ارزیابی مستمر

می دانم همین موضوع باعث شده که گاهی در ذهن دانشجویان، بخصوص آنهایی که هنوز با من درس و کلاسی نداشته اند، موجودی ترسناک جلوه کنم. نفس عدم موفقیت دانشجویان هم برایم دلچسب نیست، هر چند مقصر اصلی این وضع را خود آنان می دانم.

مدت ها بود که فکر می کردم چگونه می توانم این مشکل را حل کنم یعنی دانشجویان را به کار وادارم و به این وسیله کمک کنم که در درس من مردود نشوند و نمرات بالاتری بگیرند. سرانجام راه حلی پیدا کردم که عبارت است از « ارزیابی مستمر ». در بعضی رشته های فنی و ریاضی، ماهیت دروس به گونه ای است که اگر دانشجو در طول هفته درس را نخواند و آن را نفهمد و تمرین های آن را حل نکند، درس هفته بعد را نیز نخواهد فهمید. در بعضی از این رشته ها اصولا کلاس های جداگانه ای با عنوان « کلاس حل تمرین » تشکیل می شود. به همین دلیل دانشجویان مدام با درس و متن درسی خود در تماس هستند و مطالب را در طول یک ترم، اندک اندک می آموزند و پیش می روند. اما ماهیت بیشتر دروس علوم انسانی از جمله تاریخ اینچنین نیست. دانشجو می تواند در طول ترم حتی یک بار هم لای کتاب و جزوه را باز نکند و کل متن را بگذارد در آخر ترم مطالعه کند و نمره قبولی هم بگیرد. آنچه به این وضعیت کمک می کند، این است که معمولا اساتید نیز در طول ترم ارزیابی مداوم و مستمری از مطالعه و پیشرفت علمی دانشجویان صورت نمی دهند؛ در مدارس شیوه ای وجود دارد که عبارت است از پرسیدن درس جلسه گذشته از دانش آموزان یا همان ارزیابی مستمر. معمولا معلمین در هر جلسه و بدون اعلام قبلی، چند دانش آموز را به پای تخته فرا می خوانند، و از آنها درس می پرسند و برایشان نمره ای نیز ثبت می کنند. همین روش ساده باعث می شود که دانش آموزان به مطالعه منظم و مستمر متون درسی خود وادار شوند و مطالب را اندک اندک و هفته به هفته بیاموزند. به این صورت در هنگام امتحان، در حقیقت متن درسی را دوره و در امتحان شرکت می کنند. در کلاس های دانشگاهی این شیوه چندان مرسوم نیست. من خود قبلا فکر می کردم که این یک سنت پیش دانشگاهی است و در شأن دانشگاه نیست که در کلاس های آن، این شیوه به کار گرفته شود. دانشجویان هم با این شیوه موافق نبودند زیرا معمولا با خواندن و مطالعه کردن، بخصوص از نوع منظم و مستمر آن میانه خوبی ندارند. در چنین وضعی، همه چیز می ماند برای آخر ترم. حال اگر کسی مثل من پیدا شود که سؤالات دقیق و گاه غافلگیر کننده بدهد، نتیجه همان می شود که گفتم؛ 25 درصد می افتند و دیگران هم نمره متوسط می گیرند.

برای حل این مشکل من از دو ترم پیش، شیوه تازه ای را به کار بستم. در سال تحصیلی گذشته، در کلاس درس « فلسفه تاریخ » دوره کارشناسی ارشد، با پیش بینی رخ دادن این وضع و سنگین و دشوار بودن متن درسی، به دانشجویان گفتم: هر جلسه یک امتحان کتبی می گیرم؛ یک سؤال می دهم که یک نمره دارد و آن را از سقف نمره پایان ترم کم می کنم. نتیجه کار آن شد که در آخر ترم همه دانشجویان از وضع خود باخبر بودند. به همین دلیل، دو سه نفری که وضع نمراتشان خوب نبود، درس را حذف کردند و آنان که ماندند نیز _ بجز یکی دو نفر _ نمره قبولی گرفتند. این در حالی بود که اگر چنین نمی شد، مسلما تمامی دانشجویان کلاس از آن درس مردود می شدند. این تجربه موفق باعث شد که در ترم گذشته این شیوه را در چند کلاس دوره کارشناسی هم اجرا کنم. البته به دلیل شلوغی کلاس های دوره لیسانس، امکان گرفتن امتحان کتبی نبود، اما در تمامی جلسات، به صورت تصادفی، از دانشجویان درس جلسه گذشته را پرسیدم و برای هر بار پرسیدن نیز یک نمره در نظر گرفتم. البته بعضی سراسر ترم آه کشیدند و ناله کردند، ولی نتیجه بسیار خوب بود؛ در امتحان پایان ترم معدل نمرات بالا رفت. تعداد نمرات الف (بین 17 تا 20) افزایش چشمگیری پیدا کرد و تعداد دانشجویانی که مردود شدند، از دو سه درصد فراتر نرفت.

