یک پیام

برای شناخت خصیصه و سرشت یک "فرد"، هیچ نموداری بهتر از نوع
"تاریخچه" ای که می نویسد یا نمی نویسد نیست!

 

این جمله را یکی از مراجعه کنندگان محترم – البته بدون ذکر نام خود – برای من فرستاده اند. ایشان بر قیاس جمله ای که من در بالای وبلاگ از قول ئی. ایچ. کار نقل کرده ام، در حقیقت از جامعه به فرد و از تاریخ به تاریخچه عطف توجه کرده اند و شاید غیر مستقیم خواسته اند بگویند چیزهایی برای نوشتن وجود دارد که در تاریخچه نوشته نمی شود. با ایشان موافقم و عرض می کنم که به هر حال نوشته ها و نانوشته های من در تاریخچه آئینه ای هستند پیش روی خصائص و سرشت من و این در باره همگان صادق است. از دیگر دوستان مراجعه کننده هم درخواست می کنم اگر در این باره ها نظری دارند برایم بفرستند. بخصوص از دوست عزیزم هادی صباغ که مدتی پیش قرار بود در این زمینه نظراتش را بنویسد و برایم ارسال کند، ولی ظاهرا هنوز فرصت این کار را پیدا نکرده است.

/ 8 نظر / 6 بازدید
کورش هادیان

سلام با پوزش از تصدیع با توجه به این که عنوان پایان نامه ی این جانب «جایگاه و کارکرد نخبگان کرد در دولت مرکزی، مقایسه ی دوره های صفوی و قاجار» است، از جناب دکتر قنوات خواهشمندم هرگاه در زمینه ی معرفی منابع از جمله پایان نامه ها، یا دانشجویان و محققانی که آشنایی دارند، با عنایت به حضور جمعیت قابل توجهی از کردها در خراسان، راهنمایی خود را از بنده دریغ نفرمایند. با سپاس فراوان

هادی

هادی سعی دارد حدودش را بشناسد و در چیزهایی که صلاحیت ندارد خیلی اظهار فضل نکند. اگر حرف او را بخواهیم می‌گوید: نشان‌دادن شباهت‌های تاریخی شاید صبر ما را بیش‌تر کند. شاید باعث شود که تصور نکنیم که عجب بلاهای عجیبی شامل حال ما شده است و چرا این طور و چرا آن‌طور. بررسی تطبیقی تاریخ و توجه به نتایج تکرار شونده - البته با رعایت «ملاحظات» - شاید خیلی مفید باشد. دیگر این که هادی می‌گوید که اکثرا معنی عدد را نمی‌فهمند. وقتی مثلا می‌گوییم مردم مصر هفت سال با گرسنگی و قحطی روبه‌رو بودند، کم‌تر کسی تصور می‌کند که یک ساعت گرسنگی هم سخت است چه برسد به هفت سال (مثال بود البته). اگر روی زمان‌ها تاکید مناسبی شود شاید بازهم از بی‌قراری و بی‌تابی خصوصا جوان‌های ما کم شود. این دو مورد پیش‌پا افتاده بود به اندازه عقل نویسنده‌اش.

با سلام خدمت استاد قنوات. در این خصوص بین جامعه و فرد تفاوت است چون جامعه آنچه می نویسد و آنچه نمی نویسد آزاد است، به عبارتی نوشته ها و نا نوشته های هر جامعه ای مطابق با خواسته های آن جامعه است. ولی فرد ممکن است در محدودیت باشد و آزادی لازم را برای آنچه می خواهد بنویسد نداشته باشد و چه بسا آنچه می نویسد بر خلاف میل درونی اش باشد، بنابراین نوشته ها و نانوشته های فرد را نمی توان بطور کلی نمودار شناخت خصیصه و سرشت او قلمداد کرد.

مهدیخانی

با سلام خدمت استاد قنوات. در این خصوص بین جامعه و فرد تفاوت است چون جامعه آنچه می نویسد و آنچه نمی نویسد آزاد است، به عبارتی نوشته ها و نا نوشته های هر جامعه ای مطابق با خواسته های آن جامعه است. ولی فرد ممکن است در محدودیت باشد و آزادی لازم را برای آنچه می خواهد بنویسد نداشته باشد و چه بسا آنچه می نویسد بر خلاف میل درونی اش باشد، بنابراین نوشته ها و نانوشته های فرد را نمی توان بطور کلی نمودار شناخت خصیصه و سرشت او قلمداد کرد.

مطمئن باشید که صاحب این "تاریخچه" در ننوشتن آزاد است؛ پس بر خلاف میل درونی اش نمی نویسد. اما این که نانوشته هایی دارد، درست است. پس تاریخچه هر چند نمودار کاملی نیست، اما بهترین نمودار است.

آبي

سلام اولين سلام مرا .. " تمام من تاريخچه اي است كه نمي نويسم "... شايد همين جمله نقض جمله من باشد.. ولي همه من تاريخچه اي است كه نمي نويسم ... مي خواستم بگويم خوش به حال شما كه مي نويسيد تاريخجه تان را.. ولي ...

آبی

سلام دیروز ادمی را دیدم" تاریخچه نانویس تر" که با دغدغه به جریان انداختن و حرکت آدم ها .. هزاران تاریخجه نویس را به جریان انداخته بود ...

ابی

ساده بود، صمیمی.. انگار به هیج جای این عالم بسته نبود ..گفتم تنها چند خط.. گفت انچه باید جریان یابد ،راه خود را می یابد ..