در باره کتاب خوانی ایرانیان

١.            در باره مطالعه ایرانیان هر چند ماه یک بار آماری از طرف افراد مختلف ارائه می شود که با هم تفاوت های فاحشی دارند. یک دقیقه، دو دقیقه، هفت دقیقه و اخیرا هم که ٧۶ دقیقه اعدادی هستند که بنده طی همین یک سال گذشته در باره آمار مطالعه ایرانیان از قول مسؤولان شنیده ام. فقهاء به چنین پدیده ای می گویند " تزاحم "، و معتقدند هنگامی که دو روایت کاملا با هم ناسازگار باشند، هر دو از اعتبار ساقط می شوند؛ « تزاحما فتساقطا ». بر این اساس بنده معتقدم هیچ یک از این آمارها درست و دقیق نیستند. بخصوص که میان آماری که همین چند ماه پیش ارائه شده (٧ دقیقه) و این آمار اخیر (٧۶دقیقه) بیابان تا بیابان فاصله است.

٢.                   در عرصه علم هر کس آماری را اعلام می کند، ضرورتا باید شیوه تحقیق و تهیه آمار خود را نیز دقیقا مشخص کند تا امکان نقد و داوری کردن در باره آن فراهم آید. در این خبر و اخبار مشابه، هیچ گاه شیوه آمارگیری مطالعه ایرانیان معین و ارائه نشده است. به طور مثال معلوم نیست مفهوم « مطالعه »، خواندن اجباری کتاب های درسی و کمک درسی توسط دانش آموزان و دانشجویان را نیز در بر می گیرد یا خیر؟ نیز معلوم نیست که در این آمارگیری، تیراژ کتب مد نظر بوده؟ میزان خرید کتاب لحاظ شده؟ و یا واقعا ساعات مطالعه مورد توجه قرار گرفته است؟ و در این صورت روش دست یابی به آمار مطالعه کتاب توسط گروه های مختلف مردم چه بوده است؟

٣.                   مسؤولین امر کتاب و کتابخوانی و از جمله " مشاور عالی دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور " هنگام سخن گفتن از افزایش آمار مطالعه در ایران، به افزایش شمار کتابخانه ها و گاه افزایش تیراژ کتاب های منتشره در کشور اشاره می کنند. به نظر این جانب اینها هیچ کدام ملاک های درستی نیستند؛ به این دلیل که شمار قابل توجهی از تیراژ کتب در کشور ما را کتاب های درسی و کمک درسی تشکیل می دهد و اهل کتاب می دانند که تیراژ دیگر کتب در کشور ما بسیار پایین است و معمولا از یک یا دو هزار بیش تر نیست. از این گذشته افزایش کتابخانه های عمومی در شهرهای مختلف کشور نیز نشانه افزایش آمار کتابخوانی نیست، به این دلیل که بیشترین استفاده از سالن های کتابخانه های عمومی توسط دانش آموزان آن هم در ایام امتحانات برای مطالعه کتب درسی و کمک درسی صورت می پذیرد. بر این اساس این کتابخانه ها را باید بیشتر قرائت خانه دانست تا کتابخانه.

در شرایطی که اصولا آمار درستی برای مطالعه ایرانیان در اختیار نداریم، ظاهرا برای سنجش میزان مطالعه باید به سراغ قرائن و نشانه ها رفت و از این طریق به وضعیت کتاب و کتابخوانی ایرانیان پی برد. نشانه ها به ما می گویند که وضع مطالعه کتاب در کشور ما مناسب نیست. از کتاب های درسی گذشته که دانش آموزان و دانشجویان از سر اجبار باید آنها را بخوانند، کتاب های غیر درسی مشتریان چندانی ندارد. این جانب در همین ماه های اخیر با ناشران مختلف و متنوعی در این باره صحبت کرده ام. جملگی بر این عقیده اند که وضع بازار کتاب خوب نیست. یکی از ناشرین دانشگاهی می گفت؛ حتی دانشجویان هم برای خرید کتاب های درسی خود رغبتی نشان نمی دهند. از این گذشته به نظر این جانب آنچه می تواند - تا حدی - معیار سنجش کتابخوانی باشد، آمار فروش کتاب و کتابفروشی هاست که در کشور ما نه تنها رو به افزایش نیست بلکه رو به کاهش هم می رود. راستی اخیرا کدام یک از ما در اطراف خود دیده ایم که کتابفروشی تازه و مهمی راه بیفتد؟ حتی چندی پیش شنیده شد که چند کتابفروشی بزرگ تهرانی نیز اعلام تعطیلی کرده اند. از اینها گذشته همگان مشاهده می کنیم که متاسفانه در کشور ما نفس کتاب و کتاب خوانی در برابر رسانه های تصویری و بخصوص کامپیوتر و اینترنت به شماره افتاده است. این جانب به عنوان یک معلم که با قشر کتابخوان سر و کار دارم، هر چه می نگرم نشانه ای روشنی مبنی بر افزایش آمار کتاب خوانی مشاهده نمی کنم. البته آرزوی همه ماست که هر ایرانی روزانه دهها و صدها دقیقه کتاب بخواند ولی واقعیت این است که میان وضعیت فعلی و تحقق این آرزو فاصله بسیار است.  

