مشکلات تقویم قمری

در دوره اسلامی، هجرت پیامبر از مکه به مدینه مبدأ تاریخ قمری قرار گرفت که تا به امروز باقی است و تغییری نکرده است. اما نکته مهم اینکه با گسترش قلمرو اسلام و درآمدن اقوام مختلف تحت تابعیت دولت اسلامی و نیز پیچیده شدن امور دولتی و دیوانی، اندک اندک مسلمانان و دولتمردان اسلامی با مشکلاتی روبرو شدند، زیرا تقویم ساده قمری، دیگر جوابگوی گستردگی و پیچیدگی امور مالی و دیوانی آنان نبود. به عنوان مثال؛ گاه به دلیل آنکه در طول یک سال شمسی، دو سال قمری حلول می کردند، میان مأموران حکومتی و کشاورزان بر سر پرداخت مالیات زراعی اختلاف بروز می کرد؛ مأموران در یک سال دو بار مالیات طلب می کردند و کشاورزان که تنها یک بار محصول برداشت کرده بودند، قادر به پرداخت مالیات مجدد نبودند. ظاهرا همین، یکی از دلایلی بود که در سده 5 ق و در دوره جلال الدین ملکشاه سلجوقی، گروهی از منجمان از جمله خیام نیشابوری، تقویم شمسی را بر اساس مبدأ هجرت پیامبر(ص) تنظیم کردند و تقویم جلالی را ترتیب دادند که تقویم رسمی ما هم اکنون نیز همین تقویم جلالی است. از آن پس حداقل در ایران این دو تقویم رواج داشته است. به عنوان مثال افضل الدین کرمانی در کتاب عِقد العُلی لِلمَوقف الاَعلی بعضی حوادث را بر اساس تقویم هلالی ( قمری ) و بعضی دیگر را بر اساس تقویم خراجی ( شمسی ) ثبت کرده است.

اما از مشکلات کشاورزان و دولتمردان که بگذریم، باید به مشکلات مورخان نیز در این باره  اشاره کنیم: واقعیت این است که تقویم قمری برای ثبت حوادث تاریخی بسی نامطمئن و آسیب پذیر است و این عمدتا ناشی از روش تعیین آغاز سال و ماه در این تقویم است که متکی است به رویت هلال ماه. بروز این مشکل حداقل در آغاز و پایان ماه رمضان برای همگان آشکار می گردد ( و اوج آن را در همین روزها در اختلاف موجود بر سر تعیین روز عید فطر شاهد هستیم ). به عنوان نمونه گاه میان آغاز یا پایان این ماه در دو کشور اسلامی، دو روز تفاوت وجود دارد. بر این اساس، چگونه می توان تاریخهایی را که در باره وقایع، در کتب مختلف تاریخی ( که در نقاط مختلف دنیای اسلام نوشته شده اند )، ثبت شده، با هم تطبیق داد؟ اینچنین، محققان تاریخ اسلام، باید به عدم قطعیت این تاریخ ها ( حداقل روز و ماه آنها ) توجه لازم را نشان دهند.

تقویم قمری البته تقویم دینی و مذهبی ماست و هیچ گریزی از کاربرد و استفاده از آن نیست، دلیل آن نیز اینکه چه در ایران که تقویم هجری شمسی رسمی است و چه در بسیاری کشورهای عربی که از تقویم میلادی استفاده می کنند، این تقویم نیز همچنان رایج و برقرار است. بنابراین آنچه باید به آن توجه کرد، تنها عدم قطعیت تاریخ های ثبت شده حوادث در منابع تاریخ اسلام و کوشش بیشتر پژوهشگران در تطبیق  و مقایسه آنهاست. 

 در دوره های اخیر بعضی از پژوهشگران برای تطبیق این تاریخ ها شیوه ها و جدول هایی ترتیب داده اند. یکی از بهترین این آثار کتاب گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله اثر مرحوم احمد بیرشک است که در آن، سال های میلادی، هجری قمری و هجری شمسی ( حتی ماه و روز آنها ) با هم مقایسه و تطبیق شده اند.

