... کلام تلخ ...

در این پست قصد پرداختن به گذشتگان را ندارم، بلکه آنچه را در طی سالهای اخیر از شخصیت و منش علمی دانشجویان تاریخ درک کرده ام، بیان می کنم. این موارد تنها اختصاص به دانشجویان دانشکده ما ندارد؛ گفتگو با همکاران و گاه مواجهه با برخی دانشجویان دانشگاه های دیگر، حاکی از این است که تقریبا همه جا وضع بدین منوال است. البته استثناء ها همیشه بوده اند و اکنون نیز هستند ولی وضعیت غالب، کم و بیش همانی است که به آن اشاره می شود.

پیش از پرداختن به اصل موضوع، به چند نکته اشاره می کنم:

- ریشه یابی این وضع و نیز شناخت راه حل ها، موضوع این پست نیست. بنابراین دوستانی که قصد ارسال پیام دارند، فعلا از اظهار نظر در باره ریشه ها و عوامل و راه حل ها خودداری کنند و تنها اگر در باره این موارد نظری دارند و کم و زیادی به نظرشان می رسد، مطرح کنند. شاید فرصتی دست داد و در آینده به این موضوعات نیز پرداختیم.

- جهت رفع سوء تفاهم های احتمالی، عرض می کنم که من مسبب این موارد را تنها دانشجویان نمی دانم، بلکه سیستم آموزش و پرورش، برنامه ریزی آموزشی در دانشگاه، معلمان و اساتید و فضای عمومی علمی و فرهنگی جامعه را نیز در این وضع مؤثر می دانم.

-ضرورت دارد یادآوری کنم که این موضوع، موضوعی شخصی نیست. در این نوشته قصد این نبوده که شخص یا گروهی تخریب شوند؛ هدف تنها شناسایی مشکلات بوده است. بنابراین خوب است خوانندگان محترم، بخصوص دانشجویان گرامی، از برخورد شخصی و احساسی با آن خودداری کنند.

- معنی سخنان من این نیست که دانشجویان تاریخ هیچ خصوصیت و ویژگی مثبتی ندارند. در این پست به اقتضای شرایط، تنها از مشکلات سخن گفته شده. امیدوارم  فرصتی دست دهد و بتوان به نقاط قوت هم اشاره کرد.

- دانشجویان عزیز تلخی و تندی این سخنان را بر این جانب ببخشند. من در این پست در جایگاه یک طبیب نشسته ام و ناچار باید به عیوب و علل اشاره کنم. قصد من از به رخ کشیدن این مشکلات، رفع آنهاست، نه تحقیر و  تخفیف دوستان. این سخن مولوی بزرگ را اگر بشنویم کار ما و شما آسانتر خواهد شد. آن جا که فرمود: « زان کلام تلخ می گویم تو را / تا ز تلخی ها فرو شویم تو را».

از این تذکرات گذشته باید عرض کنم که من در یک نگاه کلی به دانشجویان تاریخ در سالهای اخیر، اغلب آنان را واجد این ویژگی ها تشخیص داده ام:

الف. بی علاقگی به تاریخ. شاید عجیب به نظر برسد ولی نزد بسیاری از دانشجویان تاریخ، علاقه ای برای مطالعه تاریخ و شناخت دوره ها و اشخاص و دیگر جزئیات حوادث تاریخی، مشاهده نمی شود. هفته گذشته در یکی از کلاس هایم پرسیدم: «چند نفر به رشته خود علاقه ندارند؟» پاسخ بسیار کوبنده بود؛ تقریبا نیمی از دانشجویان کلاس دستشان را بالا بردند.

ب.کاربرد تاریخ و یا به تعبیر دیگر فایده آن را نمی دانند. لذا اغلب در گفتگو با دیگران قادر به توجیه کار خود (تحصیل تاریخ) نیستند و این موجب سرخوردگی آنان می شود.

ج.از عنصر زمان که مهم ترین رکن تاریخ است، غافلند. به همین دلیل توالی رویدادهای تاریخی را که نقشی بسیار مهم در فهم و تحلیل حوادث دارد، درک نمی کنند و لذا قادر به ارزیابی، نقد و تحلیل نیستند.

