دویستمین

در شروع کار وبلاگ نویسی، از نظم خاصی پیروی نمی کردم. گاهی دو روز پشت سر هم می نوشتم و گاهی چند روز نمی نوشتم. مدتهاست که سعی کرده ام به این کار نظمی بدهم و اگر از استثناء ها درگذریم، خوشبختانه موفق به انجام این کار شده ام. اکنون مدتهاست که معمولا هر چهار روز یک بار،  وبلاگ را به روز می کنم. انجام این کار در بعضی مواقع از جمله در هنگام مسافرت و بخصوص در روزهای آغاز ترم تحصیلی دشوار است. راستش گاهی که فکر می کنم می بینم نوشتن با معلمی کردن چندان سازگار نیست. اصلا ما معلم ها از بس حرف می زنیم، دیگر حرف نگفته ای برایمان باقی نمی ماند. از این هم مهم تر، انرژی و توان لازم برای نوشتن است که کلاس ها و سر و کله زدن با دانشجویان آن را نیز از ما می گیرد. با وجود این خوشحالم که تا به امروز در کار انتشار این وبلاگ وقفه ای پیش نیامده است.  

در این مدت، تعداد مراجعه کنندگان به وبلاگ، با شیبی ملایم رو به افزایش بوده است. این نکته برای من جای خوشحالی دارد. به همه مراجعه کنندگان محترم خیر مقدم عرض می کنم و از همه می خواهم که آن را به دیگران نیز معرفی کنند.

در باره کامنت ها هم باید عرض کنم که اگرچه بسیاری از آنها به قاعده و مرتبط با مطالب هستند، هنوز هم شماری از آنها را مطالب بی ارتباط با متن پست ها تشکیل می دهند. در مواردی بسیار بسیار اندک نیز مطالب آنها به گونه ای بوده است که هر چه بالا و پایین کرده ام نتوانسته ام به خود اجازه تأیید و انتشار آنها را بدهم. ولی شمار نسبتا قابل توجه کامنت ها، فرصت گفتگویی خوب را در فضای مجازی فراهم می آورد و این خود غنیمتی است.

شاید مهم ترین اتفاقی که در فاصله پست صدمین تا دویستمین رخ داد، تغییر نام این وبلاگ از " تاریخچه "  به " ماهروز " بود. البته این خود تاریخچه ای دارد که بخشی از آن را می توانید در این پست بخوانید. ضمنا همین جا از دوستانی که از سر لطف به وبلاگ من (به نام تاریخچه ) لینک داده اند تقاضا می کنم آن را اصلاح و در بخش لینک خود از عنوان " ماهروز " استفاده کنند.  جز این باید اشاره کنم به اینکه در این فاصله یک بار هم وبلاگ تا مرز تعطیل شدن پیش رفت. بنا به دلایلی شخصی به سرم زده بود که وبلاگ نویسی را کنار بگذارم. همه چیز داشت به این سو پیش می رفت، داشتم پست خداحافظی را می نوشتم که از زبانم پرید و آن را با دوست عزیزی در میان گذاشتم. اول توصیه و موعظه کرد، و چون دید کارگر نمی افتد، تهدید کرد. ترسیدم و گفتم: « باشد؛ ادامه می دهم ». راستش بعدها که فکر کردم دیدم تهدیدش چندان هم جدی و عملی نبود، ولی به هر حال کار از کار گذشته بود و فکر و خیال تعطیل کردن وبلاگ از سرم پریده بود.

اما ختم کلام اینکه از همه دوستان گرامی تقاضا می کنم به بهانه دویستمین پست این وبلاگ، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را برایم بفرستند. فکر نمی کنم بتوانم به تمامی آنها عمل کنم. اما تصور می کنم گفتگو در این باره خالی از فایده نباشد و بتوان از دیدگاه های دوستان برای بهتر کردن ظاهر و باطن ماهروز استفاده کرد.