/ 4 نظر / 81 بازدید
حاجی محمد

در گذشته هم این اختلافات تا این اندازه جدی بوده است؟ اصلا در منابع اختلافات جدی در باره ی این قضیه وجود دارد؟ استاد! اگر ممکن است معرفی کنید تا بخوانم. ممنون

مهدی

با عرض سلام خدمت استاد محترم من دانشجوی ارشد تاریخ تمدن ملل اسلامی هستم و قصد ادامه تحصیل در این رشته را دارم اگر ممکن است در مورد منابع و نحوه شرکت در آزمون راهنمایی بفرمایید - متشکرم

محمدرضا مهدی

با سلام. آقای دکتر. در قرآن محمدی تقویم بعنوان قمری وجود ندار د کلمه سال در قرآن فقط به سالهای شمسی اطلاق می شود ""سری ماههائی که حالا به وسيله مسلمانان استفاده ميشود را سری قديمی مکه می نامند که تعيين شده بود از روی اتفاقات مهمی که در آن زمان رخ می داده و نامهای سری مکه عبارت بودند از 1- صفر الاول 2- صفرالاخر 3- ربيع الاول 4- ربيع الاخر 5- جمادی الاول 6- جمادی الاخر 7- رجب 8- شعبان 9- رمضان 10- شوال 11- ذوالقعده 12-ذوالحجه 1- صفرالاول- نام آن را بعدها تغيير دادند و به نام محرم نامگذاری نمودند و يک ماه مقدس می باشد (بنا بر قول نويسنده عرب بخاری Buchari ) ريشه لغت صفريعنی خالی بودنTo be empty هم چنانکه دو ماه صفر در فصل زمستان قرار می گرفته و فصل بارندگی و سرما بوده است و چون هيچ محصولی در آن موقع برداشت نمی شده بدترين دوره برای بدست آوردن غذا بوده است ( ولهاوزن ص 96 ). 2- ربيع- پس از پائيز و باران زمستان آغاز می شده و جلگه ها سر سبز می گشته و قبيله ها گله های خود را در دشتها پراکنده می نمودند و شترها دهمين ماه بارداری خود را می گذراندندو اين گفته بوسيله علم صرف Etymology ت

محمدرضا مهدی

باسلام. ادامه ...... 3- ريشه لغت جماد به معنی سبز شدن سخت می باشد که متناسب است با سرمای تيز[1] 4- ماه رمضان يعنی سوزان که هيچ شکی در آن وجود ندارد 5- ماههای شوال و شعبان که ريشه معانی مطمئن آن در دست نيست[2] 6- سه ماه ديگر رجب - ذوالقعده- ذوالحجه از روی جشنها گرفته شده است. در ماه رجب جشنی برگزار می شده در مکان مقدس که شتر و گوسفند قربانی می نمودند و ريشه لغت به معنی بيم داشتن يا احترام گذاردن می باشد و بنا بر اين آن را مقدس می خواندند. 7- دو ماه ديگر نسبت داده شده به ماه زيارت رفتن. ذوالقعده به ماه جلسه يا نشست معروف است The month of sitting. اين نام را برای اين انتخاب نمودندچون هيچگونه سفری در اين ماه انجام نمی شده و يا هيچگونه گردش و شکاری در آن ماه صورت نمی گرفته و آن اولين ماه از ماه صلح می باشد. نام ذوالحجه از خود مراسم حج گرفته شده است." همچنانکه ديديم ماههای عربی اصولا بر مبنای سال شمسی درست شده است و آن بايد ثابت بوده باشد در متد تجربی. البته ماههای سری مکه از اصلاح تقويم سريانی بدست آمده است همچنانکه می بينيم در تقويم سريانی ماهها همانند تقويم عربی می ب