د. جز گروهی بسیار اندک، اهل مطالعه کتاب های غیر درسی - حتی کتاب های تاریخی غیردرسی - نیستند. تاکنون ندیده ام کسی از میان آنان به طور مرتب روزنامه بخواند. اغلب اصلا روزنامه نمی خوانند. هیچ کدام از آنان را ندیده ام که اخبار رسانه ها، مثلا رادیو یا تلویزیون را به طور مرتب پیگیری کند. بر این اساس «دانش اضافی» بسیار ناچیزی دارند و به همین دلیل قادر به درک کامل متون تاریخی و  احیانا برقراری ارتباط میان حوادث مختلف و تحلیل و ریشه یابی آنها نیستند.

ذ.تا وقتی به جبر نمره مجبور نشوند، کتاب یا مقاله ای را که به آنها معرفی نکرده ای، نمی خوانند.

ر.انشاء و نویسندگی شان، ضعیف و در مواردی بسیار ضعیف است. گاه حتی املایشان نقص دارد.

ز.درک درستی از پژوهش علمی و لوازم آن ندارند. به همین دلیل کمتر اتفاق می افتد که چیزی - اعم از مقاله یا پایان نامه – بنویسند که قابلیت چاپ پیدا کند.

 س.امیدی به کارکردن در این رشته ندارند و شاید به همین دلیل به کسب مهارت های لازم برای فعالیت در این رشته اقبال نشان نمی دهند.  

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تقوی

کامنت سال گذشته ارتباطی به نوع کامنت اخیر نداشت. در آن کامنت بنده مساله ای را مطرح کردم که چندان ارتباطی به پست مربوطه نداشت و برای همین، آن مسائل پیش آمد. ولی در مورد اخیر، انتقادی بود به برخی از دوستان که در حتی در صورت انتشار، بعید می دانم کسی آن را تکذیب می کرد. ولی به هر حال در تایید کامنت ها، نظر جنابعالی شرط است و نمی توان گله ای داشت. در مورد «دوست عزیز» هم باید عرض کنم بنده اصلا ایشان را نمیشناسم و صرفا از جهت احترام ایشان را با این نام خطاب کردم. گفتم که سوء تفاهمی پیش نیاید!

یاوری

عدم علاقه مسئله ی ریشه ای است. در کنکور کارشناسی بر اساس اعلام سازمان سنجش تاریخ آخرین علاقه مندی داوطلبان بوده است. به نظر من این مسئله ی فرهنگی تربیتی است.

مجید

در سال 1362 در کنکور سراسری با رتبه بسیار بالا در رشته مهندسی ... دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شدم؛ به دلیل اشتیاق بی پایانم به تاریخ بخش زیادی از مطالعاتم را تاریخدر بر می گرفت. روزی از روزهای آغازین سال 63 که کتاب " حماسه کویر " و " سیاست و اقتصاد عصر صفوی " اثر آقای باستانی پاریزی را به پایان برده بودم و به نکاتی از آن ایرادهای تاریحی داشتم به دانشکده ادبیاتدانشگاه تهران رفتم و در دیداری با استاد باستانی پاریزی ضمن طرخ ایرادات خود نظر وی را برای تغییر رشته از مهندسی به تاریخ جویا شدم و ایشان برآشفت و با تغیر بسیار گفت " لازم نیست تو الان بهاندازه نصف کل دانشجویای من تاریخ بلدی بیای اینجا افسرده میشی و..." هنوز که هنوزه واقعا نفهمیدم چرا مهندسی خوندم. الان نزدیک 25 ساله کار مدیریت و مهندسی می کنم به نسبت هم موفق بوده ام ولی همچنان با عشق کتاب های تاریخ معاصر ایران و تاریخ قرن نوزده اروپا و تاریخ صدر اسلام را می بلعم. گاهی فکر می کنم عامل بخشی از نابسامانی های کشور من هستم که اگر به دنبال عشقم و دلم می رفتم شاید الان وضع کشور و نیز جامعه و خود من این اندازه زار و نزار نبود

اصلاحی

با سلام . از آن جایی انتقادات در باب تاریخ نگاشته شده کشورمان جایگاهی در بین اساتید امروز ما ندارد و همچنین مقایسه تاریخ ما و اثارش با تاریخ دیگران جایگاه و منزلتی ندارد چراغ این کرسی ها علمی نیز بی فروغ است .به صراحت هدف از مطالعه تاریخ فقط برای ابراز برتری نژادی ماست . به انانی که چهره تلخ حقیقت را نیز میپسدند .

