از انوری تا نوسترآداموس !

دلیل این حلالیت طلبی، پیشگویی نوسترآداموس (م 1566م) بود که بر اساس آن روز 21 دسامبر (اول دی ماه) همه چیز نابود خواهد شد. اما دیشب 21 دسامبر رسید وچیزی نابود نشد.

واقعیت این است که چنین پیش بینی هایی چندان هم تازه و استثنایی نیستند. موضوع پیش بینی پایان عمر هستی پس از طی مراحلی گوناگون، در بعضی ادیان و روزگاران سابقه دارد و تاکنون هم تحقق نیافته است. در تاریخ خود ما در این باره ماجرای جالبی هست که به شاعر مشهور سده 6ق، انوری ابیوردی، مربوط است.

اوحدالدین انوری ابیوردی که دستی هم در نجوم  و ستاره شناسی داشت و در مرو با سلطان سنجر سلجوقی نیز پیوسته بود، گاهی با بررسی حرکت کواکب و ستارگان برای سلطان سنجر پیش بینی هایی می کرد. قدما این مهارت را علم احکام النجوم می نامیدند. یک بار او و گروهی دیگر از منجمان پیش بینی کردند که در روزی معین، باد و طوفانی سهگین برخواهد خاست؛ درختان را از جا خواهد کند و خانه ها را خراب و ویران خواهد نمود. از میان این منجمان، انوری اصرار زیادی بر این موضوع داشت و این طوفان را حتمی می دانست.

با اعلان این خبر، ترس و وحشت مردم را فراگرفت. آنها در خانه های خود، زیرزمین ها و سرداب هایی کندند و در روز موعود در آنها پنهان شدند مبادا بر اثر طوفان و ویرانی به آنها آسیبی برسد. اما هیچ خبری از باد و طوفان نشد. می گویند آن شب بر سر مناره شهر چراغی روشن کرده بودند، ولی حتی نسیمی نیز نمی وزید که آن را خاموش کند.

روز بعد، سلطان سنجر، انوری را احضار کرد و او را مورد بازخواست قرار داد. ولی انوری بهانه آورد و گفت همه آن بلایا یک دفعه رخ نخواهد داد، بلکه بتدریج اتفاق خواهد افتاد. روزها و ماهها گذشت ولی طوفان و خرابی رخ نداد. این موضوع باعث شد مردم و بخصوص شاعران، انوری را مورد سرزنش قرار دادند و در این باره شعرهایی نیز سرودند. از آن میان شاعری به نام مزید کاتب سرود:

گفت انوری که از جهت بادهای سخت

ویران شود عمارت و ملک سکندری

در روز حکم او نوزیده است هیچ باد

ای مرسل الرّیاح! تو دانی و انوری

/ 9 نظر / 14 بازدید
89

سلام استاد بسیار جالب و خواندنی بود. سپاس[گل]

سلام استاد جهل مردم چیزیه که همیشه میشه روش حساب کرد. هیچکی رو ناامید نمیکنه!!

مریم

چه شهر زیبایی رو برای سفر به تو آخرین روز زندگی انتخاب کردید...[نیشخند] جالب بود مطلبتون... ولی شک بدی به مردم وارد کرد این شایعات

سلام استاد این پست شما نشان می دهد که مردم جهان از هر ملیتی و در طول تاریخ چقدر راحت فریب می خورند .

سارا

سلام تصور میکنم ماهروز عمر مفید خودشو پشت سر گذاشته و شما باید به فکر تعطیلی آن و خداحافظی باشید

امیررضا شهابی

سلام استاد قنوات متن جالبی بود البته من از شاگرداتون نیستم!!! من دوست علی جانم پسرتون تو مدرسه خداحافظ

سلام

سلام . من در این مورد، مثل سارا جان فکر نمیکنم. به هیج وجه.

سارا

خب در مورد همه چیز همینطوره، مثلا برنامه های تلویزیون هر اندازه هم که جذاب باشند بعد از مدتی باید تموم شن و اگه اینکار انجام نشه ممکنه خاطره ی خوب اونا به خاطره ی بدی توی اذهان بینندگان تبدیل بشه! و توی دل اونا جای خودشو از دست بده، و اگه کارگردان اون برنامه هنوز حرفی برای گفتن باقی میبینه باید گاهی وقفه ای در کار بندازه، و مخاطب رو اندکی توی انتظار بذاره، یا اینکه بعدها در قالب برنامه ی جدیدی کارشو شروع کنه! البته اگه شما فکر میکنید ماهروز باید به کارش ادامه بده حتما فکر شما درست تر از منه.

سارا

خب حالا کی خدافظی میکنید؟