تهمت کاتبی

نبینی که دست را و قلم را تهمت کاتبی هست، و از مقصود خبر نه. و کاغذ را تهمت مکتوبٌ فیهی و علیهی نصیب باشد؛ و لیکن هیهات! هیهات! هر کاتب که نه دل بود، بی خبر است و هر مکتوبٌ الیه که نه دل است، همچنین.

 

 

از کتاب نامه های عین القضات همدانی، به اهتمام علینقی منزوی و عفیف عسیران، ج ١، ص ٢٧۶

 

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایکه وگفتی یعنی چه؟بابا متن هاتونو یه جوری می نویسین که انگار همه مخاطباتون استااااد دانشگاهن بابا احتمال بدین یکی از اون مخاطباتون مثل ما آدم عوام باشه

اهان فهمیدم یهنی کاتب یا نویسنده بدون جانب داری دست به قلم نمیبره وبه نفع حاکم بالا دست خود می نویسد.درسته؟؟

لطف کنین معنی این را برای من بنویسید.

هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

از این که برام توضیح دادین که منظور از این مطلب چیه ممنونم.

حق با شماست،ولی بالا خره همه ی بازدیدکنندگان وبلاگ نباید نقادانه یا علمی در مورد مطالب وبلاگ صحبت کنند،یه طیف از بازدیدکنندگان وبلاگ آشنا به فضای علمی وبلاگ نیستند.اما نویسنده ی وبلاک با آگاهی وشعور این حس علمی ونقادانه رو به خواننده القا می کنه.به هر حال از محضر شما پوزش می طلبم.

سادا

یه سوال همیشه ذهن منو به خودش مشغول داشته.شما چطور هر روز وبلاگتون رو چک میکنین.جواب میدین.وانلاین میکنین؟[رویا][سوال]

جواد

صحبت خاصی نداشتم.فقط عرض سلام وخسته نباشید همین[قلب]

لیکو

سلام استاد.خیلی وقته زیارتتون نکردم ولی یه حرفتون همیشه تو ذهنمه اونم این که هروقت بامشکلی روبرو شدید به جای اینکه ناله کنید دنبال راه حل باشین.

مصطفی

ممنونم که وقت گذاشتید و نشانی متن را برایم پیدا کردید.