تازه چه خوانده ای؟

سخن گفتن در باره فواید مطالعه و ضررهای ترک آن ضرورتی ندارد؛ همگان بر آن واقف هستند و نیازی به تکرار نیست. مهم این است که به دنبال راهی برای رفع این مشکل بگردیم. البته کتاب نخوانی ما مشکلی مهم و بنیادین است و راه حل آن نیز چندان آسان نیست. اما شاید رواج سخنی که یکی از دوستان قدیمی من هر وقت مرا می دید بر زبان می آورد، به حل بخشی از این مشکل کمکی رساند. سال ها پیش دوست جوانی داشتم که معمولا هفته ای یک بار در مرکزی فرهنگی همدیگر را می دیدیم و در باره تاریخ و فرهنگ و فلسفه و سیاست با هم حرف می زدیم. او به محض اینکه مرا می دید، می پرسید: « تازه چه خوانده ای؟ » و من همیشه مجبور بودم چیز تازه ای خوانده باشم تا سؤال او را بی پاسخ نگذارم. البته من هم بلافاصله همین سؤال را از او می کردم و او هم ناچار باید پاسخی می داد. بدیهی بود که زمینه ای برای دروغ گفتن و لاف زدن هم وجود نداشت. از طرف دیگر ممکن بود یک بار در جواب همدیگر بگوییم: « چیز تازه ای نخوانده ام »، ولی تکرار این پاسخ در دیدار بعدی خوش آیند نبود. به هر حال، این پرسش ساده کمک می کرد که ما مرتب چیزی بخوانیم و به همدیگر گزارش آن را بدهیم. حالا فکرش را بکنید اگر در میان مردم یا حداقل اهل فرهنگ و تحصیل کردگان رسم شود که در هر دیداری، بعد از سلام و احوالپرسی، از همدیگر بپرسند: « تازه چه خوانده ای؟ » آیا این کمکی – هر چند اندک - به بهبود وضعیت کتاب خوانی در میان ما نخواهد کرد؟ راستی دوست عزیز شما « تازه چه خوانده ای؟ ».

/ 3 نظر / 6 بازدید
صدقی

به جز کتابهای تخصصی که در این روزها مطالعه می کنم و بیشتر جنبه پژوهشی دارد, کتاب خداوند الموت و کتاب پیامبر و دیوانه را خواندم. بخش هایی هم از کتاب confessions of an economic hit man را خواندم که درباره خاطرات یکی از کارمندان عالی رتبه در سرمایه گذاری شرکت های بزرگ آمریکا است. در این کتاب بخش هایی درباره دخالت های شرکت های آمریکایی در سیاست های ایران و کشورهای دیگر نوشته که خواندن آن جالب است. فکر کنم این کتاب به فارسی هم ترجمه و چاپ شده است.

خواننده

با این اوضا و احوال مگر حسی هم برای خواندن می ماند؟؟؟!

مسافر

گاه تنها راه گریز از روزمرگی مطالعه است. شاید دوستی را تنوانی آن زمان که می خواهی ببینی اما اندیشه های تازه ی بسیاری برای آشنا شدن وجود دارند. اندیشه هایی که چه راست و چه ناراست صاحبانشان دست کم هنگام انتقال آن ها به تو خاموشند و تو می توانی هر قدر که خواستی درباره شان فکر کنی!