این تجربه به من آموخت که نباید هر شیوه و روشی متعلق به دوره ای پایین تر را تنها به این دلیل که ما در دوره ای بالاتر به کار مشغولیم، نادیده گرفت. نیز برایم ثابت شد که هنوز هم « کار نیکو کردن از پر کردن است ». بنابراین تصمیم گرفته ام این روش را در ترم های آینده نیز به کار ببندم. از این پس در کلاس های خلوت، هر جلسه امتحان کتبی خواهم گرفت و در کلاس های شلوغ، هر جلسه درس خواهم پرسید.          

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حالگیر

فکر کنم خیلی بد توضیح دادم و الکنی زبانم را بیش از پیش نمایان کردم. از این باب عذرخواهی می کنم.

مهدیخانی

با سلام خدمت آقای دکتر قنوات دردانشگاه اصولا باید از شیوه هایی مانند واداشتن دانشجویان به کارهای گروهی و تحقیق و کنفرانس استفاده نمود ولی با توجه به عدم وجود امکانات کارهای گروهی و تعداد بیش ازحد دانشجویان در هر کلاس این شیوها چندان عملی شدنی نیست. پس ناگزیر باید هر شیوه ای را که نتیجه بخش است به کار گرفت.

سلام استاد.اگر به مطالب جديد وبلاگ سرعت بدهيد و وبلاگتان با تاريخ روز پيش ببريدخيلي بهتر است.نظرتان راجع به انقلاب 58 و مردم ، سهم آنها ،انگيزه و هدف واقعي ايشان و...بر اساس يك ديدگاه ناب تاريخي بدون جهت بيان كنيد.با تشكر

رحمتی

سلام استاد من یکی واقعا باشیوه ای که درپیش گرفتیدموافقم وخودم ازفوایداون بهره مند شدم. فقط به شرطی که آخرترم هم زیادسختگیری نکنید ومثل ترم گذشته سوالات روطرح کنید! باتشکر

الکی خوش

به شرط اینکه نمره اخر ترم بچه ها را هرچی دلتون خواست ندهید حالا کی دنبال بار علمی که شما هستید حتی استاد ها هم دلشون میخواد بچه ها زود قبول بشن درضمن اگر سوالات پایان ترم را اسان تر بگیرید این همه دنگ وفنگ لازم نیست

خورشید

سلام با نظرتون موافقم اما به نظر من این روش به این دلیل تو دانشگاه هم جواب میده که جو و فضای دانشگاه ها هم مثل مدرسه شده.یعنی زورکی درس خوندن. اما اگه تو دانشگاه فضای علمی تری حاکم بود این روش ها ملال آور میشدند.من هیچ وقت نتونستم درس های دکتر جلیلی رو هر جلسه آماده کنم و در طول هر ترم بیشترین مشکلی هم که داشتم با درس های ایشون بود چون روششون همون روش دوران مدرسه بود و من هر چه تلاش میکردم نمیتونستم خودم رو با استاد هماهنگ کنم.من تازه الآن که دانشجوی ارشد هستم به آرزوی تحصیلی ام دارم میرسم و آن اینکه هرچه دلم بخواهد بخوانم نه هر چه استاد بگوید. امیدوارم تو روشتون موفق باشید بلکه سطح نمرات بچه های مشهد بالاتر بشه راستی استاد بی اجازه لینکتون کردم اگه موافق نبودید بفرمایید...

اسحق فتحی

درود بر شما استاد گرانمایه ارزیابی اگر همه جانبه نباشد همواره ناقص و معمولن غیر منصفانه است من هرگز قبول ندارم که آنها که نمرات بیشتری میگیرند دانشجویان برتری هستند علتش هم اینست که بجای اینکه از دانشجو بخواهند که فکر کند و نظر بدهد فقط ازش میخواهند که این را که من میگویم بخوان و یاد بگیر !! تا زمانیکه ارزیابی ها بر مبنای محفوظات باشد مشکل حل نمیشود باید "تفکر" مبنای ارزیابی قرار بگیرد نه "حافظه"-زنده باشید[خداحافظ]

ارادتمند

سلام و درود . استاد تو را به همونی که می پرستید مفت به کسی نمره ندید و در کلاسها به جای اتکا به جزوه تحلیل را بالا ببرید. این ضعف اطلاعات و تحلیل امروز گریبان گیر ما بچه های ارشد شده.

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بی​بدل است نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی​ثبات و بی​محل است به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش چنین که حافظ ما مست باده ازل است...

حسین کریمی

با عرض سلام. ارزيابي مستمر خوبي دارد اما داراي معايبي نيز مي باشداز جمله محدود شدن به مطالب كتاب؛ايجاد دلهره واسترس ؛تفكر نمره اي و... همچنين روش شما اين است كه فقط از جلسه قبل مي پرسيدودانشجو مطالب جزئي را مي خواند و ديد كلي ندارد و مفهوم كل فصل رانمي فهمد.