 

ارادتمند تمامی شما

عبدالرحیم قنوات

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشکواری

سلام یک سال از آشنایی من با وبلاگ شما می گذرد. البته از آشنایی با شما استاد عزیز حدود 9سال گذشته است! از انگیزه های بسیار قوی من برای وبلاگ نویسی، وبلاگ شما بود. در طول این مدت همواره مطالب وبلاگ شما را مطالعه کردم و از آنها ایده و الگو گرفته ام. سپاس بنابراین پیشنهاد می کنم هیچ وقت به فکر خداحافظی از وبلاگ نویسی نباشید. پیروز باشید

دیوان سالاری

سلام استاد وبلاگتون خیلی خوبه و تنها مشکلش اینه که زود زود به روزش می کنید. اینجوری خوانندگان از ما توقع دارند که مثل شما به روز باشیم. ما هم که عادت کردیم مثل رشته مون، تا مطالبمون تبدیل به سند تاریخی نشه، پست جدید نذاریم. پیروزتر باشید.

صدقی

با سلام و احترام. پشتکار شما برای انجام کارها الگوی خوبی برای بنده بوده است و امیدوارم که بازدید کنندگان دیگر هم با همین جدیت به کار نویسندگی روی بیاورند و آن را ادامه دهند. فکر می کنم در ایران بخش نظرات کارایی واقعی خودش را هیچ وقت به دست نیاورد اما خیلی خوب می شد که از تعامل نوشته های نویسنده وبلاگ و نظرات به جمع بندی های جدیدتر و جامع تری رسید. اگر امکان داشته باشد وبلاگ به صورت گروهی نوشته شود فکر می کنم نتایج خوبی در طولانی مدت حاصل شود. پاینده باشید

یک دانشجو

باسلام .امیدوارم این صدمینها ودویستمینهاو....حالا حالاها ادامه داشته باشه من که خیلی راضی بودم.فکر تعطیل کردنش رو هم ازسرتون بیرون کنید لطفا.ممنون

گراهام گرین می گوید: نویسندگی نوعی معالجه است. گاه از خودم می‌پرسم کسانی که چیزی نمی‌نویسند یا نقاشی نمی‌کنند یا آهنگساز نیستند، چگونه دیوانه نمی‌شوند. چطور می‌توانند بر آن همه غم و غصه و تشویش و اضطرابی که بشریت را در خود گرفته است فائق شوند.

طحان زاده.

سلام استاد،امیدوارم در امر وبلاگ نویسی پایدار باشید.

مهدیخانی

سلام . از سال 1386 از خوانندگان مطالب شما در ماهروز ، تاریخچه و باز ماهروز بوده و هستم و آن را به همکاران و دانشجویان خودم نیز معرفی کرده ام. پیشنهاد می کنم اگر مقدور است در قسمت شرح احوال و آثار متون آثارتان را نیز قرار دهید. عیدغدیر را هم به شما تبریک عرض میکنم. پیروز و پایدار باشید.

کامنتی در پاسخ کامنتِ هم می گذاریم تا با آن ابدیتی بسازیم...

تولایی

سلام استاد خوب که هستید انشاا... . نوشته بودید که قصد داشتید وبلاگ را تعطیل کنیدو... اتفاقا بنده فکر می کنم اساتید علوم انسانی باید هرکدام برای خود وبلاگی داشته باشند تا هم دانشجویان بتوانند به راحتی با آنها تبادل نظر داشته باشند هم اینکه اگر وبلاگ جنبه شرح حال و خاطرات هم بگیرد می تواند بعدها خود ارزش تاریخی هم برای شخص و حتی آیندگان هم پیدا کند ضمن اینکه در دانشگاه فردوسی هم اساتید مهمی چون دکتر یاحقی و دکتر مهدی فتوحی که از نزدیک به ایشان ارادت داشتم نیزوبلاگ دارند که اتفاقا مانند وبلاگ استاد محترم مفیداست لذا این یک ضرورت است با تشکرآدرس وب دکتر فتوحی http://www.karsi.blogfa.com/ وب دکتر یاحقیhttp://vakhsh.blogfa.com/

احسان احمدی

مبارک باشد گذشتن از دویستمین پست . شما یکی از معدود بلاگر های میانسال هستید که به وبلاگشان سر می زنم . لطفا همین طور ادمه دهید تا من هم شریک لحظه های دلنشین میانسالیتان باشم .