علم تاریخ

واقعیت این است که وضعیت رشته تاریخ در کشور ما و از جمله در دانشگاههای ما چندان بسامان نیست. البته در سال های اخیر هم بر تعداد دانشگاه هایی که در آنها تاریخ تدریس می شود، افزوده شده، هم شمار دانشجویان تاریخ رو به فزونی نهاده است، هم بر تعداد نشریات تاریخی اضافه شده و هم اینجا و آنجا سمینارها و کنفرانس های تاریخی برگزار می گردد. اینها همه نشانه های خوبی است و می تواند علامت ارتقاء جایگاه این رشته تلقی گردد، ولی متأسفانه باید گفت؛ چنین نیست و این افزایش کمّی با افزایش کیفیت تؤام نبوده است و معمولا در کلاس های درس تاریخ، نشریات این رشته، سمینارها، کنفرانس ها و ... چندان سخنی تازه مطرح نمی شود و تکرار بیش از ابتکار به چشم می آید.

در تحلیل این وضع می توان بسیار سخن گفت، اما به نظر می رسد اساسی ترین مشکل، مهجور ماندن «علم تاریخ» در میان ماست. منظور از علم تاریخ، علمی است که در آن تعاریف، کلیات، موضوع، اصول و مبانی و بخصوص روش های این رشته مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. هم اکنون در دانشگاه های ما در هیچ یک از سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترای تاریخ، درسی با عنوان «روش تحقیق در تاریخ» تدریس نمی شود و آنچه دانشجویان این رشته ها می خوانند درسی دو واحدی با عنوان کلی «روش تحقیق» است. در بعضی رشته ها و مقاطع نیز دروس انگشت شماری با عنوان «فلسفه تاریخ» یا «کلیات علم تاریخ» تدریس می شود که به هیچ وجه جوابگوی چنین نیازی نیست. نتیجه این وضع آن است که دانشجویان و پژوهشگرانی که در مراکز علمی ما تربیت می شوند، در رشته ای به تدریس و تحقیق خواهند پرداخت که اصول، مبانی و روش های آن را نیاموخته اند و معلوم است که نتیجه کار آنان مطلوب نخواهد بود. البته در این میان می توان حساب استثناها را جدا کرد، ولی وضعیت عمومی تاریخ و مورخان ما فعلا از همین قرار است. جالب اینکه در این میان به دلیل روشن نبودن چهارچوب های علمی این رشته، زمینه برای کسانی که بدون داشتن تخصص وارد این عرصه می شوند نیز فراهم می گردد. حاصل کار عبارت است از مقالات نازل، کنفرانس ها و سمینارهای کم محتوی و نهایتا وضعیتی نابسامان در تحصیل و تدریس و تألیف تاریخ.

به نظر می رسد تنها راه حل این مشکل آن است که در کنار این همه گروه های آموزشی و پژوهشی تاریخ که در دانشگاه های ما فعالیت می کنند، رشته ای با عنوان «علم تاریخ» یا «فلسفه تاریخ» (مقصود فلسفه نقدی یا تحلیلی تاریخ است) راه اندازی گردد و اندک اندک گسترش یابد. در این رشته باید در هر سه مقطع آموزشی لیسانس، فوق لیسانس  و دکتری، تعاریف، اصول و مبانی،  کلیات، و بخصوص روش های علم تاریخ تدریس شود. این کار البته با مشکلاتی جدی روبرو خواهد بود، اما نمی توان به این دلیل شروع آن را به تأخیر انداخت، زیرا مهمترین کاری که باید برای نجات رشته تاریخ از این وضعیت انجام داد همین است؛ راه اندازی رشته «علم تاریخ».

/ 8 نظر / 11 بازدید
ح محمدی

سلام طاعات قبول استاد عزیز نکات مهمی را اشاره فرمودید که همواره عامل عقب ماندگی ما از فعالتهای علمیدر تاریخ شده است. البته پیشنهاد راه اندازی رشته علم تاریخ خوبست اما آیا استاد باکفایت جهت تدریس و آموزش در این رشته وجود دارد؟

تقوی

سلام علاوه بر مشکل کمبود استاد، به نظر میاد مشکل دیگه، معرفی رشته ست که باید انجام بگیره. چون الان حتی بین خود دانشجویان تاریخ هم، مشکل نفهمیدن این مساله هست. خاطرم هست در کلاس کلیات علم تاریخ، همواره یکی از مشکلات شما در انتقال مفاهیم، در بحث بین علم تاریخ و فلسفه علم تاریخ بود که دانشجویان عمدتا دچار اشتباه می شدند. بحث بعدی، توانایی برای ایجاد علاقه برای ورود به این رشته است بویژه در مقطع کارشناسی تا جلوی ورود ناآگاهانه و بعد خروجی های ناقص گرفته بشه... بحث بعدی، توانایی برای ایجاد یک چارت درسی 136 واحدی برای مقطع کارشناسی ست که به نظرم کار چندان راحتی نیست.

