تاریخ چیست؟

تاریخ یک چیز نیست بلکه چندین چیز است. تاریخ هم عبارت است از چیزی که اتفاق می افتد و هم تصویری که از آن چیز در ذهن می سازیم.

 

 

درآمدی بر فلسفه تاریخ، مایکل استنفورد، ترجمه احمد گل محمدی، ص 421

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

متاسفانه دقیقا تاریخ همین چیزی است که ما چه به شکل شفاهی چه به شکل کتبی از گذشته ها به حال می آوریم و هر بار باعث تاسف آیندگان می شویم که عجیب رذالت هایی در دامان داریم و خودمان را پشت یک پاپیون قرمز موجه جلوه می دهیم.چه بخواهیم .و چه نه این همراه ماست و انسان در حال سقوط همیشگی است آن هم نه به عدم نه به عدن بلکه به باتلاق حقایق!

جناب استاد.اوس جعفر نماد حقیقت تاریخه.چه اوس جعفرهایی تو ایران ما بودند که فکرشون وفریادشون در نطفه خفه شد.وچه اوس جعفرهایی بودند که تحمل مرارت می کردند تا تقلیل حماقت کنند.ولی بهشون میدون داده نشد.این اوس جعفرها دیگه حرفی برای گفتن ندارن که بخواد تو تاریخ ثبت بشه.

وقتی انسان امیدوار به زندگی مثل شما میبینم احساس خیلی خوبی بهم دست میده وبه یاد شعرهای گل وبلبل وشراب حافظ می افتم.

منظور شراب عرفانی هستش.بلا به دور.

هاتف

این داستان شراب عرفانی دیگر چیست که مدام می بندید به حضرت حافظ ! خود ایشان می فرمایند: "شرابی خور که جامش روی یار است پیاله چشم مست می گسار است"! یار هم باور کنید همان یار است و عرفانی نیست و همین جاست و نزدیک ماست و ... و ... و اصلا همه ی این ها را مقصر جناب استنفورد است با آن تعریف فلسفی اش از تاریخ! و یک اصلا دیگر این که تاریخ را چه جای گفت و گوی عرفانی است و ... البته تاریخچه را هم!

هاتف

در ضمن جناب استاد عزیز، می دانید که "دم زدنی" را که شما در آن رباعی زیبا آوردید، معنا همان "پیمانه زدنی" است که فرمودید چرا! حالا صواب و غیر صواب و شاید ثواب! آن را خود دانید.

هاتف

البته که تاریخ جای همه صحبتی هست، و تاریخچه را هم! بله اولین بار است. محفل قشنگی است این تاریخچه. و از پذیرایی تان متشکرم. راستی حضرت حافظ بیت دیگری نیز دارند که با نام ما نسبت خوشایندی دارد و شاید تکمیل کننده ی کامنت قبلی هم باشد. ایشان می فرمایند: "هاتفی از گوشه ی میخانه دوش گفت ببخشند گنه، می بنوش"!

خداشناس

فکر میکنم ان تصویری که در ذهن می سازیم باید اگاهانه از شرایط ان مقطعیا شخص باشد که می خوانیم وگرنه باعث طرز فکر وتصور غلط از مقطع یا شخصی میشود چون همیشه تاریخ به دست قوم غالب نوشته شده است وبسیار از واقعیت ها را دست کار ی شده است وهمیشه باید تاریخ را هوشمندانه خواند

زیرک

زندگی همراه است با محو شدن بازخوردسرچشمه ی هستی از ذهن,به دنبال آن نیستیم در ما جریان داردو این لذت اجتناب ناپذیر مفهومی دارد به نام مرگ در دنیای رجاله هایی که زندگی نمیدانند,کوک می شوند,می روند,وبازمی گردند,هرچند تکرار تنها چیزی است که به آن می رسیم واین عمق زندگی متعالیست و وجود دارد هر مقدار که انکار شود

زیرک

سلام استاد پیام قبلی نظر شخصی ام به اینکه این زندگیست با مرگ زمان تاریخ را می افریند,اما یک نکته گاهی تصویرمان از گذشته دیدی نسبتا گسترده به تاریکی می شه!