حوّل حالَنا...

ما معمولا سالی دوبار، در تعطیلات نوروزی و تابستانها می رویم سفر. در این سفرها فرصتی دست می دهد که استانها، شهرها و روستاهای کشور را ببینیم. امسال نیز از اواخر اسفند تا پایان هفته اول فروردین مسافرت بودیم. آنچه در سالهای اخیر در سفر توجه مرا به خود جلب کرده مشکلاتی است که در نواحی و شهرهای مختلف کشور به چشم می خورد. یکی از این مشکلات بی توجهی به طراحی مناسب و زیباسازی فضاهای شهری است. متاسفانه انداختن نگاهی سطحی و گذارا به مناظر و فضاهای عمومی و بناهای شهرهای کوچک و بزرگ کشور نشان می دهد که اندیشه و فکر مناسبی در این خصوص وجود ندارد و گاه عدم تناسب های شگفت انگیزی به چشم می خورد که هیچ اصالت، هویت، تناسب و زیبایی را نمایش نمی دهد.

مشکل دیگری که به نظرم از اولی هم مهم تر است، وضع نظافت شهرهاست. متاسفانه و بدون هرگونه مجامله باید گفت؛ بجز چند شهر محدود، در بیشتر شهرهای کشور، بخصوص در ایام شلوغی و مسافرت های نوروزی و تابستانی وضع نظافت جاده ها، کوهها، جنگل ها، خیابان ها و کوچه ها نامناسب و گاه بسیار آزاردهنده است، تا اندازه ای که در برخی از این مناطق گویی اصولا سازمانی به نام شهرداری وجود خارجی ندارد. متاسفانه مردم و مسافران نیز در این زمینه به ابتدایی ترین وظایف خود عمل نمی کنند.

برای آن که به کسی و جایی برنخورد، از شهر زادگاهم مثال می زنم. بهبهان ما در نیمه دوم دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی، شهری بود کوچک، با خیابانهایی زیبا، چند پارک خوب، ساختمانهای اداری خوب و خوش نما، بازاری مرتب و میادین و مجسمه هایی زیبا. اما اکنون وقتی در برخی از مناطق مرکزی آن قدمی می زنی، گویی در شهری نیمه مخروبه راه می روی. وضع نظافت بازار شهر بسیار بد است، تجمع آدم و ماشین و موتور در برخی از خیابانها  سرسام آور است. ترکیب بسیاری از میادین قدیمی شهر به شکل بدی تغییر کرده، مجسمه های قدیمی که بسیاری از آنها مشکل خاصی هم نداشته اند، از بین رفته اند و به جای آنها حجم هایی نازیبا و نامناسب کار گذاشته شده است.

امسال در بسیاری از مواقع وقتی در کوچه و خیابانهای برخی از شهرها قدم می زدم، ناامید از اقدام مدیران شهری، چند بار بی اختیار با خود این دعا را زمزمه کردم که «حوّل حالنا الی احسن الحال».

/ 10 نظر / 40 بازدید
سی سیب

[دست][دست][تایید][تایید][گل][گل]

زینب سادات موسوی نسب

فقط مسئولین نیستن استاد. عموم مردم خودشون هم نسبت به این مسایل بی توجه شدن. خیلی از کارها رو خومون می تونیم انجام بدیم ولی انگار یه روح افسردگی و جمود غالب شده به همه مون..

رزیتا دماوندیان

مطلب بجا و قابل تأملی بود حول حالنا الی احسن الحال

پویا کوهستان

سلام آقای دکتر ساعت حدود یک بعد از نیمه شب است.امروز تو نشریات دانشگاه فردوسی عموما ودانشکده الهیات به ویژه ، برای موردی خاص پرسه می زدم چشمم به ارینب افتاد دلم را به یغما برد ولش نکردم که نکردم مثل یزید.تا تهش رفتم . چسبید . حالیدم.فکر بد نکنید ما رو چه به ارینب. ریشام سفید شده . زن و بچه دارم . از ما گذشته . راست و دروغ ارینب هم مال شوهرش. به من چی. ولی ولش نکردم رفتم دنبال ارینب اولی. بالاخره پیداش کردم . این یکی از اون یکی خیلی بیشتر چسبید.تا الان منو بیدار نگه داشته . زن و بچه ها رو خوابوندم ومن موندم و 2 ارینب..... منو میشناسید اگه ببینید فعلا با نام مستعار بهتره.دیدم نسبت به شما عوض شد پس از دیدن 2 ارینب مخصوصا اولیش.اسمتون رو سرچ کردم دیدم وبلاگ هم دارید .ایول دکتر.با وبلاگ هم کلی ور رفتم مثل ارینب.نیمه شب توتاریکی.آخرش اونو بوکمارک کردم.از این به بعد مجبورم سرک بکشم. ارینب کار دستم داد.......راستی تا یادم نرفته تو دهات ما هنوز هم کلمه " ماهروز " رو به کار می برند.باور میکنی دکتر فقط صد کاراکتر دیگه میتونم بنویسم ......بقیه بمونه برا دفعه بعد خداقوت

دانشجو

استاد "وجود خارجی" حشو ندارد؟ نباید وجود را به تنهایی به کار برد؟

دانشجو

این اقای کوهستان یه کمی غیر دانشگاهی صحبت می کنند. بعضی جملاتشون سبکه

خدنگی

این روزها استاد، تنها آنهایی حالشان خوب است و اوضاع مالی شان به راه است که زده اند به ساخت و ساز، یا به عبارتی بساز و بنداز... حال به لطف شهرداری یا با دور زدن شهرداری. پول از ساختن می آید ولی در باطن کمر به تخریب هنر شهری و ساخت و ساز منظر زده اند. به راستی ما چگونه ما شدیم

سلام بر شما و همه دوستان به ویژه " دانشجو"ی عزیز " دانشجو" جان جمله «بعضی جملاتشون سبکه» جمله آکادمیک و دانشگاهیه ؟؟؟!

دانشجو

جناب کوهستان شما مغلطه می کنید جسارتا. من ادعای آکادمیک حرف زدن نداشتم. کاربرد جملات سبک و سنگین ربطی به دانشگاهی بودن و نبودن آن ها نداره. البته قبول دارم که بخشی از این نگاه سلیقه ای است. شاید نظر من بوده. [سوال]

سلام بر شما و همه دوستان به ویژه "دانشجو" ی عزیز "دانشجو" جان من آقای پویا کوهستان نیستم. در قضاوت عجله نکن عزیزم. متن ایشان، دل نوشته بود و برخی لغاتی بکار گرفته شده در متن نشان می داد که ایشان فردی تحصیل کرده اند. بهتر است این متن را که در این فضا منتشر شده است با نگاهی فارغ از ارزش گذاری اخلاقی بر کلمات خواند.