وزارت و قومیت !

این روزها که بحث تعیین وزیر علوم بالا گرفته است، بعضی از کسانی که از تبدیل سرپرست فعلی این وزارتخانه، سید ضیاء هاشمی، به وزیری علوم حمایت می کنند، شماری از  خویشاوندان قومی ایشان هستند. مثلا نماینده کهگیلویه و دنا، برخی از اعضای هیات علمی دانشگاه چهارمحال و بختیاری و  یا رئیس دانشگاه لرستان.

این عده به جای ارائه دلیلی متقن برای اثبات صلاحیت ایشان در مقایسه با دیگر کاندیداهای این پست، صرفا بر اساس تمایل به داشتن یک وزیر خویشاوند به حمایت از وی پرداخته اند و آن را رسما نیز بر زبان می آورند. این اقدامی است شگفت و نشاندهنده تصوری مخدوش از مقام وزارت و الزامات آن، آن هم در چنین وزارتخانه ای مهم. خویشاوندان آقای دکتر هاشمی گویی تصور کرده اند کابینه یک شرکت سهامی است که باید هر قوم و نژادی در آن نماینده ای داشته باشد. متاسفانه باید گفت در پشت ابراز این تمایل، ذهنیتی قوم گرایانه جریان دارد که نه ریشه در اندیشه های دینی دارد، نه با اصول انقلاب و نظام برآمده از آن هماهنگ است و نه با اقتضائات توسعه و پیشرفت کشور بخصوص در گستره علم، تحقیق و فناوری.

براستی این از شگفتی های این روزهای کشور ماست که گروهی رسما بر طبل قومیت گرایی در عرصه انتخاب مدیران ارشد جامعه می کوبند و از آن شگفت تر این است که فرد مورد حمایت - که لابد به عنوان یک استاد جامعه شناسی آگاه به عوارض سوء چنین باورها و کنش هایی در جامعه ماست - سکوت اختیار کرده و عملا با آن همراهی نشان می دهد!!!

/ 0 نظر / 94 بازدید