امیررضا

سلام امیدوارم ایام به کام باشد تو سایت مدرسمون میچرخیدم چندتا عکس از شما پیدا کردم(ببینید من چقدر به شما علاقه دارم!!!) تو یک عکس که شکارتون کردن چقدرم هواستونم به جلسست!!!(ببخشید)[نیشخند] http://www.hnsch2.ir/appscms/gallery/pics/166.jpg http://www.hnsch2.ir/appscms/gallery/pics/167.jpghttp://www.hnsch2.ir/appscms/gallery/pics/168.jpg

سعيد

والا وقتي به بركت تحقيقات آقاي پورپيرار معلوم شده تقريبا كل اين تاريخي كه براي ملل شرق ميانه نوشته اند، دروغ و جعل محض است، همينقدر كه هنوز عده اي پيدا مي شوند تا اين جعليات را به اسم علم بخوانند،‌جاي حيرت دارد!

سعيد

البته مي دانم اين نظر من به عنوان كلامي تلخ محسوب شده و جز فحش و ناسزا پاسخي نخواهد يافت كه حرف حق بس تلخ است!

بانو

سلام، من نمونه یه دانشجوی تاریخ م که دارم از رشته م به جای استفاده، ضربه میخورم... وقتی وارد رشته تاریخ شدم اینقدر اشتیاق داشتم که حتی نقد خیلی ها که « حالا آخرش چی میشی؟» اصلا برایم مهم نبود... خیلی وقت ها وقتی کسی درباره رشته م راهنمایی میخواست فقط تعریف و تمجید میکردم، هیچ عیب و نقصی در رشته م نمیدیدم، علاقه ی بسیاری به رشته م داشتم، نمره هایم خوب نبود، ولی هر وقت یک حرف تازه در تاریخ کشف میکردم آنقدر حس خوبی داشتم که به نظرم بهترین روزهای زندگی م بودند، هم صحبتی با اساتیدم، گذراندن ساعتها وقت در کتابخانه، فرصتهایی طلایی در زندگی م بودند که خیلی وقت بود دنبالشان بودم، ارشد گرفتم...اونم با مشقت بسیار، و حالا وقت کار کردن بود...میدونید چه اتفاقی افتاد، همون کسانی که اول میگفتن حالا آخرش چی میشی و من کلی براشون از تاریخ و مزایاش میگفتم، میگن حالا چی شدی و من جوابی ندارم... چون فرمودید علل و عوامل و مطرح نکنیم من هم همین ها رو گفتم...

راحیل

استاد گرامی، سلام. متن تلخ شما را خواندم و اون رو بسیار نزدیک به واقعیت دیدم. با علاقه به تاریخ این رشته را انتخاب کردمو هیچ نگاهی به چه خواهد شد نداشتم. اما در آن سرخورده شدم. از کم سوادی خودم سرخورده شده ام. اما آنچه تحمل را برای من سخت میکند تلاش من در مقابل بی نتیجه گیست. میدانم جواب شما مطالعه بیشتر است بدون قبول هیچ بهانه ای اما گاهی فکر می کنم خوش بحال بزرگان اعصار پیش که دغدغه نمره نداشتند. باز هم یک بهانه می دانم اما بشدت تاثیر گذار بر واقعیت

رضوی

باسلام وعرض احترام مواردی جناب عالی فرمودید ودیگردوستان آنها را بسط دادند بسیار مهم و قابل پیگیری است.چه بهتر می شود که جناب عالی در کنار دیگردوستانی که به این وبلاگ سری میزنندموارد را تک به تک بررسی کنیدوجنبه های گوناگون آنها،پیوندشان بایکدیگر و زمینه حلشان را هم مد نظر بیاورید.برای نمونه فرموده بودید"امیدی به کارکردن دراین رشته درمیان دانشجویان نیست"،بنده علاوه بر پذیرش آن،این نکته را می افزایم که "کارتاریخی" برای بسیاری از دانشجویان و باعرض پوزش برخی از استادان ناشناخته مانده است.ما تصویری روشن از کار آن هم در عرصه تاریخ نداریم و نمی دانیم که نخست این کار چیست و دیگر آنکه چه قستمی از پازل بزرگ بازار کار و اجتماع مارا باید پرکند! پیشنهاد می کنم مطلبی درباره "کارتاریخی" بگذارید تا درهمفکری کسانی که اینجا سری میزنند، کمی مطلب بررسی شود وشاید گامی هرچند کوچک برای بهتر شدن وضع تاریخ وتاریخ خوانده ها باشد.