عاشورا: واقعه و فرهنگ

عاشورا در درجه اول یک واقعه تاریخی است. حادثه ای است که در زمان و مکانی خاص توسط کنش گرانی خاص رقم خورده است. اما به عنوان یک فرهنگ، مجموعه ای از ذهنیات و رفتارهای ما در ارتباط با این واقعه است.

عاشورا به عنوان یک فرهنگ شامل دو بخش است:

الف. ذهنیات و باورهای ما

ب‌.     رفتارهای ما

این رفتارها را می توان به سه جزء تقسیم کرد:  

- انجام مراسم و مناسک. مثل برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری، نذر و اطعام و...

- خلق آثار هنری. مانند کشیدن تابلوهای نقاشی، نگارش کتیبه ها و لوحه ها، سرودن شعر و...

- نگارش آثار علمی درباره این واقعه. مانند تالیف کتب و مقالات با رعایت استانداردهای علمی.

دو جزء اول و دوم یعنی انجام مراسم و مناسک و خلق آثار هنری، بیشتر با احساسات مجریان، خالقان و مخاطبان ارتباط دارد. اصولا انجام مراسم عزاداری، سینه زنی، زنجیرزنی و این قبیل برنامه ها و نیز خلق آثار هنری تحت تاثیر احساسات است و بر احساسات مخاطبان نیز تآثیر می گذارد. اما در جزء سوم یعنی نگارش مکتوبات جدی، هم خالق و هم مخاطب چندان درگیر احساسات خود نیستند و بیشتر با اندیشه و تعقل علمی سر و کار دارند.

در خصوص عاشورا به مثابه یک فرهنگ و عناصر و اجزای آن چند نکته قابل ذکر است:

الف. این باورها و رفتارها عصری و عرضی است و می تواند از جایی به جایی و زمانی به زمانی دیگر متفاوت باشد.

ب.عاشورا به عنوان یک واقعه، سیره و فعل امام معصوم است، اما عاشورا به عنوان یک فرهنگ، اندیشه و عمل امام معصوم نیست، بلکه اندیشه و رفتار انسان هایی غیرمعصوم است. بر این اساس، آمیخته با قوت و ضعف است و باز هم بر این اساس، قابل نقد و ارزیابی است.

ج. یکی از مشکلات موجود در عرصه فرهنگ عاشورا، بر هم خوردن تناسب اجزای مختلف این فرهنگ است. ایده آل آن است که در مجموعه یک فرهنگ، میان عناصر و اجزای آن نوعی تناسب (و نه ضرورتا تساوی) برقرار باشد. اما آنچه اکنون احساس می شود این است که در عرصه رفتارهای ما (به عنوان جزئی از فرهنگ عاشورا) دو بخش انجام مناسک و خلق آثار هنری، بر خلق و مطالعه مکتوبات علمی غلبه یافته است.

این که انتظار داشته باشیم آمار آثار مکتوب جدی در باره عاشورا به اندازه  آثار هنری و یا به تعداد مراسم عزاداری و شرکت کنندگان در آن باشد، انتظاری واقعی نیست. اما کسادی بازار خلق آثار مکتوب علمی در باره عاشورا، تا به این اندازه که اکنون به چشم می خورد، نیز پذیرفتنی نیست. بر این اساس باید به بازسازی تناسب از بین رفته در عرصه این فرهنگ پرداخت.  

/ 6 نظر / 16 بازدید
حاجری

چند روزی است که شروع کرده ام به خواندن « روضه الشهدا » کاشفی، برای معرفی به عنوان تحقیق در درس تاریخنگاری، از همین رو ذهنم درگیر این موضوع است. گاه برای اصالت دادن به برخی از فرهنگهای عاشورا( که فرموده اید عمل معصوم نیست) ،آنها را مبتنی بر رویداد عاشورا قلمداد می کنند. مثلا در تعزیه که یک فرهنگ است، برخی از آنچه را که شبیه خوانی می کنند، بر این باورند رویدادی بوده که توسط معصوم رخ داده و یا در عاشورا اتفاق افتاده.

زینب سادات موسوی نسب

سلام به هم خوردن تناسب اجزا... معمولا ریشه ی عمده ی مشکلات! ممنون. خیلی عالی بود و استفاده کردم

کریم

فرمایشاتتان را صد در صد می پذیرم.البته در ایران با روشنگری های مقام معظم رهبری خیلی از عزاداریهای غلط تا حد زیادی رخت بربسته؛ چندی پیش در شهر نجف مراسم قمه زنی از نزدیک دیدم که واقعا افسوس خوردم. به نظر من نباید انتظار داشت عزاداری کاملا منطبق بر عقلانیت باشد چرا که جاودانه ماندن یک فرهنگ آن هم از نوع عاشورایی، غلیان احساسات در آن است البته نه به قیمت وارونه جلوه دادن یا دور شدن از حقیقت عاشورایی. استاد متاسفانه برخی ناقدان تحصیل کرده این گونه موضوعات، قصدشان روشنگری نیست بلکه با یک سری تحلیل ها تیشه به ریشه این فرهنگ می زنند. در پناه حق

در جواب دوست عزیزم کریم باید بگم درسته که بعضی از مراسم عزاداریهای غلط رخت بربسته.اما متاسفانه فرهنگهای غلط و به مراتب خطرناکتری وارد عزاداریها شده است.در ضمن درست است که نباید انتظارداشت عزاداری کاملا منطبق بر عقلانیت باشد چرا که احساسات و بروز ان جزئی از عزاداری است امااحساسات غلط از هر نوعی که باشد غلط است.به نظر من نقادی منطقی از هر موضوعی و توسط هر کسی میتواند صورت گیرد و موضعگیری در مورد قصد و نیت افراد در واقع نوعی تفتیش عقاید است.

سلام استاد موضوع سخنرانی شما بسیار جالب بود و به نکات دقیقی اشاره کردید. حیف شد...ای کاش می دانستم و در جلسه شرکت می کردم. با نظر شما موافقم .اینکه در فرهنگ عاشورا تناسب به معنی تساوی نیست و از طرف دیگر همین تناسب در اجزا بهم خورده است ،نکته ای است کاملا دقیق و کارشناسانه . سپاس از دقت نظرتان . اما یک سوال به نظر شما چرا بخش های دیگر فرهنگ مانند مراسم و مناسک عزاداری و همچنین کارهای هنری این چنین رشد داشتند ،اما مکتوبات عاشورایی با آنکه نسبت به دیگر موضوعات ، خوانندگان بیشتری دارند اما اقبال چندانی به نوشتنشان نمی شود؟

کریم

از پاسخ دهنده کامنتم می خوام بین کامنت من و جوابیه خودش یک مرور کند، چراکه تناسبی چندان بین آنها نیست. در ضمن به قول استاد تا زمانی که کسی را نمی شناسی، دوست آن هم از نوع عزیز خطاب نکنید.