 

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی مجتهدی

سلام استاد. سال نو(د) بر شما و خانواده محترم مبارک. این بار اولین نفری هستم كه عرض نظر می‌كنم. بنا به جو زندگیم(و ایضا اخیرا رساله‌ام)، بسیار با كتاب و كتابفروشی مرتبطم و مراتب افسوس خود را از وضع كتابخوانی موجود اعلام می‌دارم! با آرزوی افزایش سرانه مطالعه، و صد البته مطالعهٔ متون مفید و غیر درسی! برای خودم و همه طموطنان عزیزم. التماس دعا

اشکواری

سلام استاد. با مطالعه این مطلب شما، موضوعی را در تاریخنامه مطرح کردم و خوشحال خواهم شد تا نظر شما را نیز جویا شوم. سپاس

محمدحسن جمشیدپور

با درود در مقوله‌ی «كتاب‌نخوانىِ» ما ايراني‌ها، هماره و دستِ كم از سوى طبقه‌ی متوسط و يا نسبتاً مرفه شهرى-طبقه‌های بسيار پايين و بسيار بالا كه عموماً كارى با مقوله‌ی كتاب ندارند-يكى از دلايل عمده، «کمبودِ وقت»(!) عنوان مى‌شود. راستش در اين‌كه چنين بهانه‌اى را بتوان پذيرفت، ترديد فراوانى است؛ از طرفى جامعه‌شناسان متمركز بر امر توسعه، بى‌اعتباري عنصرى به‌نام «زمان» يا وقت را در سطوح خرد و هم كلان را از مهم‌ترين عوارض منفى رايج در جوامع «در حال توسعه» می‌دانند. در واقع واحد سنجش گذر زمان براى مردمان جوامع غيرصنعتى، اغلب نه با ثانيه‌ها و دقيقه‌ها بل‌كه با ساعت وگاه ساعت‌هاست كه سنجيده مى‌شود؛ و به همين علت نيز آن‌چه كه بى‌اهميت بر جاى مى‌ماند همين گذر دایمى و سيال زمان است كه در ادبيات كلاسیک ما با طلا(!) هم برابر دانسته شده‌است.

تا به حال به سر میلانتون سمت چپ نگاه کردین.به اطراف خود با دقت بنگرید.

قیمت کتاب گران نیست...شاید برای شما نباشد؟

89

سلام استاد . یکی از نکات قابل توجه در کشور ارمنستان این است که در مترو و ایستگاه اتوبوس تعداد زیادی ازمردم اعم از زن و مرد , نوجوان و کهنسال در حال مطالعه هستند و برخی اوقات که با مردم عادی صحبت میکردم اطلاعات تاریخی آنان در مورد کشورشان بسیار زیاد بود(البته این اطلاعات تا حدود زیادی با انچه مااز تاریخ کشورمان میدانیم مغایر است ) استاد , ضمنا استعداد شما در تشخیص هویت مستعار نویسان قابل ستایش و تقدیر است .

رضوانی

یاد من باشد فردا حتما دو رکعت راز بگویم با او و بخواهم از او، که مرا در یابد و دل از هر چه سیاهی است بشویم فردا یاد من باشد فردا حتما صبح بر نور سلامی بکنم سیصد و شصت و چهار غفلت را من فراموش کنم سینه خالی کنم از كینه ي این مردم خوب و سلامی بدهم بر خورشید اد من باشد فردا دم صبح خواب را ترک کنم , زودتر بر خیزم چای را دم بکنم و در ایوان حیاط، سفره را پهن کنم در جوار گل یاس نان و چایی بخورم برکت را بتکانم به حیاط, یا کریمی بخورد یاد من باشد فردا حتما نازِ گل را بکشم حق به شب بو بدهم و نخندم دیگر، به ترک های دل هر گلدان چوبدستی به تن خسته ي گل هدیه دهم حوض را آب کنم و دعایی به تن خسته ي این باغ نجیب یاد من باشد فردا به دل کوزه آب ، که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنم تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند آبرویش نرود رخ آیینه به آهی شویم تا که من را بنشاند در خویش من در آن آیینه خواهم خندید خاطر آیینه از اخم به تنگ آمده است یاد من باشد از فردا صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا,آب زمین مهربان باشم با مردم شهر و فراموش کنم هر چه گذشت... سال نو مبارک

اشرف

سلام استاد قنوات اگر میشه لطفا کتاب درمورد جشن های ایران باستان به من معرفی کنید. با تشکر

بابا شاه هستی یم

پیتزا می خوری ییم نمیری ییم! کتاب را برای چه بخوانی ییم؟!! بهتر است به جای کتابی که معلوم نی ییسته که چقدر از محتوای آن راستی یست و چقدر دروغی یست پیتزایی بزنی یه. معده ات را صفایی بدهی یه. مغز و فکر را هر چه بیشتر نداشته باشی یی بیشتر عمر می کنی یه استااااااااااااااااااااااااااااااااااااود بفرمیو...

89/1

سلام استاد! در ارتباط با مطلب شما می خواستم جمله ای رو از دکتر شریعتی نقل کنم. البته سندش معتبره (نامه ای به پسرش احسان): " اگر نمی خواهی بدست هیچ دیکتاتوری گرفتار شوی فقط یک کار کن: بخوان و بخوان و بخوان!" با آرزوی این که هیچگاه از کتاب خواندن خسته نشویم...