مروت کبری ؛ از خوارزم تا خوزستان!

من هر وقت به یاد اقامت ایشان در شهری می افتم که حدود یک سال در محاصره ارتش عراق قرار داشت و پس از آن نیز تا پایان جنگ مدام توسط توپخانه دشمن گلوله باران می شد، نام عارف بزرگ و مشهور سده های پنجم و ششم هجری ، شیخ نجم الدین کبری در ذهنم تداعی می شود که در خوارزم می زیست. به گزارش رشیدالدین فضل الله در کتاب جامع التواریخ ( ج ١، ص ٣٧۴) وقتی لشکر مغول به این شهر حمله کردند،

« چنگیزخان چون آوازه شیخ نجم الدین شنیده بود، بوی کس فرستاد که من خوارزم را قتل خواهم کرد، آن بزرگ باید که از میان ایشان بیرون آید و بما پیوندد. شیخ رحمة الله علیه در جواب گفت که هفتاد سال با تلخ و شیرین روزگار در خوارزم با این طایفه بسر برده ام. اکنون که هنگام نزول بلاست، اگر بگریزم، از مروت دور باشد. بعد از آن او را از میان کشتگان بازنیافتند». 

به نظر من بزرگترین کاری که مرحوم جمی کرد، ماندن در شهری بود که وی سال هایی طولانی از عمر خود را با مردم آن زندگی کرده و در تلخ و شیرین روزگار شریک آنان بود. او ترک شهر و رها کردن مردم و مدافعان آبادان را دور از مروت دید. مرحوم جمی بعد از جنگ نیز در آبادان اقامت داشت و در تمامی سختی هایی که مردم این شهر تحمل کردند، با آنان همراه شد. من یک بار در سال ١٣٧۶ همراه چند تن از دوستان آبادانی، به خدمت ایشان رسیدم. یادم می آید از اینکه بعضی مسؤولین شهر ساکن آبادان نیستند، گله داشت و معتقد بود کسانی که می خواهند در این شهر مسؤولیتی به عهده بگیرند، باید در آنجا سکونت کنند. او تا آخر عمر در آبادان ماند و سرانجام در همین شهر از دنیا رفت. مرحوم جمی در سالهای آخر عمر، خاطرات خود را در قالب کتابی یک جلدی منتشر کرد.           

/ 0 نظر / 19 بازدید