در باره وزیر علوم

در فضای مجازی کانالی راه افتاده برای حمایت از معرفی سرپرست وزارت علوم تحقیقات و فناوری به عنوان وزیر این وزارتخانه. در این کانال بر رزومه علمی ایشان تاکید و استدلال شده که لازم است پس از چند دهه، وزیری از علوم انسانی به پست وزارت برسد. ضمن ادای حترام به آقای دکتر ضیاء هاشمی به عنوان یک همکار محترم و خدمتگزار، به دلیل حساسیت این موضوع لازم است در این خصوص به نکاتی اشاره کرد. به نظر می رسد در این باره از دو منظر می توان سخن گفت:

الف. فرد پیشنهادی برای تصدی پست وزارت علوم.

ب. روش به کار گرفته شده در این خصوص.

الف. در خصوص سرپرست فعلی وزارت علوم، خلاف نظر حامیان ایشان باید اشاره کرد که رزومه علمی آقای دکتر هاشمی - مندرج در صفحه شخصی وی در سایت دانشگاه تهران – نشان از فعالیت های معمولی یک عضو هیأت علمی می دهد. سرپرست فعلی وزارت علوم، دانشیار دانشگاه تهران است. ایشان تاکنون راهنمایی تنها 6 پایان نامه را (که اشاره ای به تعلق آنها به دوره کارشناسی ارشد و یا دکتری نیز نشده) بر عهده داشته، مشاور 8 پایان نامه بوده و 16 مقاله در نشریات داخلی منتشر کرده که تنها 4 مقاله آن انفرادی است و 12 مقاله دیگر مشترک با یک یا چند نفر دیگر است. ضمنا در این فهرست نوع مجلاتی که این مقالات در آن چاپ شده مشخص نشده و به نظر می رسد تمامی آنها دارای امتیاز علمی – پژوهشی نیستند. در کارنامه دکتر هاشمی انتشار تنها یک مقاله بین المللی – به زبان فارسی - به چشم می خورد. سرپرست محترم فعلی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تنها یک کتاب منتشر کرده که متن پایان نامه دوره کارشناسی ارشد ایشان است.

بر این اساس ما در این ماجرا با دانشیاری معمولی و نه برجسته - آن گونه که برخی مدعی هستند - روبرو هستیم. نکته جالب این که این روزها کسانی در خصوص برجستگی های علمی ایشان به سخن آمده اند که از قضاء خود متخصص علوم انسانی نیستند و در این زمینه صلاحیت اظهار نظر ندارند و این خود بسیار سؤال برانگیز است!

ب. نادرستی شیوه به کار گرفته شده در این ماجرا  

آن گونه که شنیده شده از طرف مقامات دولتی، به همکار محترم جناب آقای دکتر هاشمی اعلام شده که تنها تا معرفی وزیر، در این سمت باقی خواهند بود. بر این اساس این قبیل فعالیت ها که گروهی با هدف اعمال فشار برای تبدیل یک سرپرست موقت به یک وزیر صورت می دهند از منظر اخلاقی شایسته نیست و بنده احتمال می دهم شخص دکتر هاشمی نیز با آن موافق نباشند. 

نکته دیگر تعلق ایشان به حوزه علوم انسانی است. حامیان دکتر هاشمی استدلال می کنند که اکنون بعد از چند دهه، نوبت آن است تا یکی از اساتید علوم انسانی به منصب وزارت علوم برسد. این البته نکته ای قابل تأمل است؛ خوب است که وزیر علوم از میان یکی از اساتید رشته های علوم انسانی انتخاب شود اما نتیجه منطقی این گزاره آن نیست که هرکس علوم انسانی تحصیل و تدریس کرده است، وزیر خوبی خواهد بود و یا این که استادان رشته های دیگر ضرورتا  نمی توانند وزرای خوبی باشند. ضمن این که رشته های مختلف علوم انسانی در دانشگاه های ما بزرگان و نام آورانی دارد با فعالیت های علمی درخشان که در این ماجرا به حساب نیامده و حتی مورد مشورت نیز قرار نگرفته اند. براستی ملاک ترجیح یک فرد بر این همه دانشمند فرهیخته علوم انسانی چیست و این کار با چه متر و معیاری صورت گرفته است؟ سؤوال دیگر اینکه مگر تاکنون که وزرای علوم از مهندسان و پزشکان انتخاب شده اند، همکاران آنان در این خصوص کانال راه انداخته و لابی کرده اند؟ آن دسته از همکاران محترم رشته های علوم انسانی که به این شیوه از این پیشنهاد حمایت می کنند، گویا توجه ندارند که باعث چه انشقاق و دو دستگی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه ها خواهند شد.

ختم کلام اینکه متاسفانه از جمیع شواهد برمی آید گروهی از سواران " قطار خالی سیاست " که مسائل آموزش عالی را با چشمان تنگ سیاسی و یا صنفی می نگرند، کوشش می کننند با راه اندازی کانال و کمپین با ایجاد فضایی احساسی امر را مشتبه و دیگران را با خود همراه کنند .راه اندازی کمپین و کانال البته نه خلاف شرع است و نه خلاف قانون، اما دور از شأن مراکز علمی و پژوهشی است؛ آن هم برای انتخاب وزیر مهم علوم، تحقیقات و فناوری.

امیدوارم موضوع انتخاب وزیر علوم بزودی ختم به خیر شود وگرنه بیم آن می رود که کار به راه اندازی کارناوال های خیابانی هم بکشد.

/ 0 نظر / 127 بازدید