزئیات شوند و قابل پاسخ دادن باشند. گمان می کنم این که بسیاری نمی توانند یک موضوع را به بخش های کوچک تری تحلیل و تقسیم نمایند هم بر می گردد به نوع آموزش های ما در مقاطع مختلف تحصیلی.