تقوی

حتی انحصار در دورهٔ تحصیلات تکمیلی هم نیازمند یک کار طاقت فرساست. چون دانشجویی که چهارسال در دورهٔ کارشناسی (و در خوشبینانه ترین حالت، در رشتهٔ تاریخ) درس خوانده، برای ورود به این رشته شاید زیاد تمایل و رغبت نداشته باشد. مگر همانطور که فرمودید علاقه و شم فلسفی و دید تاریخی داشته باشد که ب نظرم بخش زیادی از این دید (جدای آن بخش که درونی و بر حسب علاقهٔ شخصی ست) در دورهٔ کارشناسی شکل می گیرد. یعنی مشکل اصلی که جنابعالی هم اشاره کردید کمبود واحدهایی است در ارتباط با آشنایی با علم تاریخ. خوشبختانه در گروه ما، این تلاش از سوی اساتید انجام می شود و دانشجویی که علاقه به این مباحث داشته باشد، زیاد با مشکل مواجه نخواهد شد. مشکل عام تر، همان عدم توجه کافی به علوم انسانی در کشور ما هم می تواند باشد. حتی با وجود سابقهٔ رشتهٔ تاریخ در نظام آموزش ما، هنوز مهجور مانده و حالا با مشکل رشته ای به نام «علم تاریخ» یا «فلسفه تاریخ» چه می شود کرد؟

ابراهیمی

سلم جناب استاد . از یک نکته دیگر هم نباید غافل شد و آن اینکه بسیاری از دانشجویان مستعد نیز بدلیل عدم تمکن مالی توانایی ادامه تحصیل به معنای واقعی و دانش جویی حقیقی را ندارند و چه بسا در میانه راه با توجه به مسئله عدم اشتغال خود در آینده تحصیلی انگیزه خود را از دست می دهند . این در حالی است که رشته های مهندسی با زحمات به مراتب کمتر آینده شغلی بهتری برای دانشجویان خود دارند . اما بچه های انسانی ... دوست نزدیک بنده دانشجوی دکترای علوم سیاسی است و اکنون که متاهل نیز شده رزروشن یک مسافرخانه در اصفهان است با حقوق ماهیانه 300 هزار تومان .

ورنوس

استاد به نکته خوبی اشاره کردید.به دلیل نبود چهارچوب های علمی زمینه برای ورود افرادی که بدون داشتن تخصص وارد این عرصه شده اند فراهم گردیده است. هرچند این مساله که هیچ فردی در جایگاه خودش نیست در کشور ما بیشتر نمود پیدا می کند، ولی به نظر می رسد این معضل بیشتر گریبانگیر رشته تاریخ شده تا رشته های علمی دیگر وبه نقل از شما" تاریخ باغ بدون پرچینی است که هرفردی اجازه ورود به آن را پیدا کرده است." به عنوان نمونه در گارگاه آموزش تاریخ شفاهی، که به تازگی برگزار شد، اکثر شرکت کنندگان غیر رشته تاریخ بودند و مشکل بزرگ اساتید در کارگاه این بودکه این افراد را چگونه با فلسفه و روش تحقیق در تاریخ آشنا کنند که به شرکت کنندگان بفهمانندنوشتن تاریخ با داستان و خاطره نویسی فرق دارد.

مریم

با سلام پیشنهاد متین و مفیدی است ، کاش به زودی عملی شود

من کارشناسی ارشد رشته شما رو دارم، الان هم بیکارم[خجالت] استاد یه جایی کار می کنم که با سیکل هم می تونستم برم[بغل] استاد خرج زندگیم مونده[فرشته][فرشته] چه کار کنم؟[سوال] استاد چرا واقعاً؟[سوال][سوال]

قنوات

جناب تاج. با سلام. اگر ممكن است آدرس ايميل خود را برايم بفرستيد.